صفحه اصلی » مهارت های ارتباطی » قدرت جذبه (برایان تریسی)
مدیریت اجرایی MBA
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

قدرت جذبه (برایان تریسی)

قدرت و نیروی جذبه – جذب دیگران – نفوذ در دیگران – جذاب بودن

نویسنده: برایان تریسی و ران آردن

کلاس و دروه های آموزش فن بیان ,نفوذ در دیگران , سخنوری ,مجری گری ,ارتباط موثر  ,چگونه جذاب باشید و کاهش لهجه 

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن : 05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید. 

 

فصل اول:جذبه چیست؟

وقتی جان اف. کندی لبخند می زد، می توانست پرنده ای را از روی درخت به خود جذب کند.

سیمور سنت جان

 

تعریف جذبه را از زبان کسی که انتظار نداشت تسلیم آن شود و شاید هم در برابر تاثیراتش مقاومت کرده، بشنوید:

. . . او در «لحظه» برخورد با افراد به چهره آنها کاملاً دقت می کرد. . . اشتیاق و صمیمت از خود نشان می داد؛ به نظر می رسید که شما را واقعا دوست دارد و برایش مهم نیست که شما او را دوست دارید یا خیر. می توانم فقط حدس بزنم که چه مقدار از آن ژنتیکی و چه مقدار رشد یافته بود. تنها این را می دانم که در آن برخورد کوتاه، کاملا جذب کسی شده بودم که نه او را قبول داشتم و نه حتی انتظار داشتم که از او خوشم بیاید.

این اظهارات توسط مارک سانبرن سخنگوی حرفه ای، در نشستی با رئیس جمهور بیل کلینتون بیان می شود.

وقتی از جذبه سخن می گوییم درباره ی آداب غذا خوردن، ظاهر خوب، یا شیک پوشیدن صحبت نمی کنیم بلکه روی سخن ما چیزی است که خیلی عمیق تر از این حرف ها ست. جذبه واقعی چیزی فراتر از ظاهر محض است. توانایی و قابلیتی است که بعضی افراد برای ایجاد رابطه ای دوستانه تر برخوردارند که باعث می شود دیگران در حضور آن ها احساس بی نظیری داشته باشند. جذبه از خصوصیت جالب توجهی برخوردار است و آن این است که پاسخ ما به آن شدید، مبتنی بر احساس و تقریباً غریزی است.

طبیعت یا تربیت؟

شاید گاهی به خودتان بگویید:” تو باید با جذبه به دنیا می آمدی و حالا که غیر از این است، آدم خوش شانسی نیستی!” ما هم این عقیده را قبول داشتیم، اما در تمام سال هایی که تحقیق و آزمایش کرده ایم و هنر و مهارت ارتباط رودررو را آموزش داده ایم، دلایل و مدارکی به دست آورده ایم که خلاف این را ثابت می کند.

در این شکی نیست که بعضی افراد به طور طبیعی با جذبه هستند و به تبع آن از یک مزیت نسبت به دیگران بر خور دارند. اما جذبه ترکیب اسرار آمیزی که فقط درژن های ما یافت شود نیست. جذبه نتیجه استفاده از مهارت های ویژه ای است که بسیاری ار ما چیز کمی درباره ی آن ها می دانیم یا اصلا چیزی نمیدانیم. این به آن معناست که جذبه اکتسابی است.

در صفحه های بعد، به شما خواهیم گفت که چگونه می توانید با به کار بردن جاذبه های مغناطیسی و نفوذ بر افرادی که با آنها برخورد می کنید، فرد کاملاً باجذبه ای شوید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

از این پس به جذبه به عنوان یک خصوصیت و مهارت شخصیتی بنگرید که می توانید آن را با انجام کار هایی که افراد با جذبه انجام می دهند افزایش  دهید و از اشخاصی باشید که با جذبه هستند.

فصل دوم: جذبه در رفتار

جذبه: خصیصه ای است که نیروی مقاومت ناپذیری برای خشنود ساختن و جذب دیگران به کار می برد.

فرهنگ لغت

رادن آردن این داستان را از زندگی شخصی خود به عنوان گواهی بر قدرت جذبه نقل می کند:

در سال های دهه هفتاد بود که به قدرت جذبه اعتقاد راسخی پیدا کردم. یکی از دوستان ما در لوس آنجلس تلفنی من و هسرم، نیکی، را به نیکی ایوان برولد و همسرش ماریان دعوت کرد. آنها به تازگی از آفریقای جنوبی به اینجا آمده بودند. ایوان یک ابلیس خوش قیافه، بازیگر و همچنین یک دوست خوب است، من او را از زمان بازی در تئاتر در آفریقای جنوبی می شناسم.

