صفحه اصلی » دانستنیهای مدیریتی » راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)
مدیریت اجرایی MBA
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

راه اندازی کسب و کار موفق

برای اطلاعات بیشتر درباره این دوره با شماره تلفن  05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید.

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

۲۱ روش عالی برای اینکه کسب و کار موفق خودتان را به راه بیاندازید – برایان ترسی

آنچه که قرار است بخوانید می­تواند زندگی و تجارت­تان را تغییر دهد. همه­ تاجران موفق هر روز این راهکارهای آزمایش شده را تمرین می­کنند پس شما هم می­توانید.

مقدمه

امروزه بیش از هفت میلیون نفر میلیونر در ایالات متحده وجود دارد که اکثرشان خود ساخته­ اند. دست کم ۷۴ درصد این میلیونرها ثروت­شان را از راه شروع و راه اندازی کار و کاسبی خودشان به دست می­آورند و آنچه صدها هزار و میلیون­ها نفر انجام داده­اند، شما هم می­توانید انجام دهید.

آنچه خواهید آموخت می­تواند در مسیر موفقیت کاری­تان، موجب صرفه­جویی در میلیون­ها تومان پول و چندین ماه و حتی سالها کار دشوار شود. اخیراً یک کارآفرین جوان در دالاس به من گفت که در این مطلب ایده­ای وجود دارد که وی از آن آگاه نبوده و برایش هزینه­ای معادل هشت سال ناکامی، تلاش بی­نتیجه و بیش از صدها هزار دلار ضرر مالی در پی داشته است.

مرد جوان دیگری که اهل تمپا بود، به من گفت که وقتی بیکار و خانه­ نشین بوده شروع به خواندن این ایده­ها کرده است. او اکنون میلیونری است که کار و کاسبی­اش در سه ایالت گسترده شده است. زنی در ساکرامنتو به من گفت که هنگامی که طلاق گرفته و بی­پول بود شروع به استفاده از این ایده­ها کرده است. امروز او شرکتی با ۳۲ کارمند، همسری جدید، خانه­ای زیبا و حساب بانکی پر از پول دارد.

من به شخصه برای یادگیری این درس­های کلیدی هزینه­ی زیادی پرداخت کرده­­ام. بعد از  پانزده سال برای شرکت­های مختلف کار کرده بودم، فکر کردم آمادگی این را دارم که کسب و کار خودم را راه بیندازم و یک روز همین کار را کردم. احتمالاً این تنها کار درستی بود که در ابتدای مسیر کاری­ام انجام دادم: این که اولاً شروع کنم در مدت زمان دو سال هرچه را در بزرگ سالی به دست آورده بودم خرج کردم یا از دست دادم و یاد گرفتم که دوباره بفروشم. خانه­ام را فروختم، ماشینم را فروختم، اسباب و اثاثیه­ی منزل و هر چیزی که مردم حاضر بودند بابت آن پولی بپردازند را فروختم. من برای  سفره­ی همسر و دو فرزند کوچکم خالی نباشد، از دوستان و خانواده­ام پول قرض کردم؛ سپس هوشیار شدم و از خود پرسیدم: چرا بعضی از کسب و

کارها موفق­تر از بقیه هستند؟ دست به کار شدم تا پاسخ آن را بیابم. هرچه را پیدا کردم، مطالعه کردم و امتحان کردم. به برنامه­های صوتی گوش دادم و در سمینارها شرکت کردم. از کارآفرین­های دیگر راهنمایی خواستم و در نهایت کار و کاسبی­ام را زیر و رو کردم.

امروز یک شرکت چند میلیون دلاری دارم که در هفده کشور فعالیت می­کند. در یک خانه­ی زیبا در کنار یک زمین گلف در سان­دیه­گو زندگی می­کنم. در پانزده سال گذشته، این اصول را به بیش از پنج هزار شرکت، از شرکت­های کارآفرینی کوچک تا شرکت­های موجود در فهرست پانصد شرکت برتر مجله­ی فورچون، آموزش داده­ام. چیزی که اثبات کرده­ام این است که این ایده­ها ساده و عملی بوده و به راحتی قابل استفاده هستند. اشخاص و شرکت­هایی که از این راه­بردها استفاده کرده­اند، توانسته­اند فروش و نقدینگی خود را افزایش و

هزینه­هایشان را کاهش دهند و سودشان را بالا برده­اند که در برخی موارد این اتفاق در چند هفته افتاده است.

مطالبی که در این برنامه خواهید آموخت، بیش از حد تصورتان به شما کمک خواهد کرد به شرطی که این ایده­ها را جدی بگیرید و به کار ببندید. حتماً به گوش­تان خورده که هشتاد درصد از کسب و کارها در دو سال اول شکست می­خورند، اما خوب است بدانید نود درصد از کسب و کارهایی که توسط افرادی راه اندازی شده که

می­دانند چه می­کنند، پس از گذشت پنج سال هنوز هم مشغول فعالیت و در حال رشد هستند. شما هم باید همین هدف را دنبال کنید. امروز عصر کارآفرین­هاست. امروزه تعداد کارآفرین­ها و تنوع کارهای ایجاد شده، بیش از هر زمان دیگری در تاریخ مشاغل آمریکا است. شما هم می­توانید کاری را که سایر کارآفرین­های موفق و صاحبان مشاغل می­کنند، انجام دهید، به شرطی که روش آن را یاد بگیرید.

به یاد داشته باشید افراد موفق در کسب و کار از شما زرنگ­تر نیستند، از شما بهتر هم نیستند. آنها معمولاً افرادی عادی هستند که زودتر از رقبای­شان روش درست کار را فهمیده­اند. این همان چیزی است که در ۲۱ روش عالی برای ایجاد کسب و کار موفق خودتان خواهید آموخت. اجازه دهید شروع کنیم.

۱. تصمیم بگیرید دقیقا چه می­خواهید

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

مهم­ترین کلمه در بحث­های مربوط به موفقیت، کلمه­ی «وضوح» است. باید کاملاً برایتان واضح و روشن باشد که چه چیزی از کسب و کارتان می­خواهید، باید در هر مرحله­ی زندگی کاری و شخصی برای­تان واضح باشد که چه می­کنید و دلیل این کار چیست. گفته شده که «تعصب» یعنی دو برابر کردن تلاش­تان در زمانیکه هدف­تان به کلی فراموش شده است. تعریف حماقت هم این است که کاری را بارها و بارها تکرار کنیم و توقع داشته باشیم، نتیجه­ی متفاوتی کسب کنیم. کاسبان موفق شدیداً هدف­گرا هستند. آنها دقیقاً می­دانند چه می­خواهند و هر روز برای رسیدن به هدف­هایشان تلاش
می­کنند، در نتیجه دستاوردهایشان در تمام جنبه­های زندگی، بسیار بسیار بیشتر از یک فرد معمولی است. شما هم تنها در صورتی در راه­اندازی و گسترش کار خودتان موفق خواهید بود که به وضوح از ابتدا بدانید چرا این کار را می­کنید و بدانید جایگاه این کار در بقیه­ی زندگی شما چگونه است. هر چه درباره­ی هدف­هایتان و نحوه­ی دستیابی به آنها بیشتر فکر کنید، عملکردتان بهتر شده و فرد موثرتری خواهید بود. این یک فرمول ساده­ی هفت مرحله­ای برای هدف­گذاری است که می­توانید از آن در زندگی

کاری­تان برای تعیین و دست یابی به هر هدفی استفاده کنید:

۱. تصمیم بگیرید دقیقاً چه می­خواهید، اغلب افراد، هیچ وقت این کار را نمی­کنند.

۲. آن را یادداشت کنید. هدفی که نوشته نشده باشد، فقط یک آرزو یا خیال است.

۳. برایش مهلت تعیین کنید و اگر هدف به حد کافی بزرگ یا طولانی بود، برای هر بخش از آن مهلتی جداگانه تعیین کنید.

۴. و چهارمین مورد این است که تمام کارهایی که لازم است برای دست یابی به هدف­تان انجام دهید، فهرست کنید فرقی نمی­کند هدف­تان رسیدن به سطح خاصی از فروش و سوددهی باشد یا هر هدف دیگری در زندگی کاری یا شخصی.

۵. با تعیین اولویت برای فعالیت­های مختلف، فهرست آن را به صورت یک برنامه تنظیم کنید. تصمیم بگیرید اول چه­کاری را باید انجام دهید و بعد از آن چه کاری باید بکنید. تعیین کنید چه چیزی مهم­تر است و چه چیزی اهمیت کمتری دارد.

۶. ششمین مرحله این است که برای عملی کردن برنامه­ی خود، به سرعت اقدام کنید. فکر کنید موقعیتی اضطراری پیش آمده است. همین حالا انجامش دهید. تمام کارآفرین­های موفق به شدت عمل­گرا هستند. آنها همیشه مشغول انجام کاری هستند که در جهت دستیابی به اهداف­شان کمک­شان کند.

۷. و هفتمین و شاید مهمترین قدم در فرمول دستیابی به اهداف این باشد که هر روز کاری را انجام دهید که شما را به سوی مهمترین هدفتان، (هر هدفی که در آن زمان دارید) پیش ببرد. در زندگی شخصی و کاری­تان حرکت ایجاد کنید. وقتی شروع کردید، آن قدر ادامه دهید تا به هدف­تان برسید.

شاید این بهترین تمرین هدف گذاری باشد که یاد خواهید گرفت. می­توانید بارها و بارها از آن در کارتان استفاده کنید. با یک کاغذ سفید شروع می­کنید. ده هدفی که می­خواهید در دوازده ماه آینده به آن برسید را فهرست کنید. هدف­های خود را به زمان حال بنویسید، گویا که قبلاً به واقعیت رسیده­اند و هر هدف را با کلمه­ی «من» شروع کنید؛ مثلاً بنویسید «من هر ماه x تومان محصول یا خدماتم را می­فروشم.» یا می­توانید بنویسید: «من هر ماه x تومان سود می­برم» وقتی فهرست اهداف­تان کامل شد، برگردید و هدفی را انتخاب کنید که در صورت دست یابی به آن می­تواند بیشترین تأثیر مثبت را بر کسب وکار شما داشته باشد. این هدف شماره­ی یک را به عنوان خواسته­ی اصلی و قطعی خود در نظر بگیرید و آن را بالای برگه­ی دیگری بنویسید؛ سپس برایش مهلت تعیین کنید، برنامه ریزی کنید، طبق برنامه­تان عمل کنید و تصمیم قطعی بگیرید که هر روز کاری انجام دهید تا در نهایت به آن هدف برسید. این تمرین ساده، شما را متمرکز نگه می­دارد، به شما کمک می­کند،

قدرت­هایتان را متمرکز و خلاقیت­تان را آزاد کنید، انرژی­تان را افزایش داده و زندگی­تان را تغییر دهید. خودتان امتحان کنید و نتیجه­اش را ببینید.