ما بعدازظهر همان روز، یعنی شنبه، به مهمانی رفتیم و به جمعیتی که در باغ بودند، ملحق شدیم. مردم و البته ایوان و ماریان، در اطراف بوفه می چرخیدند. من و همسرم به گرمی به همه سلام کردیم و سپس ما چهار نفر به طرف میزهای مدعوین بوفه رفتیم.

نزدیک غروب بود که دیدم نیکی و ایوان با هم صحبت می کنند و همسر عزیزمف که معمولا آدم معقولی است، ظاهرا مجذوب او شده بود. با خود فکر کردم: «آخر این چه افتضاحی است؟ او مثل یک دختر بچه رفتار می کند». در آن لحظه از حسادت خونم به جوش آمد و با عجله به طرف او رفتم.

قدرت جواب بودن

کمی بعد، به نیکی گفتم: «چه چیز جذابی در ایوان تو را آن طور هیپنوتیزم کرده بود؟»

او لحظه ای فکر کرد و گفت: «ایوان وقتی با کسی صحبت می کند، گویی در پیله او قرار دارد. از نظر او کسی جز آن فرد در جهان وجود ندارد. وقتی به حرف هایش گوش می دهد، طوری رفتار می کند که گویی هر کلمه ای که به زبان می آورد مهم است و به اوجه کامل او نیاز دارد. »

وقتی به حرف های او فکر کردم، فهمیدم که کاملا حاق با اوست. از وقتی که ایوان را می شناسم، همین خصوصیت را با هر کسی که صحبت می کند، نشان داده است. او دائماً از خود جذبه ساطع می کند. به همین دلیل مردی خوش مشرب و موردپسند زنان و مردان زیادی است.

علاقه مادام العمر به این قوانین ساده منجر می شود

بیش از بیست سال از این ماجرا می گذرد، ولی انگار همین دیروز بود. همان طور که همسر عزیزم یادآوری می کند، اولین علاقه مفرط من به جذبه از همان زمان آغاز شد.

علاقه من شدت گرفت. من شروع کردم به مطالعه و شناخت رفتارهایی که تمام افراد باجذبه به کار می برند. از تعداد زیادی از این افراد پرسیدم که چه احساسی درباره تاثیر خود بر دیگران دارند. یکی از چیزهای جالبی که کشف کردم این بود که افراد باجذبه از لذت بخشیدن به دیگران لذا زیادی می برند.

سپس آنچه را که آموخته بودم به درس های قابل درک و ارائه خلاصه کردم؛ هر درس به نوبه خود شامل مجموعه ای از قوانین و تکنیک های ساده و قابل فهمی است که آموزش و انجام آنها نیز به آسانی صورت می گیرد.

برایان تریسی و من نحوه استفاده از این مهارت ها را به افراد زیادی – به دلایل حرفه ای یا اجتماعی- با موفقیت آموزش داده ایم و اکنون شما هم می توانید بیاموزید چگونه پویایی های تاثیر خود بر دیگران را کنترل کنید. زمانی که متوجه شوید قدرت جذبه را چگونه در اختیار بگیرید، یکی از با ارزش ترین عوامل موفقت را – این که به افراد احساس ارزشمند بودن ببخشید- به خدمت خواهید گرفت.

راهکارهایی برای جذب دیگران

به جذاب ترین فردی که می شناسید، فکر کنید. رفتار او را مشاهده کنید. سعی کنید بفهمید وقتی باجذبه است چه کار می کند. به تاثیری که بر دیگران دارد نگاه کنید و آنچه را که مشاهده می کنید به کار ببندید و وقتی انگیزه در شما به وجود آمد بیاموزید که درست مثل الگوی تان، البته به روش خود، با جذبه، متقاعدکننده و قابل تحسین باشید.

 

فصل سوم آنچه جذبه می تواند انجام دهد.

جذبه گیراست. درست مثل گلبرگ های گل که در برابر گرما و نور خورشید گشوده و باز می شوند، ما هم در برابر گیرایی جذبه از خود رها و مسحور می شویم. جذبه مثل یک آهن ربای بزرگ ما را به سوی منبع مغناطیسی خود می کشاند.

تاکوزا، یک بانوی فرزانه قرن بیستم

افراد با جذبه معمولا خوب گوش می دهند و اغلب شانس های بیشتری نصیب شان می شود. فرصت هایی به آن ها داده می شود که شاید دیگران هرگز چنین فرصت هایی را به دست نیاورند. این افراد ممکن است به خاطر کار هایی بخشیده شوند که دیگران به خاطر شان به دار آویخته می شوند. چیزهایی به آن ها گفته می شود که شاید دیگران هرگز آن ها را نشنیده باشند. مردم از آنها عذر می خواهند، از سر راهشان کنار می روند و همیشه به خاطر شک و تردیدی که دارند، به آنها سود می رسانند. تصور کنید که فردی با حالتی شدیداً گیرا و بانفوذ به سمت تان می آید، در این موقع شما مورد تهاجم جذبه آن شخص قرار گرفته اید.

احساس ارزشمند بودن

حتماً تا به حال با افرادی ملاقات کرده اید که قادر بوده اند شما را با جذبه خود مجذوب کنند. به نظر می رسید که آنها شما را واقعاً دوست دارند، برای نظر شما ارزش قائل اند، تمام توجه شان را به شما و نه هیچ کس دیگر اختصاص داده اند. وقتی در کنار شما بودند بدون توجه به این که فرد دیگری آن اطراف است، هیچ کس جز شما برایشان وجود نداشت. آنها چنان رفتار کرده اند که شما احساس می کنید جذاب ترین و مهم ترین شخصی هستید که تا به حال ملاقات کرده اند. برای این که از مصاحبت با آنها لذت ببرید، قضاوت و انتقاد درباره آنها را کاملاً به تعویق انداختید. آیا به خاطر دارید که چه احساس شگفت انگیزی داشتید؟ شرط می بندم که احساس ارزشمند بودن می کردید.

به این فکر کنید که چه قدرتی لازم است تا بتوانید کسی را وادار کنید که درباره خودش به احساس شگفت انگیزی برسد. این احساس بی حد و حصر است! رهبران بزرگ سیاسی این احساس را پرورش می دهند، تاجران موفق آن را گسترش می دهند و بازیگران مشهور از آن بهره می گیرند. تقریباً هر کسی که با مردم سر و کار دارد می تواند از جذبه بهره ببرد و هر کس که می خواهد از نردبان موفقیت بالا برود باید این خصوصیت را در خود تقویت کند.

چه وقت؟ کجا؟

چه وقت و کجا توانسته اید این احساس خاص را در دیگران ایجاد کنید؟ چه قدر فکر می کنید که این موهبت می تواند در زندگی فردی و دنیای تجاری شما ارزشمند باشد؟ باور کنید مطلقاً نمی شود روی آن قیمت گذاشت. وقتی قدرت این را دارید که به مردم احساس خاص بودن ببخشید، بلادرنگ پاداش آن را هم دریافت خواهید کرد.

راهکارهایی برای جذب دیگران

تصمیم بگیرید که امروز می خواهید قدرت جذبه را در خود تقویت کنید و در ارتباطات خود با دیگران آن را تمرین کنید. این تصمیم، شما را به سوی انجام کارهایی سوق می دهد که بتوانید افراد دیگر را وادار سازید درباره خود احساس شگفت انگیزی پیدا کنند.

«نسبت جذبه ای» را که در حال حاضر دارید اندازه بگیرید. به خودتان در این باره که تا کنون چه قدر با جذبه بوده اید، از یک تا ده نمه بدهید، نمره ده «عالی» است. سپس از فردی که شما را می شناسد نیز بخواهید به شما نمره بدهد. هر عددی که این شخص به شما اختصاص دهد اندازه واقعی است.

اکنون شما آماده اید تا خود را به فردی کاملاً با جذبه تبدیل کنید.

فصل چهارم چگونه دیگران را جذب کنید

مردم اهمیت نمی دهند که چه قدر می دانید تا زمانی که بدانند چه قدر اهمیت می دهید.

لوهولتز

روانشناسان می گویند هسته شخصیت اعتماد به نفس است. این اصطلاح به بیان ساده تر و بهتری تعریف شده است: «چه قدر خود را دوست دارید». اعتماد به نفس به این معنی است که شما احساس کنید چه قدر مهم و ارزشمند هستید.