۲. تعیین کنید آیا کارآفرینی برای شما مناسب است یا نه؟

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

فقط حدود پنج درصد از مردم مناسب این هستند که کسب و کار خودشان را راه اندازی کنند. ۹۵ درصد دیگر مردم با کار در شرکت­ها یا سازمان­های بزرگ­تر بسیار خوشبخت­تر و کارآمدتر هستند. اگر می­خواهید در دراز مدت موفق باشید، باید از همان ابتدا تعیین کنید آیا برای کارآفرین شدن ساخته شده­اید یا نه؟ انگیزه­ی اصلی برای کارآفرین شدن پول نیست، بلکه آزادی است. برای موفقیت در کارآفرینی اشتیاق شما برای آزادی شخصی و خود کنترلی باید آنقدر زیاد باشد که بر تمام فداکاری­ها و سختی­هایی که با آن روبه­رو خواهید شد غلبه کند. یک کارآفرین به طور متوسط شصت ساعت در هفته کار می­کند که تقریباً شش روز در هفته است و معمولاً تا دیروقت ادامه دارد. وقتی کار و کاسبی خودتان را راه می­اندازید، باید آمادگی این را داشته باشید که به مدت چهار تا هفت سال بسیار بسیار سخت و شدید کار کنید تا به موفقیت مورد نظرتان برسید.

دو عنصر مهم در کارآفرینی عبارتند از:

۱. جرأت پذیرش خطرهای بزرگ در رابطه با پول و وقت­تان؛

۲. استقامت کافی برای تحمل ماه­ها و سالها سختی تا بالاخره به موفقیت برسید.

دست کم هشتاد درصد کسانی که امنیت کار حقوق بگیری را رها می­کنند تا کاری آزاد برای خودشان دست و پا کنند، به این نتیجه می­رسند که انتخاب شغلی مناسبی انجام نداده­اند و به زودی به دلیل ساعت­های طولانی کار و مشکلات تمام نشدنی، روحیه­ی خود را از دست می­دهند، متوجه می­شوند که از کار فردی و این که مسئولیت همه­ی کارها (از جمله جارو زدن زمین و تمیز کردن دست شویی­ها) به دوش­شان باشد، خوش­شان نمی­آید. آنها به آرامش، همراهی و امنیت موجود در کار درون یک سازمان بزرگ­تر نیاز دارند که در حوزه­ی تخصص خود مشغول کار شوند و افرادی اطراف­شان باشند تا وظایف جانبی و کمکی را انجام دهند.

باید مهم­ترین هدف شما در زندگی رسیدن به خوشبختی باشد. فقط در صورتی در کارآفرینی به خوشبختی

می­رسید که واقعا کارتان را دوست داشته باشید و بتوانید سالیان متمادی تمامی هم و غم­تان را صرف ساختن کسب و کارتان کنید، حتی اگر در ابتدا فواید کمی عایدتان شود، زمان این که تعیین کنید کارآفرینی برای­تان مناسب است یا نه، قبل از شروع کار است، نه بعد از  ماهها از زندگی­تان را سرمایه گذاری کرده­اید و میلیون­ها تومان پولی را که با جان کندن به دست آورده­اید، از دست داده­اید.

۳. کاری را انتخاب کنید که برای­تان مناسب باشد

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

راه­اندازی یک کسب و کار مانند ازدواج است. باید همخوانی زیادی میان شخصیت شما و نوع کاری که

می­خواهید واردش شوید وجود داشته باشد. برخی افراد در یک کار شکست می­خورند، اما در کار دیگری به موفقیت بزرگی می­رسند، چون برای یک جور کار مناسب نبوده­اند ولی برای کار دیگر کاملاً مناسب بوده­اند.

«رالف والدو امرسون» در یکی از آثارش گفته: «هیچ کاری بدون شور و اشتیاق به موفقیت نمی­رسد.» توانایی شما در بوجود آوردن و تقویت شور و شوق­تان بسیار ضروری است تا بتوانید در مقابله با موانع و سختی­ها راهتان را ادامه دهید.

فقط در صورتی در تولید یا فروش یک محصول یا خدمات موفق می­شوید که واقعاً به آن ایمان داشته باشید و به آن اهمیت بدهید. باید چیزی باشد که از فروختن آن به پدر، مادر یا بهترین دوست­تان خوشحال باشید.

پس با استعدادها، توانایی­ها، تجربه­ها، معلومات، علایق و پیشینه­ی خود شروع کنید. تنها با انجام کاری که واقعاً ازآن لذت می­برید، موفق خواهید شد. چیزی که علاقه­مندتان سازد، چیزی که جذب­تان کند و توجه­تان را به خود جلب کند. وقتی به فعالیت­های قبلی­تان نگاه می­کنید متوجه می­شوید که محصولات، خدمات و

فعالیت­هایی وجود دارد که مجذوب آن می­شوید، این ­ها می­تواند نشانه­های خوبی برای آن نوع کاری باشد که شما امروز باید داشته باشید.

به یاد داشته باشید همیشه در صورتی بیشترین موفقیت را کسب خواهید کرد که کاری را انجام بدهید که واقعا دوست دارید یا برای کالایی بازاریابی کنید که واقعاً به آن علاقه دارید. وقتی می­خواهید کسب و کاری را شروع کنید در ابتدا به جای  به دنبال محصولی کاملاً جدید باشید به دنبال بهتر کردن یک محصول یا خدمات موجود باشید. دنبال کالایی بگردید که بتوانید ارزان­تر، سریع­تر با کیفیت بالاتر یا با امکانات و مزایای بیشتری به بازار بیاورید. به یاد داشته باشید که یک ایده کافی است فقط ده درصد جدیدتر و بهتر باشد تا بتواند سهم قابل

ملاحظه­ای از بازار را به خود اختصاص دهد.

هر مطالبی را که درباره­ی کسب و کارهای بالقوه به دست­تان می­رسد، مطالعه کنید. چشمتان به دنبال محصول یا خدماتی باشد که مردم نیاز دارند اما کسی آن را عرضه نمی­کند. با دوستان­تان صحبت کنید در کار یا رشته­ی خودتان جست و جو کنید. ممکن است در چیزی که فکر می­کنید باید کسی آن را در بازار محل زندگی یا کار شما عرضه کند، ایده­ای چند میلیون تومانی رو به روی­تان ایستاده باشد. چشم­ها و گوش­هایتان را برای

فرصت­های شغلی جدید که در اطراف­تان پیش می­آیند، باز نگه دارید و تیز کنید؛ به خصوص به ندای درون­تان گوش فرا دهید. چه نوع محصول یا خدماتی را واقعاً دوست دارید به بازار بیاورید و به وسیله­ی آن یک کسب و کار موفقی راه بیندازید؟ این نقطه­ی شروع آغاز کسب و کار شماست.

۴. مشتری خود را به روشنی بشناسید

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

مهمترین سوال اساسی در بازار سنجی و برنامه­ریزی فروش این است: «مشتری من کیست؟» ناتوانی در ارائه­ی پاسخی کاملاً روشن به این سوال دلیل اصلی شکست کسب و کارهاست. چون صاحبان مشاغل در مورد مشتری­شان ابهام دارند، محصول یا خدمات را برای خریدارانی عرضه می­کنند که وجود خارجی ندارند یا تعدادشان آنقدر نیست که باعث موفقیت در آن کار شود.

مشتری شما دقیقا چه کسی است؟ ویژگی­های او را با جزئیات بیان کنید. چند ساله است؟ چه نوع تحصیلاتی دارد؟ درآمدش چقدر است؟ شغلش چیست و از این نظر در چه سطحی قرار دارد؟ پیشینه یا تجربه­ی او، به خصوص در زمینه­ای که به محصول یا خدمات شما مربوط می­شود، چقدر است؟ چه نوع علاقه­ها، باورها،

ارزش­ها و نگرشی دارد؟ همه­ی این اطلاعات را در نظر گرفته، با آنها توصیفی از مشتری ایده­آل­تان بنویسید؛ مشتری تمام عیار محصول یا خدماتی که به فکر عرضه­اش هستید، سپس از خودتان بپرسید: چرا مشتری من این محصول را می­خرد؟ مشتری بالقوه من چه چیزی را در آنچه می­فروشم ارزش می­داند؟ به دنبال چه فایده­ای است؟ مهم­ترین انگیزه­ی مشتری من چه چیزی است که باعث می­شود چیزی را که می­فروشم یا در فکر فروشش هستم، بخرد؟ محصول یا خدمات من چه کاری برای مشتری­ام انجام می­دهد؟ مهمترین سودی که مشتری­ام با استفاده از محصول یا خدمات من به دست می­آورد چیست؟ و مهم­تر از همه این که چه چیزی باعث می­شود مشتری­ام متقاعد شود که این محصول یا خدمات را از من بخرد نه از کس دیگری؟

برای  محصولی بتواند بازار خوبی داشته باشد، باید از سه نظر بهتر باشد. باید سریع­تر و ارزان­تر باشد یا استفاده از آن آسان­تر باشد. باید از یک جنبه­ی مهمتر، بهتر یا شامل امکانات یا مزیت­های بیشتری باشد، باید حرفه­ای­تر به فروش برسد، بهتر تحویل داده شود و خدماتش سریع­تر انجام گیرد.

محصول یا خدمات شما از کدام سه لحاظ، نسبت به محصولات موجود برتری دارد؟ آیا بازار محصول یا

خدمات­تان به اندازه­ی کافی بزرگ هست؟ آیا به اندازه­ی کافی مشتری بالقوه هست که موجب موفقیت کسب و کارتان شود؟ بازارتان به اندازه­ی کافی متمرکز هست؟ آیا می­توانید با آگهی، تبلیغات و امور مربوط به فروش وارد بازار شده، به اندازه کافی فروش کنید تا سود کافی به دست بیاورید؟

هرگاه شرکتی چه بزرگ باشد و چه کوچک، در زمینه­ی فروش و نقدینگی مشکل پیدا کند (مانند بسیاری از شرکت­های اینترنتی فعلی) تقریباً همیشه می­توان ردپای آن را در ناتوانی شرکت در شناسایی درست

مشتری­های بالقوه و نیز ناتوانی شرکتها در دسترسی به آن مشتری­ها به تعداد کافی و ترغیب آنها به این که به موقع و با قیمت سودآور خرید کنند، پیدا کرد.