انسان ها شدیدا احساساتی هستند و از روی احساسات تصمیماتی می گیرند و سپس آن ها را با منطق توجیه می کنند. مردم به شدت تحت تاثیر محیط احساسی خود و به ویژه رفتار افراد دیگر نسبت به خود هستند. شما از کودکی شرطی شده اید که در برابر عمل و عکس العمل های والدین تان نسبت به خود بسیار حساس و زودرنج باشید. پویایی این مشاجره های زودهنگام اغلب پایه ارتباطات شما را با دیگران در زندگی پی ریزی می کنند.

وقتی کاری را برای دیگران انجام می دهید، معمولا یا اعتماد به نفس (احساس درونی مثبت بودن) شما تقویت می شود، یا از تحقیر شدن شما توسط افراد و یا شرایط دیگر جلوگیری می کند.

راز جذبه

انسان به طور ذاتی شدیدا نیاز دارد که او را ارزشمند بدانند و ارزشمند باشد. بنابراین راز جذبه این است:” کاری کنید که دیگران احساس مهم بودن کنند.”

پنج راه برای جذاب بودن

هرچه افراد بیشتر در حضور شما احساس مهم بودن کنند بیشتر به جذاب بودن شما پی خواهند برد. خوشبختانه، ما می دانیم که چگونه به افراد احساس شگفت انگیزی درباره خودشان بدهید. این رفتارهای کلیدی می توانند در پنج دسته خلاصه شوند: پذیرش، تقدیر، تایید، تحسین و توجه.

  1. پذیرش: بزرگ ترین هدیه ای که می توانیم به افراد بدهیم توجه مثبت و بی قید و شرط است یعنی آن ها راد به طور کامل می پذیرید.. هرگز از آن ها انتقاد و عیب جویی نکنیم و همه چیز شان را کاملا قبول کنیم. چنان که گویی آنها معجزه طبیعت هستند؛ این نقطه شروع جذاب بودن است.

حال چگونه پذیرش تمام و کمال خود را بیان کنیم؟ ساده است.

لبخند بزنید! وقتی به افرادی که ما را نگاه می کنند لبخند بزنیم اعتماد به نفس آن ها خود به خود افزایش می یابد و احساس می کنند افراد مهم و ارزشمندی هستند و شخصی که این احساس را به آن ها القا می کند دوست دارند و آن را فرد با جذبه ای می یابند، حتی قبل از اینکه چیزی بگویید.

  1. تقدیر: هر گاه از دیگران به خاطر کاری که انجام داده اند تقدیر کنیم اعتماد به نفس شان بالا می رود و احساس می کنند ارزشمند تر و مهم تر هستند. احساس قابلیت و توانایی بیشتری می کنند. تصور آن ها از خود بهتر شده و عزت نفس شان افزایش می یابد.

در این حالت بازدهی دو برابر می شود: هرگاه به فردی لبخند می زنید، یا او از او تقدیر می کنید، نه تنها اعتماد به نفس و احساس مهم بودن در آن شخص بالا می رود، بلکه در مورد خودتان هم همین طور است. هر زمان کاری می کنید، یا چیزی می گویید که باعث می شود افراد دیگر خودشان را بیشتر دوست داشته باشند، در واقع خودتان را بیشتر دوست دارید.

هر چه بیشتر خود را دوست داشته باشید، حقیقتا دیگران را بیشتر دوست خواهید داشت و اهمیت بیشتری برای آنها قائل خواهید شد. هرچه بیشتر خود را دوست داشته باشید، کمتر نگران این خواهید بود که آیا تاثیر خوبی بر دیگران می گذارید یا خیر، و خود به خود به فردی با جذبه تر تبدیل می شوید.

  1. تایید: گفته می شود که «بچه ها برای آن گریه می کنند و مردها برای آن می میرند.» همه انسان ها در طول زندگی نیاز شدید و ناخودآگاهی به تایید رفتارها و موفقیت های شان دارند. تایید، هر میزانی که باشد انسان را خیلی راضی نمی کند. این نیاز مانند نیاز به غذا و استراحت، مداوم است. افرادی که پیوسته به دنبال فرصت هایی برای تایید دیگران هستند، به هر جایی که پا می گذارند، مورد استقبال قرار می گیرند.

شاید بهترین تعریف برای تایید «ستایش» است. این موضوع به اندازه ای مهم است که در فصل های بعدی به آن خواهیم پرداخت. فقط این نکته را به خاطر داشته باشید که هر گاه افراد را به خاطر کاری که انجام داده ا ند تایید کنیم اعتماد به نفس شان افزایش می یابد. آنها احساس شگفت انگیزی درباره خود پیدا می کنند و شما را فردی جذاب، باهوش، بسیار دوست داشتنی و فوق العاده با جذبه می یابند.

  1. تحسین: بنا به گفته آبراهام لینکلن «همه تحسین را دوست دارند.» وقتی ویژگی، دارایی و موفقیت افراد را صادقانه و خالصانه تحسین می کنید، آنها ناخودآگاه احساس بهتری درباره خود پیدا می کنند. آنها احساس می کنند فرد مورد تایید، ارزشمند، مهم و مقبولی هستند. در نتیجه آنها خود و شما را بیشتر دوست خواهند داشت.

از نوع پوشش فرد تعریف کنید. یکی از خصوصیات او مثل وقت شنای یا پیگیری را تحسین کنید. شخص را به خاطر بردن جایزه یا رسیدن به هدفی مورد تحسین و تشویق قرار دهید. او را به خاطر کارهای کوچک و بزرگی که انجام داده است تحسین کنید. همیشه در فرد دنبال چیزی بگردید که از آن تعریف کنید و هر بار که چیزی پیدا کنید این فرد شما را بیشتر دوست داشته و شما را فرد  با جذبه ای خواهد یافت.

  1. توجه: این خصوصیت شاید مهم ترین خصیصه در بین خصوصیات دیگر است و موضوع چند فصل از فصل های بعدی خواهد بود. این خصیصه قدرتمندترین رفتار برای ایجاد اعتماد به نفس است و کلید جذبه آنی است. وقتی به افراد کاملا توجه دارید آن ها احساس می کنند ارزشمند و مهم هستند و شما را بیشتر دوست خواهند داشت.

این پنج خصیصه قدرتمند ترین راه کار هایی هستند که تا کنون برای ایجاد اعتماد به نفس کشف شده اند. هنگامی که با تمرین بر آن ها تسلط  یابید به یی از جذاب ترین و با نفوذ ترین افراد در محیط اجتماعی و حرفه ای خود تبدیل خواهید شد.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که با یک شخص مهم، یا حتی کسی که با او کار می کنید، ملاقات کردید این تمرین را انجام دهید: تصور کنید در جوانی دوست عزیزی داشتید که بسیاری از تجربه های عاطفی و مهم دوران جوانی خود را با او تقسیم کرده اید. اما سال ها گذشته و او را ندیده اید و خبر ندارید دوست تان کجا رفته است.

یک روز، وقتی در خیابان قدم می زنید، یا شاید هم مشغول کاری هستید، ناگهان او را می بینید! شما غافلگیر، دستپاچه و غرق در سیلی از خاطرات و محبت می شوید. تمام صورتتان می درخشد و فقط به این می توانید فکر کنید، که «این تو هستی!»

وای! شما از دیدن این شخص خیلی خوشحالید. در آن واحد هیجان زده، خوشحال، سپاسگزار و احساستی می شوید.

از این پس هنگام برخورد با شخص یا اشخاصی که برایتان مهم هستند، به خصوص کسانی که دوست شان دارید، یا دوستان عزیزتان، همین حس را بیافرینید و چنان رفتار کنید که گویی آنها را بعد از یک غیبت طولانی پیدا کرده اید و بگویید: «این تو هستی!» با این افراد خاص طوری برخورد کنید که گویی از دیدن آنها به طرز باور نکردنی خوشحال شده اید. چنان رفتار کنید که گویی آنها مهم ترین فرد در جهان هستند. مهم نیست که این افراد چه کسانی هستند، آنها تصور خواهند کرد که شما فردی به طور باورنکردنی باجذبه هستید.

فصل پنجم جادوی گوش کردن

توجه مجذوبانه بالاترین شکل تملق است.

دیل کارنگی

توانایی شما برای خوب گوش کردن در یک گفت و گوی اجتماعی یا تجاری، می تواند به اندازه هر مهارت دیگری به پیشرفت شما کمک کند. یکی از مهم ترین ویژگی های یک رهبر، توانایی او در جمع آوری اطلاعات از طریق پرسیدن و گوش کردن دقیق به گفته های افراد است.

دانیل گولمن، نویسنده هوش عاطفی، به این نتیجه رسید که توانایی انسان ها در برقراری ارتباط عاطفی با افراد(EQ)  شاید خیلی بیشتر از IQ  در موفقیت آن ها حیاتی است. او مهم ترین ویژگی EQ را تحت عنوان “حس همدردی ” یا توانایی درک و هم احساسی با  سخن افراد و منظور واقعی آن ها بیان می کند.