۵. قبل از  پولی خرج کنید، بازاریابی سریع و ارزان انجام دهید

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

خیلی ساده می­توان عاشق ایده­ی یک محصول یا خدمات شد، اما قبل از  وقت، پول و زندگی­تان را در یک کسب و کار پر ریسک سرمایه گذاری کنید، باید آن را با دقت بررسی کنید تا مطمئن شوید مشتری­های بالقوه هم در مورد محصول یا خدمات­تان به اندازه­ی خود شما هیجان­زده هستند یا نه.

سود حاصل از بازارسنجی دقیق، بیش از ده برابر پول یا وقتی خواهد بود که از این راه صرفه­جویی کرده یا به دست می­آورید. این تکلیف شماست. به جای  پول خرج کنید، وقت و انرژی صرف کنید تا قبل از عرضه­ی محصول به بازار، مطمئن شوید که مردم آن را خواهند خرید.

ابتدا تمام جزئیات این محصول یا خدمات را پیدا کنید. مثل یک پروژه­ی تحقیقاتی با آن برخورد کنید. مجلات تخصصی تجارت، مقاله­ها و داستان­های مربوط به کسب و کار، صنعت و حرفه­تان را مطالعه کنید. در اینترنت به دنبال ریزترین اطلاعاتی بگردید که می­توانید پیدا کنید. کسانی را که در همان کسب و کار هستند، پیدا کنید و نظر آنها را در مورد این محصول یا خدمات بپرسید. پنهان کار نباشید. افرادی که در همان کسب وکار مورد نظر شما هستند، پاسخ بسیار خوبی در مورد کارآمدی و موفقیت ایده­تان خواهند داد و هیچ کس هم ایده­ی شما را نخواهد دزدید.

از رئیس بانکی که با آن کار می­کنید، بخواهید نظر یا توصیه­اش را بگوید. رئیسان بانک­ها سالانه صدها ایده­ی کاری را بررسی می­کنند. آنها اطلاعات زیادی در مورد ایده­هایی دارندکه احتمال دارد در بازار موفق شوند. چند سال قبل، مکالمه­ی پنج دقیقه­ای با رئیس بانکی که با آن کار می­کردم، در هنگام خرید یک شرکت باعث شد که در هزینه کردن دویست هزار دلار پول صرفه­جویی کنم. او به دو سه نکته اشاره کرد که من به دلیل کم تجربگی آنها را کاملاً نادیده گرفته بودم.

از دوستان، خانواده و آشنایان بخواهید درباره­ی ایده­ی کاریتان اطلاعات و نظر بدهند. به ویژه به سراغ

مشتری­های احتمالی محصول یا خدمات­تان بروید و بپرسید که آیا آن را از شما خواهند خرید یا نه؛ از آنها بپرسید آیا می­توانند این محصول یا خدمات را به دیگران بفروشند یا نه.

به گونه­ای عمل کنید که گویا به عنوان یک مشاور، برای خودتان استخدام شده­اید تا این کار بالقوه یا این محصول یا خدمات بالقوه را ارزیابی کنید. در خودتان نگرشی شکاکانه ایجاد کنید و هیچ چیز را چشم بسته قبول نکنید. در ایده­ی کاری­تان به دنبال چیزی بگردید که من آن را «ایراد نابودکننده» می­نامم؛ سپس طوری به کار نگاه کنید که گویا می­خواهید در بیست سال آینده در آن کار باشید. آیا این کار همان کاری است که در فکرش بودید؟

افراد زیادی یک سال یا حتی بیشتر وقت می­گذارند تا در نهایت تصمیم بگیرند در چه کاری وارد شوند یا چه محصول یا خدماتی را به بازار عرضه کنند. به ازای هر یک ساعتی که صرف تحقیق بازارسنجی کنید، بعداً معادل ده ساعت کار دشوار برایتان صرفه جویی خواهد داشت.

یک بار یک کارآفرین جوان به من گفت: ایده­ای در مورد یک اسباب بازی داشته که می­توانسته به قیمت دو دلار از چین وارد کند و به قیمت ۹۵/۹ دلار بفروشد. به قدری هیجان­زده بود که ایده­اش را از همه مخفی نگه داشت. تمام پس­انداز زندگی­اش به علاوه­ی پس­انداز خانواده­اش را برای خرید پنجاه هزار عدد از این اسابب بازی­ها سرمایه گذاری کرد و آنها را برای فروش در روزهای کریسمس وارد کرد؛ سپس اولین ملاقات بزرگ خود را با یک فروشگاه زنجیره­ای بزرگ انجام داد. وقتی اسباب بازی را به آنها نشان داد، خندیدند و به او نشان دادند که آنها همان اسباب بازی را از همان تولید کننده و هرکدام به قیمت ۵/۱ دلار خریده­اند، معلوم شد که تمام فروشگاه­های زنجیره­ای بزرگ و اسباب بازی فروشی­ها همین معامله را انجام داده­اند. او به دلیل مخفی کردن ایده­اش، همه­ی پولش را از دست داد. بازاریابی آزمایشی، خیلی ساده است. ابتدا یک مدل یا نمونه­ی اولیه از محصول یا خدمات تهیه می­کنید که بتوانید به مشتری احتمالی­تان نشان بدهید. در مرحله­ی بعد از تأمین کنندگان آن، قیمت و تاریخ دقیق تحویل را می­گیرید تا بدانید دقیقا چه مبلغی را باید از مشتری درخواست کنید. با در دست داشتن این اطلاعات و نمونه­ی محصول مستقیما به سراغ یک خریدار بروید و نظرش را در مورد محصول یا خدمات­تان بپرسید. از یک مشتری احتمالی بپرسید که آیا این محصول یا خدمات را می­خرد و حاضر است چه مبلغی برایش بپردازد. اگر طرف معامله­ی شما شرکت­ها هستند با کسی تماس بگیرید که تصمیم نهایی خرید را می­گیرد و واکنش صریح او را در مورد پیشنهادتان مشاهده کنید.

لازم است محصول­تان را با بقیه­ی محصول­های موجود در بازار مقایسه کنید. همیشه باید به این سوال جواب بدهید که «چرا باید کسی از شما خرید کند، نه از کس دیگر؟» راه دیگر برای بازاریابی آزمایش یک محصول یا خدمات جدید این است که آن را به یک نمایشگاه کالاهای تجاری ببرید تا خریداران با تجربه و مشتریان بالقوه بگویند که شانس موفقیت دارید یا نه.

در نهایت از دوستان، اقوام و رابطان تجاری­تان بپرسید که آیا حاضرند این محصول با خدمات را با قیمتی که شما درخواست می­کنید، بخرند یا از آن استفاده کنند. من یک بار از یک ماده­ی شوینده که فکر می­کردم همه طالب آن هستند به اندازه­ی بیست هزار دلار خریدم، اما معلوم شد که هیچ­کس آن را نمی­خواهد، عاقبتم این شد که این محصول سالها روی دستم ماند. اجازه ندهید این مشکل برای شما هم اتفاق بیفتد قبل از هر کاری، بازاریابی آزمایشی­تان را انجام دهید.

۶. حساب شده به سمت کارتان بروید

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

عقب بایستید و به کارتان از دید یک شخص ثالث بی­طرف نگاه کنید. فرض کنید یک حرفه­ای را استخدام کرده­اید تا قبل از شروع کسب و کارتان آن را بررسی کنید و از شما سوال­های سخت بپرسد.

در مورد خودتان وایده­هایتان سخت گیری کنید. همین کار به تنهایی می­­تواند امتیازی کلیدی نسبت به رقیب­تان به شما بدهد. هر چه وقت بیشتری برای تفکر عمیق در مورد پاسخ این سوال­های سخت اختصاص دهید، جبران اشتباهات­تان، وقت کمتری خواهد گرفت و در مدت زمان کوتاه­تری خواهید توانست کارتان را به تجارتی سودآور تبدیل کنید.

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

اولین سوال این است: چیزی که می­فروشید، دقیقاً چه کاری برای مشتریتان انجام می­دهد؟ چه نیازی از مشتری­تان را برآورده می­کند که در حال حاضر با محصول یا خدمات دیگر برآورده نمی­شوند؟ امروزه سه نیاز اصلی مشتری­ها این است که به دنبال چیزهایی هستند که بهتر، سریع­تر و ارزان­تر باشند. به علاوه مشتری­ها محصول و خدماتی می­خواهند که استفاده از آن آسان بوده و برتر از چیزی باشد که هم اکنون استفاده می­کنند. شرکت­های طرف معامله­ی شما به طور خاص چیزی می­خواهند که برایشان باعث فروش بیشتر، هزینه­ی کمتر و سود خالص بالاتر بشود. مشتری­های فردی به دنبال مواردی مثل موفقیت، موقعیت اجتماعی، محبوبیت، آگاهی، نفوذ و قدرت شخصی هستند. مردم عموماً خواهان اعتبار، تحسین، مقبولیت، اعتماد به نفس، لذت و راحتی هستند. محصول شما کدام یک از این نیازها را برآورده می­سازد؟

مشتری­ها همیشه به شکلی عمل می­کنند که موقعیت­شان را از نظر شخصی یا کاری به نحوی بهبود بخشد. محصول یا خدمات شما از چه جنبه­ی خاصی زندگی یا کار مشتری­هایتان را بهتر می­کند؟ این موضوع باید برایتان کاملا روشن و مشخص باشد.