هوارد گاردنر، از دانشگاه هاروارد، این ویژگی را تحت عنوان «هوش اجتماعی» تعریف کرده است، که همان طور که در ابتدای این کتاب اشاره کردیم، سودآورترین و محترم ترین نوع هوش در جامعه ماست. خوشبختانه این هوش می تواند تنها از طریق یک شنونده خوب بودن کسب شود.

چهار راه حل کلیدی برای گوش کردن واقعی

هر نوع کتاب، مقاله، یا دوره آموزشی در نهایت به همین نتیجه ختم می شود: در اینجا ۴ راه حل کلیدی برای گوش کردن واقعی ارائه می شود که اگر بر آن ها مسلط شوید نسبت جذبه شما به سرعت افزایش می یابد:

  1. با دقت گوش کردن: بدون اینکه حرف دیگری را قطع کنید با دقت و با سکوت کامل گوش کنید چنان که گویی هیچ چیز در دنیا در آن لحظه برای شما مهم تر از حرف ها یی نیست که آن شخص می گوید.

اگر کسی می خواهد با شما صحبت کند، به خصوص در منزل، بلافاصله تمام کارهای دیگرتان را متوقف کنید و همه توجه تان را به او جلب کنید.

تلویزیون را خاموش کنید، کتاب یا روزنامه را ببندید و توجه خود را قاطعانه بر آنچه شخص دیگر می گوید متمرکز کنید. این رفتار بلافاصله از سوی شخص مقابل دریافت شده و مورد تقدیر قرار می گیرد و قدرت عاطفی بسیار زیادی در طی گفت و گو به شما خواهد بخشید.

طوری به فرد مقابل گوش کنید که گویی مبهوت سخنان او شده اید، تصور کنید چشم هایتان لامپ های ماوراء بنفش هستند که صورت شما را برنزه کرده اند.

وقتی شما به سخنان فرد دیگری مشتاقانه گوش دهید این فرد به لحاظ زیست شیمیایی تحت تأثیر قرار می گیرد. مغز او “داروی شادی آور ” طبیعی یا اندورفین ترشح می کند که باعث می شود فرد درباره ی خودش احساس خوبی پیدا کند. اعتماد به نفس او بالا رود و خودش را هم بیشتر دوست داشته باشد مهم تر از همه شما را به خاطر این حسن اخلاق که به دقت تمام به حرف های او گوش داده ا ید بیشتر دوست داشته باشد و اعتماد بیشتری به شما پیدا کند. نتیجه فوق العاده و شگفت آور خواهد بود.

  1. مکث قبل از پاسخ دادن : به محض اینکه فرد مقابل خواست نفسی تازه کند وسط حرفش نپرید بلکه ۵-۳ ثانیه مکث کنید. اجازه دهید سکوت برقرار شود؛ فقط آرام باشید.

وقتی مکث می کنید سه چیز اتفاق می افتد که هر سه خوب است. اول اینکه وقتی فرد مقابل بخواهد برای سازماندهی مجدد افکار ش اندکی مکث کند شما از قطع کردن سخن او اجتناب می کنید. دوم این که با مکث کردن به شخص خواهید گفت که سخنانش مهم است و شما با دقت به آن توجه می کنید. این امر ارزش فردی گوینده را تقویت کرده و باعث می شود به شما به عنوان شخصی با جذبه و با هوش نگاه کند. سوم این که نه تنها صحبت های شخص بلکه منظور او را در سطح عمیق تر ذهن به واقع شنیده و درک می کنید.  این کار را یک بار امتحان کنید و نتیجه اش را ببینید.

  1. پرسش جهت توضیح : هرگز وانمود نکنید که منظور شخص را از آنچه که گفت دقیقا می دانید بلکه با پرسیدن سوالاتی مانند ” منظورت چیست؟ ” از او بخواهید تا توضیح بیشتری درباره ی صحبت آخرش بدهد.

یکی از مهم ترین قوانین ارتباط این است که شخصی که سوال می کند اوضاع را کنترل می کند. چون شخصی که به سوالات پاسخ می دهد ۱۰۰% از تمرکز ش روی چیزی است که می گوید.

ترفندی که برای جذب کردن کسی با این روش باید به کار ببندید این است که پرسش های فکورانه ای را مطرح کنید. تمام افراد خوش صحبت و موفق این راهکار را شناخته و مرتباً آن را به کار می بندند.