یک بخش کلیدی تفکر راهبردی این است که بدانید کاری که انجام می­دهید را به چه دلیل انجام می­دهید. اصلاً رسالت شما در این کسب و کار چیست؟ قصد دارید چه تغییری در زندگی مشتری­هایتان ایجاد کنید؟ هر کار موفقی حول یک هدف یا رسالت محوری برای صاحب کار شکل گرفته است و بهترین رسالت، همیشه این است که به مردم کمک کنیم زندگی­شان را به نحوی بهبود بخشند. پس شما از این نظر، رسالت­تان را چطور تعریف

می­کنید؟ مشتری شما به دنبال چه چیزی است که هم اکنون ندارد؟ هر چه ارزشی که به زندگی یا کار مشتری­تان اضافه می­کنید، برایتان واضح­تر باشد، طراحی تمام فعالیت­های بازاریابی یا فروش­تان ساده­تر می­شود. حوزه­ی برتری­تان کدام است؟ امتیاز رقابتی­تان چیست؟ چه چیزی را بهتر از هر کس دیگری انجام می­دهید که مشتری­تان حاضر است برایش به شما پول بدهد؟

هر محصول یا خدمات باید دست کم یک حوزه­ی برتر داشته باشد تا موجب شود در بین تمام پیشنهادهای رقابتی در بازار برجسته­تر باشد. حوزه­های برتری شما چیست؟ چه کسی در جلب توجه و پول مشتری، رقیب شماست؟ چه کسی کالایی دیگر می­فروشد که مشتری­تان می­تواند به راحتی به جای شما از او خرید کند؟

توانایی شما در شناسایی دقیق حوزه­ی رقابت­تان، در واقع تعیین کننده­ی تمام کارهایی است که در ایجاد کسب و کار موفق­تان انجام می­دهید؛ به عنوان مثال؛ من اخیراً با خطوط دریایی کارائیب کار می­کردم. آنها رقابت­شان را با سایر کشتی­های تفریحی تعریف نمی­کنند، بلکه حوزه رقابتشان را همه­ی افراد تعریف می­کنند که عادت دارند در هر کجای دنیا تعطیلات­شان را در خشکی بگذرانند (نه روی دریا) و از آنجایی که فقط پنج درصد مردم کشتی­های تفریحی سوار شده­اند، تمام فعالیت­های بازاریابی و فروش آنها ۹۵ درصد مردمی را هدف گرفته که تا به حال از خدمات آنها استفاده نکرده­اند. آنها هر روشی را که فرد به جز سفر دریایی با کشتی­های تفریحی آنها برای گذراندن تعطیلات برایش پول خرج می­کند (از جمله در خانه ماندن) به عنوان حوزه­ی رقابت خود تعریف کرده­اند. پس رقیب شما برای بدست آوردن پول مشتری­تان به چه کسی و بر سر چه چیزی است؟ چرا

مشتری­تان از رقیب شما خرید می­کند؟ مشتری شما چه سود یا مزیتی در خرید کردن از رقیب­تان به جای خرید از شما می­بیند؟ مشتری شما باید از چه لحاظی قانع شود تا تأمین کننده­ی فعلی همین محصول یا خدمات را عوض کند و به سراغ شما بیاید؟ توانایی شما در نشان دادن یک تمایز معنادار میان آنچه شما

می­فروشید و آن چه رقیب­تان می­فروشد در موفقیت شما اهمیتی اساسی دارد. پس محصول یا خدمات شما از چه نظر با محصول یا خدمات دیگران تفاوت دارد یا از آنها بهتر است؟ توانایی شما در فهرست کردن دلایل متعددی که موجب می­شود یک مشتری با­هوش، محصول یا خدمات شما را در یک بازار رقابتی بخرد، در تمام تلاش­های بازاریابی و فروش­تان نقشی محوری را بازی می­کند. توانایی شما در پاسخ به این سوال که «چرا فرد باید از من خرید کند؟» تا حد زیادی تعیین کننده­ی موفقیت یا شکست در کسب و کارتان خواهد بود.

همین امروز یک برگ کاغذ بردارید و چندین دلیل بنویسید که چرا کسی باید از شما خرید کند؟ این دلایل را با افراد دیگر در خانواده یا محیط کارتان در میان بگذارید و نظرشان را بپرسید، در نهایت روی، یک یا دو مزیت متمرکز شوید که در خرید کردن از شما وجود دارد و هیچ شرکت یا شخص دیگری نمی­تواند ارائه کند. این مزیت­ها تبدیل به کانون فعالیت­های تبلیغاتی شما خواهد شد. توانایی شما در جا انداختن این ایده­ها در ذهن و دل مشتری­هایتان تا حد زیادی تعیین کننده­ی حجم فروش و سرعت رشدتان خواهد بود.

۷. قبل از شروع، یک برنامه­ی کسب و کار کامل تهیه کنید

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

اگر قصد دارید یک کسب و کار موفقی به راه بیندازید این یکی از سخت­ترین و در عین حال مهم­ترین کارهایی است که باید انجام دهید. بسیاری از کارآفرین­های موفق قبل از راه­اندازی شرکت­شان، هفته­ها و حتی ماهها وقت صرف تهیه­ی برنامه­ی کسب و کارشان می­کنند.

خوشبختانه امروزه می­توانید نرم افزارهایی را تهیه کنید که کمک می­کند برنامه­ی کسب و کار را بسیار ساده­تر از آنچه در گذشته انجام می­شد، تهیه کنید و باید این کار را خودتان انجام دهید. نمی­توانید از فرد دیگری بخواهید برایتان برنامه­ی کسب و کار بنویسد. این کار مثل این است که از فرد دیگری بخواهید برایتان همسر انتخاب کند، بدون این که فرصتی داشته باشید تا او را از قبل ببینید، خوبی تهیه­ی برنامه­ی کسب و کار این است که شما را مجبور می­کند قبل از شروع همه­ی قسمت­های کار را کاملاً بررسی کنید. برنامه­ی کسب و کار بسیار ساده است و نیاز به این دارد که دقیقاً پیش بینی کنید در سه سال آینده چقدر محصول یا خدمات در هر ماه و هر سال خواهید فروخت؛ سپس همه­ی هزینه­هایی که تولید و توزیع این محصول یا خدمات برایتان دارد را محاسبه می­کنید. همه­ی نیازهایتان مثل ملک، امکانات، تجهیزات، تبلیغات، کارکنان، لوازم اداری و هر چیزی که برای عرضه­ی این محصول یا خدمات لازم دارید را مشخص می­کنید. محاسبه کنید که به چه مبلغی نیاز دارید و آن را از کجا تامین خواهید کرد. در نهایت پیش بینی می­کنید که چقدر سود خواهید کرد و چه هنگام این سود نصیب­تان می­شود.

دو قانون وجود دارد که می­تواند زندگی کاری شما را نجات بدهد: قانون اول این است که همه چیز دو برابر آنچه فکر می­کنید، هزینه می­برد. قانون دوم این است که همه چیز سه برابر مدتی که برآورد می­کنید، زمان می­برد یعنی اگر بودجه­ی شما برای یک فعالیت، ده میلیون تومان است، عملاً بیست میلیون یا حتی بیشتر برای شما خرج برمی­دارد. اگر توقع دارید که ظرف سه ماه یر به یر شوید احتمالاً زودتر از نه ماه نمی­شود و حتی شاید بیشتر طول بکشد و نکته­ی پایانی  قانون مورفی توسط یک کارآفرین بیان شده است. قانون مورفی

می­گوید: «هر کاری که احتمال خراب شدن داشته باشد، خراب خواهد شد. اولین نتیجه­ای که از قانون مورفی حاصل می­شود: «از بین همه کارهایی که احتمال دارد خراب شود، بدترین چیز ممکن در بدترین زمان ممکن خراب می­شود و بیشترین هزینه­ی ممکن را برایتان در بر دارد».

وقتی برنامه­ی کسب و کارتان را طراحی کردید و از آن پرینت گرفتید، تا جایی که می­توانید آن را به افراد با تجربه نشان بدهید و نظرشان را جویا شوید. آمادگی این را داشته باشید که وقتی اطلاعات جدیدی به دست

می­آورید، برنامه­ی کاری­تان را مورد بازبینی قرار دهید. درست همانطور که برای ساختن خانه­تان یک نقشه­ی نهایی آماده می­کنید، برنامه­ی کسب و کارتان هم بعد از کامل شدن، طرح و نقشه­ی کسب و کارتان می­شود. سپس از برنامه­ی کاری­تان به عنوان قطب نمایی در دریاهای پرتلاطم پیش روی­تان استفاده خواهید کرد.

۸. هر کاری که ممکن است انجام دهید تا موفقیت کسب و کارتان تضمین شود.

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

براساس بررسی­های انجام شده روی ده­ها هزار کسب و کار موفق، الزاماتی وجود دارد که اگر این الزامات را برآورده کنید موفقیت کارتان را تضمین می­کنید. اولین الزام این است که محصول یا خدمات­تان کاملا مناسب خواسته و نیاز بازار فعلی باشد. این احتمالاً مهم­ترین اصل موفقیت است. دومین الزام این است که قبل از شروع هر کاری یک برنامه­ی کامل کسب و کار تهیه کنید. قبل از  پول­تان را سرمایه گذاری کنید وقت بگذارید تا همه­ی جوانب مسئله را بررسی کنید. سوم این که قبل از شروع تبلیغات و فعالیت­های بازاریابی، تحلیل کاملی از بازار انجام بدهید.

چهارم کنترل سفت و سخت مالی اعمال کنید، بودجه بندی مناسبی انجام بدهید، ثبت مخارج و حسابداری دقیق به عمل بیاورید و در هر فعالیت کاری، صرفه جویی را پیشه کنید. انضباط زیادی در کارتان داشته باشید، در همه­ی فعالیت­های تجاری صرفه­جویی را تمرین کنید. حساب هر یک تومان هم داشته باشید. از کمترین پول بیشترین استفاده را ببرید. پول برای کسب و کار مانند اکسیژن برای مغز است. از آن با دقت مراقبت کنید.

پنجمین الزام در موفقیت کاری این است که لیاقت، توانایی و درست­کاری فراوانی در افراد کلیدی وجود داشته باشد؛ به علاوه کارآیی فردی خوب، مدیریت زمان خوب و شرح وظایف روشن هم لازم است. همه باید بدانند که از آنها توقع می­رود چه کاری انجام دهند و آن کار را چه زمان انجام دهند. شاید مهمترین نیاز در موفقیت کاری، وجود یک حرکت شتابدار و قوی در بخش فروش و تأکید کامل بر بازاریابی محصول یا خدمات باشد. اهمیت دادن به مشتری، یک اولویت همیشگی است. همه­ی اعضای شرکت باید هر روز و تمام روز به فروش و درآمد عالی فکر کنند تا شرکت از بدهکاری خارج شده به سوددهی برسد.

۹. از اشتباهاتی که منجر به شکست تجاری می­شود، خودداری کنید

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

شرکت­های بزرگ حسابداری و مشاوره، هزاران کسب و کار شکست خورده را کالبد شکافی کرده­اند و به این نتیجه رسیده­اند که در بیشتر شکست­های تجاری موارد مشترکی هست که شما باید هر لحظه از تک تک آنها هوشیارانه دوری کنید.

اولین دلیل شکست تجاری، نداشتن یک سمت و سوی کاری است. این مسئله به صورت عدم توانایی در تعیین هدف­های مشخص برای هر بخش از کار بروز می­کند، به علاوه جهت نداشتن وقتی پیش می­آید که یک شرکت نتواند یک برنامه­ی کامل کسب و کار تهیه کند.