  1. همان سخن را به شخص بازگردانید؛ آن را با واژه های خود بازگو کنید: این راه حل آزمایش نهایی برای گوش کردن واقعی است گواهی بر اینکه واقعاً گوش می کنید نه اینکه خود را به گوش کردن تظاهر که امروزه بسیار متداول است مشغول کنید. مثلا هر گاه فرد صحبت ش را تمام کرد مکث کنید و همان سخنان شخص را بازگو کنید مثلا بگویید: “پس این کار را کردید و بعد این اتفاق افتاد ” با این کار فرد مقابل متوجه می شود که شما به صحبت های او با دقت گوش کرده اید.

چرا زنان شنونده های بی نظیری هستند.

به طور کلی، زنان شنونده های بی نظیری هستند. زنان هنگام برقراری ارتباط، طبق اسکن های MRI، هفت نقطه از مغزشان کاملاً درگیر می شود. در مردان، تنها دو نقطه است.

مردان اغلب با بی میلی به حرف های زنان گوش می دهند، به خصوص اگر تلویزیون روشن باشد. این به آن خاطر است که مردان تنها می توانند یک ورودی حسی را در یک لحظه پردازش کنند. برای مثال، آنها نمی توانند هم به تلویزیون نگاه کنند و هم به کسی که صحبت می کند، گوش دهند، در حالی که زنان خیلی بیشتر از این را به سادگی می توانند انجام دهند.

بدترین گناهی که یک مرد می تواند در حق همسرش مرتکب شود این است که وقتی او صحبت می کند به حرف هایش گوش ندهد. هر مردی از همسرش شنیده که با عصبانیت او را متهم می کند که: «تو به حرف من گوش نمی دهی!»

مردان معمولاً به سرعت پاسخ می دهند: «بله، گوش می کنم.»

سپس او مچ شما را می گیرد، دست به سینه می ایستد و طلبکارانه می پرسد: «بسیار خوب، پس داشتم چه می گفتم؟»

فقط وقتی که مرد بتواند صحبت های همسرش را تا حدی درست به او برگرداند، در آن صورت است که زن مطمئن می شود به حرف هایش واقعاً گوش داده است.

برای این که به فردی کاملاً با جذبه تبدیل شوید باید به روش های گوش کردن مسلط شوید؛ به خصوص اگر یک مرد هستید. افزایش این مهارت کلیدی در درجه اول مستلزم نظم و تصمیم خواهد بود. اما به مرور زمان ساده و غیرارادی می شود.

گوش کردن با یک تفاوت

گوش کردن واقعی به معنای گوش کردن با یک تفاوت است. این به آن معنا نیست که، «گوشت را به من بده تا یک داستان برایت تعریف کنم»؛ بلکه به این معنی است که مردم را متقاعد کنید کاملاً درگیر چیزی که گفته می شود هستید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

هر یک از تکنیک های گوش دادن واقعی- گوش کردن، مکث کردن، سوال های فکورانه پرسیدن و باگو کردن – را در یک زمان امتحان کنید. با تمرین دقیق، گوش کردن را در منزل و در محل کار شروع کنید. تلاش نکنید که حرف دیگران را قطع کنید؛ فقط به دهان فرد مقابل چشم بدوزید.

با استفاده از تکنیک های مختلف، کنترل و هدایت گفت و گو را تمرین کنید. شما متوجه خواهید شد که با سوال کردن و گوش دادن دقیق به جواب ها، می توانید در عرض چند دقیقه با شخص مقابل ارتباط عمیق تری برقرار کنید تا این که چندین هفته تمام صحبت کنید.

کلاس و دروه های آموزش فن بیان ,نفوذ در دیگران , سخنوری ,مجری گری ,ارتباط موثر  ,چگونه جذاب باشید و کاهش لهجه 

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن : 05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید. 

فصل ششم جذب یک زن

دوور با خود فکر کرد، اگر خداوند چیزی بهتر از زن خلق می کرد مطمئناً آن را برای خود نگه می داشت.

نلسون آلگرن، در کتاب گامی به سمت وحشی

در برابر زنان اطراف خود با احساس و با جذبه باشید . زنان عاشق مردان با جذبه اند آنها می خواهند همیشه در کنارشان باشید.
مردان و زنان بیش از آنچه در ظاهر مشخص است، با هم متفاوتند. یکی از مهم ترین کاربردهای جذبه این است که در برابر زنان اطراف خود با احساس و باجذبه باشید. زنان عاشق مردان با جذبه هستند، آنها می خواهند همیشه در کنارشان باشید.