دومین دلیل شایع شکست تجاری، بی­صبری یا تلاش برای به دست آوردن چیزهای زیادی در زمان خیلی کوتاه است. نشانه­ی این مساله این است که در ابتدای کار به جای گسترش قدم به قدم جایگاه نزد مشتری­ها، هزینه­ی بسیار زیادی صرف تبلیغات می­شود. یادتان باشد که هر چیزی دو برابر هزینه و سه برابر مدت زمانی که تخمین زده­اید به خود اختصاص خواهد داد.

سومین دلیل شکست تجاری عبارت است از طمع، تلاش برای قیمت­گذاری بالا، پولدار شدن سریع و فروش مقدار زیادی از محصول یا خدمات­تان بدون این که در بازار اعتبار کسب کرده باشید. همیشه بهتر است ابتدا سود منصفانه­ای ببرید و بعد هنگامی که تقاضا افزایش پیدا کرد، شما هم قیمت­هایتان را بالا ببرید.

چهارمین دلیل شکست، کنترل ضعیف هزینه­هاست که نشانه­ی آن خرج کردن بیش از حد به خصوص در ابتدای کار است. به یاد داشته باشید پول، همه چیز است. به هر قیمتی از پول محافظت کنید. اگر پول از بین برود، شرکت هم از بین خواهد رفت.

پنجمین دلیل شکست تجاری، کیفیت پایین محصول یا خدمات است. این مسئله باعث می­شود فروش در ابتدا سخت و در ادامه تقریبا غیر ممکن شود. کیفیت پایین حتی باعث می­شود پول کالایی را که فروخته­اید، به سختی بتوانید بگیرید.

ششمین دلیل عمده­ی شکست تجاری، سرمایه­ی در گردش ناکافی است. چون از قبل به اندازه­ی کافی بودجه تخصیص داده نشده است، پول مورد نیاز برای کسب و کار تمام می­شود به این دلیل است که یک برنامه­ی کسب و کار خوب تا این حد مهم است.

دلیل هفتم و عمده­ی شکست تجاری، فروش ناکافی و افت شتاب در واحد فروش است. افراد آن قدر مشغول اداره­ی امور می­شوند که فراموش می­کنند بدون فروش اصلاً کاری وجود نخواهد داشت. بسیار حیاتی است که تمرکز اصلی­تان را بر فروش بگذارید و تمام فعالیت­های کاری دیگر را در درجه­ی دوم اهمیت قرار دهید.

۱۰. هدف کسب و کارتان را همواره به یاد داشته باشید

راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

هدف یک کسب و کار چیست؟ بیشتر افراد پاسخ­شان به این سوال این است که هدف یک کسب و کار، به دست آوردن سود است؛ البته این مسئله کاملاً درست نیست. هدف اصلی یک کسب و کار، ایجاد و حفظ مشتری است. کسب سود، نتیجه­ی این است که به نحوی مقرون به صرفه مشتری ایجاد کرده و حفظ کنیم.

سوال­های کلیدی در مورد استراتژی­های کسب و کار عبارتند از:

۱. شما واقعاً در چه کسب و کاری هستید؟ کسب و کارتان را براساس کاری تعریف کنید که محصول یا خدمات شما برای بهبود زندگی یا کار مشتری­هایتان انجام می­دهد.

۲. رسالت شما چیست؟ تصور شما از کارتان چیست؟ یک مشتری کاملا راضی را توصیف کنید.

۳. اگر کار شما از هر نظر ایده­آل بود، چگونه به نظر می­آمد؟ مردم در مورد کسب و کار شما چگونه صحبت

می­کردند؟ فروش­تان در چه سطحی بود؟ سودتان چطور؟ سرعت رشدتان در هر ماه و هر سال چقدر بود؟ چه نوع محصول یا خدماتی ارائه می­کردید؟ چه نوع افرادی را استخدام می­کردید؟ به چه نوع مشتری­هایی خدمات ارائه می­کردید؟

این سوالات را هر چه واضح­تر بررسی کنید و به آنها پاسخ دهید، تصمیم­های بهتری می­گیرید و کسب و کارتان هم در کوتاه مدت و هم در دراز مدت موفق­تر خواهد بود.

۱۱. روی پنج «میم» بازاریابی تمرکز کنید

بازاریابی موفق، پنج مؤلفه دارد که با حرف «میم» شروع می­شوند. هرگاه در فروش مشکل داشتید به این دلیل است که یکی از این پنج میم به نحوی مشکل دارد. اغلب یک تغییر در یکی از اینها می­تواند فروش­تان را به نحو چشمگیری افزایش دهد.

اولین میم محصول است.

دقیقاً چه محصول یا خدماتی را عرضه می­کنید و آیا برای بازار کنونی مناسب و مطلوب است یا خیر؟ اگر مردم آن را به مقدار کافی نمی­خرند، تحقیق کنید آیا چیزی که ارائه می­کنید همانی است که آنها می­خواهند بخرند یا نه؟

دومین میم مبلغ است.

چه مبلغی در مقابل محصول یا خدمات­تان درخواست می­کنید و آیا این مبلغ مناسب است؟ آیا این مبلغ در بازار فعلی رقابتی است؟ آیا اساسا ارائه این محصول یا خدمات به بازار با این مبلغ توسط شما قابل توجیه است؟ آیا می­توانید با این مبلغ سود ببرید؟ آیا لازم است مبلغ چیزی را که می­فروشید، پایین بیاورید یا به نحوی دریافت پول را تغییر دهید؟

سومین میم منطقه جغرافیایی است.

منظور محلی است که محصول یا خدمات­تان را در آن می­فروشید. گاهی اوقات یک محل یا منطقه­ی جغرافیایی می­تواند بسیار بهتر از محل دیگری باشد، از این نظر که به شما امکان فروش مقادیر زیادی از محصول­تان را می­دهد. برخی از شرکت­ها کار را از فروش مستقیم با مراجعه به خانه­ها و دفاتر به توزیع کننده­هایی منتقل کرده­اند که کانال­های خرده فروشی دارند و با این کار صنعت­شان را متحول ساخته­اند. آیا ممکن است برای شما  هم مکان بهتری برای ارائه محصول یا خدمات وجود داشته باشد؟

چهارمین میم معرفی محصول است.

برای محصول­تان چگونه تبلیغ و بازاریابی می­کنید؟ آیا تبلیغات­تان موثر است؟ آیا با روشی مقرون به صرفه به تعداد کافی از مشتری­های احتمالی دسترسی پیدا می­کنید؟ برخی اوقات ایجاد یک تغییر کوچک در روشی که محصول یا خدمات­تان را معرفی می­کنید، می­تواند تحول عظیمی در نتیجه­های فروشتان ایجاد کند.

آخرین میم موقعیت است.

این مورد معمولاً مهمترین بخش فروش و بازاریابی است. موقعیت شما، یعنی این که مشتری در دل و فکرش چه دیدگاهی در مورد محصول یا خدمات شما دارد؟ چه وجهه­ای دارید؟ مردم در مورد شما چه فکری می­کنند و در مورد محصول­تان چه می­گویند؟ چه ویژگی منحصر به فردی در فروش محصول یا خدمات شما در اثر فعالیت­های فروش و بازاریابی شما در ذهن مشتری برجسته شده است؟ محصول یا خدماتی که دوست دارید مردم از شما بخرند، چه تأثیری بر ذهن آنها می­گذارد؟

باید برایتان کاملاً روشن باشد که در رابطه با هر یک از این پنج «میم» در کجا قرار دارید: محصول، مبلغ، مکان، معرفی و موقعیت. اگر فروش­تان به اندازه کافی بالا نیست، برگردید و این عوامل را یکی یکی مرور کنید و مطمئین شوید که همه­ی تغییرات لازم را اعمال کرده­اید. این کار برای ایجاد یک کسب و کار موفق و سودآور ضروری است.

۱۲. با توجه کامل بر فروش تمرکز کنید

در ایجاد و راه اندازی کسب و کارتان، فروش از هر چیز دیگری مهمتر است. فروش، منبع عمده­ی نقدینگی است و نقدینگی هم برای بقای شرکت ضروری است. هر کسب وکار موفق، یک سطح فروش بالا و قابل پیش بینی دارد. هر کسب وکار ناموفق هم در زمینه­ی فروش مشکل دارد.

بیشتر کسب و کارهای موفق توسط کسی راه اندازی شده­اند که در فروش آن محصول یا خدمات بسیار قدرتمند بوده است. کلید فروش محصول یا خدمات هم این است که یک معرفی محصول حرفه­ای (هم به صورت کتبی و هم برای ملاقات­های حضوری) آماده کرده و بعد هر روز این محصول را به بیشترین تعداد ممکن از افراد ارائه کنید.

قانون احتمالات، موفقیت فروش را می­تواند پیش بینی کند. این قانون می­گوید هر چه افراد بیشتری را ببینید و در مورد محصول یا خدمات­تان به آنها بگویید، مقدار بیشتری از محصول یا خدمات­تان را خواهید فروخت. اگر

می­خواهید فروشتان را افزایش دهید، باید تعداد تماس با مشتری­هایتان را بالا ببرید، باید پیدا کردن

مشتری­های احتمالی، معرفی محصول و پی­گیری فروش را به طور مداوم و هر روز تکرار کنید باید از هر ابزار ممکن برای تماس با مشتری­های بالقوه بیشتر و بیشتر استفاده کنید. باید از هر نوع تبلیغات از جمله بازاریابی تلفنی استفاده کنید. با مشتری­ها چهره به چهره ارتباط برقرار کنید و به آنها بگویید چرا برایشان بهتر است از محصول یا خدمات شما استفاده کنند و از آنها بخواهید تصمیم خرید را بگیرند.

امروزه هر شرکت موفق در دنیا یک یا چند فروشنده­ی عالی دارند که تمام روز، محصول یا خدمات آنها را به فروش می­رسانند. هر شرکتی هم که مشکل دارد در بخش فروش ضعیف است. شما به عنوان کارآفرین و صاحب شرکت، باید با توجه کامل بر فروش تمرکز کنید. بقیه­ی فعالیت­ها را به فرد دیگری واگذار کنید. همین امروز تصمیم بگیرید که یک متخصص درجه یک در زمینه­ی فروش حرفه­ای شوید. هر کتابی که لازم بود، بخوانید؛ به برنامه­های صوتی گوش کنید و در هر دوره­ای شرکت کنید تا فروش شرکت­تان به حدی برسد که دیگر از پس جواب دادنش برنیایید. تا زمانی که شرکت­تان زیر خروارها سفارش فرو نرفته، باید تمام تمرکزتان روی کار فروش باشد.

۱۳. به طور مداوم محصول یا خدمات­تان را تبلیغ کنید

کسب و کار بدون تبلیغات مثل این است که در تاریکی به کسی چشمک بزنید فقط خودتان می­دانید چه کاری می­­کنید. باید به طور مداوم تبلیغ و معرفی کنید؛ البته این کار را باید با  دوراندیشی انجام دهید.

در ابتدای کار، بهترین روش تبلیغ فروش؛ معرفی نفر به نفر است که ابتدا نامه، فکس و ایمیل فرستاده می­شود و با تماس تلفنی پی­گیری می­شود و سپس ملاقات رو در رو با مشتری انجام می­شود. تعجب برانگیز است که تعداد زیادی از کسانی که کسب و کارهای کوچک دارند، سعی می­کنند روند غیرشخصی تبلیغات در سطح عموم را جایگزین روند شخصی و نفر به نفر فروش کنند. شما این اشتباه را مرتکب نشوید.

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

تبلیغات موفق سه کلید دارد، اینها هستند:

۱. امتحان کنید.

۲. امتحان کنید

۳. امتحان کنید!

قانون این است «تبلیغات خلاق باعث فروش می­شود» همین. اگر تبلیغات شما خوب باشد، بلافاصله موجب فروش می­شود. به سرعت جواب می­گیرید. اگر جواب نگرفتید، به سرعت آن نوع تبلیغ را متوقف کنید، چون دارید پولتان را هدر می­دهید و در حقیقت به کارتان لطمه می­زنید. تبلیغات شما باید یک مزیت خاص را مطرح کند که اگر مشتری با شما تماس بگیرد، به محل کارتان بیاید یا از محصول یا خدمات­تان استفاده کند، از استفاده از آن خوشحال شود. یک کودک هفت ساله باید بتواند به تبلیغ شما نگاه کند و برای یک بچه هفت ساله­ی دیگر توضیح بدهد که شما دقیقاً چه چیزی را عرضه می­کنید و چرا برای یک مشتری احتمالی جذاب است. اگر تبلیغ شما در امتحان کودک هفت ساله موفق نبود، آن را بازبینی و بازنویسی کنید تا در امتحان مورد نظر قبول شوید.

درصد معینی از فروش­تان را برای تبلیغات کنار بگذارید و تا آخر عمر کاری­تان، روش­های مختلف تبلیغات را امتحان کنید. بعضی از تبلیغات، به خوبی جواب می­دهند، بعضی هم اصلاً جواب نمی­دهند. بعضی از پیشنهادهای فروش خوب جواب می­دهند و بعضی دیگر هیچ تاثیری ندارند. دست کم پنجاه درصد هزینه­ی تبلیغات هدر می­رود، اما هیچ کس به طور قطع نمی­داند که کدام پنجاه درصد از مجموعه­ی تبلیغ­ها به هدر رفته است. امتحان کنید، امتحان کنید، امتحان کنید و بعد دوباره امتحان کنید تا بالاخره آن فعالیت تبلیغاتی را پیدا کنید که واقعا جواب می­دهد.

۱۴. برای افزایش فروش­­تان از اینترنت استفاده کنید

تا چند سال دیگر، دست کم نصف فروش­ها در آمریکا یا روی اینترنت انجام می­شود یا توسط اینترنت تسهیل می­شود. فروش­هایی هم که به طور مستقیم از راه اینترنت انجام نمی­شود، قبل از  مشتری­ها به شما زنگ بزنند یا به محل کارتان بیایند از راه اینترنت بازارسنجی خواهند شد.

مایه­ی دلگرمی است که امروزه می­توانید وب سایت­تان را سریع و ارزان راه اندازی کنید.

شرکت­هایی هستند که به شما کمک می­کنند یک ویترین اینترنتی ایجاد کنید و آن را در مقابل چند هزار تومان در ماه اداره می­کنند. همگام با رشد شرکت­تان می­توانید از یک شرکت بزرگ­تر بخواهید که وب سایت جامع­تری برایتان ایجاد کند، اما هر کاری که می­کنید هر چه سریعتر اسم تجاری­تان را به صورت یک دومین اینترنتی ثبت کنید؛ سپس یک وب سایت شامل اطلاعات محصول و خدمات­تان ایجاد کنید که بسیار شبیه یک بروشور الکترونیکی است. روی تمام اقلام­تان آدرس اینترنتی­تان را درج کنید. در وب سایتتان یک آدرس ایمیل داشته باشید تا مشتری­ها بتوانند از طریق آن با شما ارتباط برقرار کرده و سوالاتشان را بپرسند. وب سایتتان را به طور منظم به روز کنید. به مشتری­هایتان ایمیل بفرستید و آنها را از محصول یا خدمات ویژه­تان مطلع کنید.

اگر هنوز در رایانه و اینترنت مهارت ندارید، قدم زنان نه، بلکه دوان دوان به نزدیک­ترین فروشگاه رایانه بروید و بلافاصله خود را تجهیز کنید. خوشبختانه امروزه بیشتر ایرادهای رایانه و اینترنت برطرف شده است. حالا بچه­ها هم می­توانند سایت اینترنتی خودشان را راه اندازی کنند و در دنیای اطلاعات، محصولات و خدمات گردش کنند، این می­تواند یکی از زیرکانه­ترین کارهایی باشد که برای راه اندازی و ایجاد کسب و کارتان انجام می­دهید.

۱۵. از اصل «راهرو» استفاده کنید

در یک تحقیق که در مدت سیزده سال در کالج بپسون انجام شده، محققان با فارغ التحصیلان دانشکده­ی کارآفرینی مصاحبه کردند تا بفهمند چرا برخی از آنها بعد از فارغ التحصیلی کسب وکاری به راه انداخته و موفق شده­اند و برخی دیگر هیچ استفاده­ای از تحصیلات­شان نکرده­اند. آنها دریافتند که تقریباً در همه­ی موارد، کارآفرین­های موفق فقط دنبال یک خصوصیت بودند که با دیگران متفاوت بود و این خصوصیت عبارت بود از راه اندازی کسب و کارشان بدون  ضمانتی برای موفقیت وجود داشته باشد.

از سوی دیگر، ناموفق­ها هنوز منتظر بودند که همه چیز کاملاً رو به راه شود تا بعد کسب و کار جدیدی راه بیندازند و مطمئناً هیچ وقت همه چیز رو به راه نخواهند شد. اگر منتظر باشید که همه چیز رو به راه شود تا ابد منتظر خواهید ماند.

وقتی کارآفرین­های موفق کارشان را راه اندازی کردند در امتداد مسیری به راه افتادند که به آن راهرو می­گویند. هنگامی که در راهروی زندگی کاری پیش رفتند، از هر دو طرف درهایی باز شد که آنها را به سوی امکان­ها و فرصت­های جدید راهنمایی کرد. چیزی که محققان دریافتند این است که اگر کارآفرین­ها حرکت رو به جلو در جهت هدف­های کاری­شان نداشتند، بقیه­ی درها و فرصت­هایی که در هر دو طرف­شان گشوده می­شد را اصلا نمی­دیدند. در اغلب موارد هم موفقیت تجاری­شان با محصولات و خدماتی حاصل شد که کاملاً متفاوت با آن چیزی بود که با آن شروع کرده بودند.

«ارسون سوئت ماردن» بنیانگذار مجله­ی موفقیت در سال ۱۸۹۵، گفته که دو کلید موفقیت تجاری عبارت است از: «دست به کار شدن و ول نکردن»

تکالیف­تان را انجام دهید. برنامه­هایتان را بنویسید و در جهت هدف­های کاری­تان دست به کار شوید. بقیه­ی چیزها خودشان رو به راه می­شوند. اگر قبل از  شروع کنید، منتظر بمانید تا موفقیت قطعی شود، تا ابد منتظر خواهید ماند.

۱۶. پولی را که لازم دارید تهیه کنید

وقتی کسب و کاری راه می­اندازید، پول بسیار زیادی لازم خواهید داشت. هیچ وقت به اندازه­ی کافی پول نخواهید داشت، برای همین باید همیشه از پول­تان محافظت کنید. اگر پول­تان ته بکشد، کسب و کارتان ممکن است یک شبه از بین برود.

حقایقی در مورد کارآفرینی و پول وجود دارد که عبارتند از:

۱. ۹۹ درصد کارهای جدید با پول «عشق» تامین می­شود. پول عشق عبارت است از پول­های خودتان که از

پس انداز خودتان یا از قرض­هایی که گرفته­اید یا پولی که افرادی مثل اعضای خانواده یا دوستان به شما

می­دهند تا به شما فرصتی داده باشند، تأمین می­شود.

بانکها برای راه اندازی کارهای جدید وام نمی­دهند. کار بانک، دادن وام­هایی است که از بازپرداخت اصل و سودش مطمئن باشد. برای  بانک­ها به شما وامی بدهند، معمولاً از شما می­خواهند به آنها ثابت کنید که به ازای هر یک تومانی که وام می­گیرید، پنج تومان پشتوانه دارید، به علاوه از شما، همسرتان و هر کسی که

می­شناسید و سرمایه دارد، تضمین شخصی می­خواهند.

هر وقت کسب و کارتان پیشرفت کرد و درآمدتان بیشتر از مخارج­تان شد، می­توانید احتمال موافقت با وام­تان را افزایش دهید، به این نحو که همراه یک برنامه­ی کسب و کار کامل، صورت اموال شخصی و بودجه بندی سال بعد به سراغ­شان بروید و نشان بدهید که می­دانید چه کاری می­کنید. وقتی نزد مسئول بانک رفتید مبلغ مشخصی پول یا سقف اعتبار درخواست کنید و به او تاریخ زمان بندی مشخص بازپرداخت پول را اعلام کنید.

بانک­ها قبل از تایید یک وام، از پنج مسئله ضروری اطمینان حاصل می­کنند.

اولین مورد شخصیت شما است که شامل پیشینه و وجهه­ی شما در جامعه می­شود.

دومین مورد قابلیت شما است. توانایی­تان برای بازپردخت وام براساس سطح فروش و سود و کسب و کارتان

سومین مورد وثیقه است. چیزی که می­توانید گرو بگذارید تا اگر وام را پس ندادید، بتوانند آن را توقیف کنند.

چهارمین موردی که به دنبال آن می­گردند سرمایه است. میزان پول خودتان که در کنار پول آنها در کار سرمایه گذاری کرده­اید و یا آماده­اید سرمایه گذاری کنید.

و پنجمین موردی که برای آنها مهم است اعتبار می­باشد. وضعیت اعتبار فعلی شما بر مبنای سابقه­تان از ابتدا تا کنون.

معمولا می­توانید از دوستان، فامیل وحتی سرمایه گذاری­های خصوصی قرض بگیرید که در مقابل در سهمی از کسب و کار و بخشی از سودتان شریک می­شوند، ولی حتی در این مورد هم باید یک برنامه­ی کامل کسب و کار داشته باشید تا به آنها نشان بدهید.

بهترین سیاست در راه اندازی و ایجاد کسب و کار موفق خودتان، این است که کوچک شروع کنید، پرقدرت بفروشید و با سرمایه گذاری مجدد سود در کارتان رشد کنید. به این کار، «خوداتکایی» می­گویند که آرام­تر رشد می­کنید اما رشدتان بر پایه­ی کار سخت و جریان پیوسته­ای از نقدینگی استوار است. وقتی «خوداتکا» هستید به نظر می­آید بسیار زرنگ­تر و سریع­تر از زمانی می­شوید که با پول زیاد شروع می­کردید.

به هر روشی که سرمایه­ی کارتان را تهیه کنید، باید همواره مراقب باشید که چقدر پول دارید و چقدر پول لازم دارید. هیچ وقت نگذارید پول­تان تمام شود.

۱۷. از تکنولوژی بهره ببرید

ما در عصر تکنولوژی به سر می­بریم. به روش­های زیادی می­توانید از تکنولوژی بهره ببرید تا بهتر، سریع­تر، ارزان­تر و آسان­تر به مشتری خدمت کنید. می­توانید از تکنولوژی برای برقراری ارتباط و پاسخ سریع­تر به مشتری­های بالقوه و بالفعل استفاده کنید. می­توانید از تکنولوژی برای فروش مقدار بیشتری از محصولات­تان در بازاری وسیع­تر و با قیمتی پایین­تر استفاده کنید.

تمام پیشرفت تکنولوژی، حول ایده­ی صرفه جویی در زمان و کسب نتیجه­های روشن به ویژه نتایج کاری اتفاق می­افتد. از آن جایی که زمان ارزشمندترین سرمایه­ی شما است، باید از تمام انواع تکنولوژی شامل پیجر، موبایل، فکس، اینترنت و ابزارهای قابل حمل (مثل رایانه­ی کیفی) استفاده کنید تا بهتر و سریع­تر از رقیبان، کارهایتان را انجام دهید و به مشتریهایتان رسیدگی کنید.

با استفاده­ی درست از تکنولوژی می­توانید تعداد کارکنانی را که برای اداره­ی درست و بی­نقص کارتان نیاز دارید، به نحو قابل ملاحظه­ای کاهش بدهید. سوال کنید، مجله بخوانید، مشورت بخواهید و پذیرای معجزه­هایی باشید که در اطراف­تان اتفاق می­افتند و می­توانند به شما کمک کنند یک کسب و کار موفق و سودآور ایجاد کنید. همیشه یادتان باشد هر وسیله­ای که اکنون جواب می­دهد، دیگر منسوخ شده است. محصولات و خدماتی که تا پنج سال آینده در کارتان استفاده خواهید کرد، دست کم هشتاد درصد آنها نسبت به امروز جدید و متفاوت خواهند بود. بسیاری از آنها هنوز اختراع نشده­اند.

۱۸. از هر لحظه وقت خود بهره ببرید

وقت شما، ارزشمندترین سرمایه­ی شما و تنها چیزی است که واقعا برای فروش دارید. در هر کاری از قانون هشتاد بیست استفاده کنید. این قانون می­گوید هشتاد درصد از نتایج شما از بیست درصد از فعالیت­هایتان نشأت می­گیرد. خودتان را عادت بدهید تا همیشه روی آن بیست درصد از فعالیت­هایی که موجب موفقیت شما می­شوند، مشغول کار باشید.

هیچ وقت تسلیم این وسوسه نشوید که اول کارهای کوچک را از پیش رو بردارید. به عنوان یک کارآفرین دارای استقلال، مهمترین وظیفه­ای که دارید این است که مهمترین کارتان را انتخاب کنید و بعد، تمام هم و غم­تان این باشد که آن یک کار را انجام دهید تا تمام شود. یک تکنیک ساده­ی پنج قدمی وجود دارد که می­توانید با استفاده از آن، بهره وری، کارآیی و بازده کلی­تان را دو برابر و حتی سه برابر کنید:

قدم اول: هر روز با یک فهرست از فعالیت­هایتان شروع کنید که شب قبل تنظیم شده است.

قدم دوم: لیست را براساس اولویت­ها مرتب کنید. قبل از شروع کار، کنار هر مورد الف، ب یا ج بنویسید. موارد «الف» مهمترین فعالیت­ها هستند که انجام یا عدم انجام آنها می­تواند پیامدهای قابل توجهی داشته باشد. موارد «ب» فعالیت­هایی هستند که باید انجام بدهید اما به اندازه فعالیتهای الف نیستند، موارد «ج» فعالیت­هایی هستند که خوب می­شد اگر انجام می­دادید، ولی واقعاً مهم نیست که انجام­شان بدهید یا نه، قانون این است: هرگز وقتی یک مورد «الف» انجام نشده باقی مانده، یک مورد «ب» را انجام ندهید. اگر چند مورد «الف» دارید آنها را به صورت الف-۱، الف-۲، الف-۳، و … اولویت بندی کنید. با این روش بیشترین بازده را از زمان خود به دست می­آورید.

قدم سوم: اولین فعالیت کاری­تان را در اول صبح با الف-۱، شروع کنیدن و آن را رها نکنید تا تمام شود. بدون انحراف یا حواس پرتی کار کنید. خودتان را عادت بدهید که روی آن مورد تمرکز کنید، حتی اگر تمام روز طول بکشد. این بالاترین و بهترین استفاده از زمان­تان است.

قدم چهارم در مدیریت زمان این است که در هر ساعت از روز با پرسیدن سه سوال کلیدی خود را متمرکز نگه دارید:

سوال اول این است که «با ارزش­ترین فعالیت­های من کدامند؟» این سوال را از همکاران و کارکنان­تان هم بپرسید. جواب این سوال هر چه باشد، احتمالاً همان کاری است که در این لحظه باید انجام دهید.

سوال دوم این است که «چه کاری را من و فقط من می­توانم انجام دهم که اگر درست انجام شود، می­تواند یک تغییر واقعی ایجاد کند؟». در هر موقعیتی، تنها یک جواب برای این سوال وجود دارد و آن چیزی است که باید انجامش بدهید.

و سوال سوم این است، (شاید بهترین سوال همین مورد باشد) که «در این لحظه باارزش­ترین استفاده از وقت من چیست؟» این سوال را بارها و بارها بپرسید و مطمئن شوید که جواب­تان هر چه هست، بیشتر اوقات، مشغول آن کار هستید.

و کلید پنجم برای مدیریت عالی زمان این است که: در خودتان احساس اضطرار و تعصب نسبت به کار ایجاد کنید. در زمینه­ی فرصت­ها و مسئولیت­ها سریع عمل کنید و همین حالا انجامش دهید. سعی کنید به عنوان فردی مشهور شوید که کار را سریع و خوب انجام می­دهد. همین یک کار به تنهایی می­تواند موفقیت­تان در کسب و کار را تضمین کند.

شماره ۱۹: خودتان را وقف یادگیری مدام العمر بکنید

ما وارد عصر اطلاعات شده­ایم. یادگیری مداوم، کم­ترین نیاز برای موفقیت در حوزه­ی کاری­تان است. یادگیری مداوم، کلید ورود به قرن بیست و یکم است. همه­ی رهبران، اهل یادگیری هستند. برای این که در یک حوزه­ی رقابتی به موفقیت بزرگی برسید، باید از نظر دانش و مهارت، جلوتر از رقیبان­تان باشید. تنها راهش این است که دانش و مهارت­تان را به طور مداوم افزایش دهید.

امروزه پردرآمدترین افراد در کسب و کار، روزی دو یا سه ساعت در زمینه­ی کاری­شان مطالعه می­کنند. اگر روزی یک ساعت در زمینه­ی کاری­تان مطالعه کنید، معادل یک کتاب در هفته یا پنجاه کتار در سال است. با یک، دو یا سه ساعت مطالعه در زمینه­ی کاری­تان نه تنها به روز باقی می­مانید، بلکه به یکی از زرنگ­ترین و پردرآمدترین افراد در آن کار تبدیل می­شوید.

در اتومبیل­تان به برنامه­های صوتی گوش بدهید، افراد دارای اتومبیل به طور متوسط پانصد تا هزار ساعت در سال را در اتومبیل­شان می­گذرانند این زمانی را که پشت فرمان می­گذرانید، معادل دوازده تا بیست و چهار هفته با چهل ساعت کار است. بهترین مژده برای شما این است که یک برنامه­ی صوتی خوب، شامل بهترین ایده­های سی تا پنجاه کتاب است. می­توانید با گوش دادن به برنامه­های صوتی آموزشی در حین رانندگی، معادل تحصیل تمام وقت در دانشگاه، مطلب یاد بگیرید.

بالاخره این که در هر سمینار و دوره­ای که می­توانید، شرکت کنید. خیلی از افراد در اثر خواندن یک کتاب، گوش دادن به یک برنامه­ی صوتی یا شرکت در یک سمینار، در کارشان به ثروت رسیده­اند. هر روز وقت بگذارید تا دانش و مهارت­تان را به روز کنید. یادتان باشد که پت رایلی که مربی است گفته است: «گر در حال بهتر شدن نیستید، پس در حال بدتر شدن هستید.» وظیفه­ی شما این است که هر روز بهتر شوید.

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

۲۰. به کندی استخدام و به سرعت اخراج کنید

دست کم ۹۵ درصد موفقیت­تان بستگی به کسانی دارد که استخدام می­کنید تا برایتان کار کنند. در مراحل اولیه­ی کارتان، میزان استخدام و اخراج کارکنان­تان خیلی زیاد خواهد بود و تا حد دویست درصد در سال

می­رسد. انتظارش هم می­رود. قانون این حوزه ساده است: «به کندی استخدام کنید و به سرعت اخراج کنید.» در واقع بهترین زمان برای اخراج یک فرد، معمولاً زمانی است که برای اولین بار این فکر به ذهن­تان می­رسد.

همیشه از خودتان بپرسید: «اگر این شخص را استخدام نکرده بودم، آیا با توجه به مسائلی که هم اکنون می­دانم، باز هم امروز او را استخدام می­کردم؟» اگر پاسخ­تان منفی است پس تنها سوالی که باید جواب بدهید، این است که چطور باید از شرش خلاص شوم و با چه سرعتی باید این کار را انجام دهم.

دنبال افرادی باشید که برخوردشان خوب و شخصیت­شان مطلوب باشد، حاضر باشند به سختی کار کنند آنها را دوست داشته باشید و از آنها خوش­تان بیاید و به کاری که می­کنید اعتقاد داشته باشند و بتوانند نسبت به کارتان متعهد شوند. اگر هم در استخدام اشتباه کردید، آن شخص را در اولین فرصت مرخص کنید.

یکی از دلایل شکست کسب و کارهای کوچک، ناتوانی در بیرون کردن یک شخص نالایق است، از ترس این که مبادا به احساسات او لطمه بخورد. نگذارید این مسائل برای شما هم پیش بیاید.

۲۱. از هفت راز موفقیت استفاده کنید

هفت فعالیت کلیدی وجود دارد که می­توانید انجام بدهید تا به میزان زیادی، احتمال دستیابی به موفقیتی بزرگ در کار و زندگی­تان را افزایش دهید:

۱-مشخص کنید دقیقاً چه می­خواهید، آن را بنویسید و هر روز روی آن کار کنید. هدف­های­تان را هر صبح و هر شب مرور کنید.

۲- بهایی را که باید برای رسیدن به هدف­هایتان بپردازید، مشخص کنید و تصمیم قاطع بگیرید که آن بها را بپردازید. به سرعت دست به کار شوید.

۳- صددرصد مسئولیت زندگی­تان و آن چه هستید یا خواهید بود را بپذیرید. بارها و بارها به خودتان بگویید: “اگر این کار باید انجام شود، به عهده­ی خودم است”

۴- نسبت به موفقیت­تان تعهد صددرصد داشته باشید. پل­های پشت سرتان را خراب کنید تا هیچ­وقت به فکر عقب نشینی نباشید. پیوسته به خودتان یادآوری کنید: «شکست جزء گزینه­ها نیست»

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

۵- آمادگی داشته باشید تا بسیار بسیار سخت کار کنید. آماده باشید که بیش از حدی که از شما انتظار می­رود، مایه بگذارید و همیشه بیشتر از پولی که می­گیرید، کار کنید. این دلیل کلیدی موفقیت در کسب و کار خودتان است.

۶- هر دقیقه، هر ساعت و هر روز از وقت­تان درست استفاده کنید. تنها چیزی که برای فروش دارید، وقت شماست. روی باارزش­ترین کارهای­تان متمرکز بشوید.

۷- از برنامه­های­تان با اراده و پشتکار پشتیبانی کنید و پیشاپیش، تصمیم قاطع بگیرید که هرگز تسلیم نشوید. خصلت پشتکار احتمالاً مهمترین خصلتی است که می­توانید در خودتان پرورش دهید تا موفقیت نهایی­تان را تضمین کنید.

اجازه دهید این نکات را خلاصه کنم: هزاران کتاب درباره­ی موفقیت کسب و کارهای کوچک وجود دارد و حتی می­توانید یک دوره­ی پنج یا شش ساله­ی MBA (کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی) را بگذرانید که احتیاج به هزاران ساعت مطالعه دارد، اما این ۲۱ ایده­ی عالی در تمام کتاب­ها، مقاله­ها ودوره­های کارآفرینی که می­خوانید، شرکت می­کنید یا می­شنوید، مرور می­شوند. مهم­ترین چیزی که در این کتاب یاد می­گیرید، کاری است که در اثر خواندن این کتاب تصمیم می­گیرید انجام دهید. همه­ی اشخاص و کارآفرین­های موفق عمل­گرا هستند. آنها دائماً در حال حرکت و همیشه مشغول هستند. در خودتان احساس اضطرار ایجاد کنید. مهم­تر از همه­ی کارها، کاری است که هم اکنون انجام می­دهید. مایه­ی دلگرمی است که امروزه بیش از هر زمان دیگری می­توانید در کسب و کارتان به موفقیت برسید. فقط لازم است به راه بیفتید و نایستید. در واقع غیر از محدودیتی که شما برای خودتان تعیین می­کنید، هیچ محدودیت دیگری وجود ندارد.

نتیجه­ گیری

آیا هم اکنون در کسب وکار خودتان هستید یا آیا تا به حال فکر کردید که کسب و کاری برای خودتان شروع کنید یا فروشنده هستید و مشتاقید که ۵۰ تا ۱۰۰% در ۳ تا ۶ ماه آینده فروشتان را افزایش دهید؟ اگر پاسخ شما به هر یک از این سوال­ها مثبت است، خبر خوبی برای شما دارم. در چند سال آینده در آمریکا، اکثر افراد اگر میلیونر نشوند، پول بیشتری در خواهند آورد و به استقلال مالی دست خواهند یافت که این در طول تاریخ بی سابقه بوده است. و ۸۰% از این میلیونرهای جدیدکسانی هستند که کسب و کار موفقی برای خود شروع کرده و به راه انداخته­اند و بهترین فروشندگان در هر زمینه­ای هستند. این بدین معنی است که ۸۰% شانس شما برای رسیدن به استقلال مالی در طول زندگی­تان بستگی به توانایی شما در راه­اندازی و رشد کسب و کاری موفق است. اگر شما هم اکنون کسب و کاری دارید، در جلوی صف هستید تا به استقلال مالی برسید. هدف شما باید این باشد که با حداکثر کارایی کسب و کارتان را به راه بیندازید تا بتوانید سوددهی خود را در هر مرحله از راه به حداکثر برسانید. و حالا اگر فروشنده هستید، مدیون خودتانید تا یاد بگیرید که چطور یکی از پردرآمدترین افراد در صنعت­تان شوید. به یاد داشته باشید در زندگی هم می­توانید کم پول درآورید هم می­توانید زیاد پول درآورید. انتخاب کاملاً با شماست. هیچکس باهوش­تر و بهتر از شما نیست. اگر کسی از نظر مالی بهتر از شما عمل می­کند به این علت است که آنها بیشتر از شما می­دانند که در آن لحظه چه کار می­کنند.

همه­ مهارت­های کسب و کار و همه­ مهارت­های فروش قابل یادگیری هستند. اگر می­توانید رانندگی کنید، از تلفن همراه استفاده کنید یا با کامپیوتر کار کنید، می­توانید هر مهارتی را در تجارت و فروش یاد بگیرید. زمانی که یک مهارت خاص از کسب و کار را یاد گرفتید می­توانید بارها و بارها از آن استفاده کنید. هر بار که از آن استفاده می­کنید در آن بهتر و بهتر می­شوید و نتایج بهتری در اندک زمانی می­گیرید. این راهی است که اکثر افراد، موفقیت شخصی و موفقیت در کسب و کار را به دست آورده­اند پس شما هم می­توانید. چرا این را به شما می­گویم؟ خب، افرادی که صاحب کسب و کار معمولی هستند بین ۶۰.۰۰۰ و ۱۰۰.۰۰۰ دلار در سال درمی­ آورند. یک فروشنده معمولی حدود ۴۵ هزار دلار درآمد دارد. برخی صدها و هزارها دلار در سال در همان زمینه­ی فروش، همان محصولات و خدمات و با همان مشتریان و با شرایط رقابتی یکسان درآمد دارند و حتی برخی دیگر میلیون­ها پول در می­آورند. شاهراه اصلی برای رسیدن به استقلال مالی همیشه کارآفرینی بوده است. کسب وکار پرسود خودتان را راه­اندازی و ایجاد کنید و یاد بگیرید که چطور بفروشید. من سال­ها برای بیش از هزارها شرکت در ۲۵ کشور جهان کار کرده­ام. به بیش از ۳ میلیون نفر آموزش داده­ام و هزارها نفر را در فروش و کارآفرینی میلیونر ساخته­ام. خود من ۲۲ کسب و کار مختلف را راه­اندازی، ایجاد، مدیریت و سودآور کرده­ام. بیش از ۴۰ کتاب نوشتم و بیش از ۳۰۰ برنامه صوتی و ویدیوئی در زمینه­ی موفقیت در فروش شخصی وکسب وکار ایجاد کرده­ام. و حالا ما همه اینها را کنار هم جمع کردیم، بهترین ایده­ها برای شروع و ایجاد کسب و کاری پرسود و برای فروش موفق و حالا ما آن را با کمترین هزینه برای شما فراهم کرده­ ایم.

دانلود راه اندازی کسب و کار موفق (برایان تریسی)

موفق باشید.

 

آخرین ورودی ها

  • کسب و کار موفق
  • راه اندازی شغل پردرآمد
  • راه اندازی کار و کاسبی
  • کاسبی پردرامد
  • کسب کار در مورد الکترونیک پردرآمد
  • چگونه ميتوان دركسب وكارموفق شد
  • کاسبی پردرآمد

۴ نظر ها

  1. بسیار عالی!مطلب خیلی مفیدی بود ضمن اینکه خوب ترجمه شده و جمله بندی ها مناسب بود. فقط مشکلات تایپی کمی توی ذوق میزد. با سپاس از شما

  2. فرهادفرهاد

    بسیار عالی و مسمر ثمر واقع شد

  3. غادل زادهوش

    باسلام از مطالب شما بسیار سپاسگزارم

  4. نرتضی

    با سلام عالی عالی عالی تر از عالی بی نظیر کارت حرف نداره ادامه بده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


مشاوره رایگان همین حالا تماس بگیرید!!
دوره های حضوری و غیر حضوری از تمام کشور
مشاوره رایگان دوره های مدیریت : 05138911180 و یا 09303702299

 مدیریت ارشد اجرایی پیشرفته (MBA)

با مدرک مورد تایید وزارت علوم ,تحقیقات و فناوری و قابل ترجمه رسمی

 مدیریت حرفه ای کسب و کار پیشرفته (DBA)
دوره دکتری حرفه ای کسب و کار

با مدرک مورد تایید وزارت علوم ,تحقیقات و فناوری و قابل ترجمه رسمی

آخرین ورودی ها

  • کسب و کار موفق
  • راه اندازی شغل پردرآمد
  • راه اندازی کار و کاسبی
  • کاسبی پردرامد
  • کسب کار در مورد الکترونیک پردرآمد
  • چگونه ميتوان دركسب وكارموفق شد
  • کاسبی پردرآمد