برای اینکه در برابر زنان با جذبه باشید باید بدانید که آنها چگونه فکر و احساس می کنند و اگر می خواهید شما را دوست داشته باشند باید چیزهایی بگویید و کارهایی بکنید که از لحاظ عاطفی بر آنها تاثیر بگذارد.

ازی فردی و اعتماد به نفس در زنان از کیفیت روابط آنها با افراد مهم زندگی شان سرچشمه می گیرد. زنان حتی خیلی بیشتر از مردان بر سیمای ظاهری و برداشت دیگران و نحوه برخورد آنها، تاکید دارند.

سه نیاز اصلی هر زن

قدرتمندترین و مهم ترین نیازهای عاطفی بیشتر زنان عبارتند از: محبت، توجه و احترام. زنان درباره ی افراد  از روی محبت و علاقه شان به آنها و اطمینان و قابلیتشان در جهان قضاوت می کنند. آنها می توانند از ورای ظواهر خارجی به قلب و درون شخصی که با او صحبت می کنند، نگاه کنند.

راه جذب زن این است که کاملا مجذوب او و هر کلمه ای که به زبان می آورد بشوید بدون اینکه حرفش را قطع کنید باید تمام و کمال شیفته ی زنی شوید که با او صحبت می کنید و می خواهید او را جذب کنید، مثل دو جوان عاشق پیشه که نشسته و به چشم های یکدیگر نگاه می کنند.

کمتر حرف بزنید، بیشتر گوش دهید

روزی یک کمدین زن گفت: «من عاشق رفتن پیش روان شناس هستم؛ من یک ساعت مدام درباره خودم حرف می زنم، درست مثل یک مرد در اولین روز ملاقات.» این تماماً یک حقیقت است.

دفعه بعد که با یک زن ملاقات کردید، مراقب باشید و در برابر او به هیچ وجه از خود و روزگارتان صحبت نکنید؛ برعکس، از او سوال هایی درباره خودش، روزگارش، زندگی اش و علایقش بپرسید، سپس در سکوت و با توجه کافی به پاسخ های او گوش دهید. او شما را فردی باجذبه خواهد یافت.

تاثیرگذار باشید یا تحت تاثیر قرار بگیریدً

وقتی با زنی که می خواهید او را جذب کنید، ملاقات می کنید، به جای اینکه در باره ی خودتان صحبت کنید تحت تاثیر او قرار بگیرید. از او سوال کنید و با او درباره ی آرزو ها و علایقش گذشته و اهدافش صحبت کنید و طوری با او صحبت کنید که گویی او جذابترین شخصی است که تا کنون ملاقات کرده‌اید.

هر چه بیشتر تحت تاثیر افکار، نظرات، منش و شخصیتش قرار بگیرید، او بیشتر تحت تاثیر شما قرار می گیرد. او شما را فردی کاملاً باجذبه خواهد یافت.

راهکارهایی برای جذب دیگران

یک زن را در زندگی خود، در محل کار یا در منزل انتخاب کنید و تصور کنید که او جالب ترین و جذاب ترین فردی است که تا به حال دیده اید. با نزاکت و احترام فراوان با او رفتار کنید. به دهان او چشم بدوزید. از او سوال کنید و به دقت به جواب هایش گوش دهید. ببینید که چه مدت می توانید او را به صحبت کردن تشویق کنید، بدون این که حرفش را قطع کنید یا درباره خودتان صحبت کنید.

دفعه بعد هنگام ملاقات با زنی که دوستش دارید، مهارت های پذیرش، تقدیر و تایید را تمرین کنید. از او درباره کار و زندگی شخصی اش بپرسید و در او چیزی بیابید که تحت تاثیر آن قرار گرفته و یا حتی از آن متحیر شوید. شگفتی این رفتارها در این است که هرچه بیشتر آنها را تمرین کنید، مخاطبتان شما را حقیقتاً جلب تر و جذاب تر خواهد یافت و شما در تصور او فردی فوق العاده باجذبه خواهید بود.

فصل هفتم جذب یک مرد

مردها سه دسته اند: دوستداران عقل.دوستداران افتخارودوستداران ثروت

افلاطون

مردان عاشق جذبه هستند. آنها مانند موم در دست شما هستند.زنان اغلب نسبت به مردی که سعی می کند جذاب باشد بدگمان هستند. زیرا میدانند او یک مرد است و ممکن است انگیزه های نهانی داشته باشد. از طرف دیگر مردان بیشتر آماده ی جذب شدن هستند به شرط اینکه شما این کار را به درستی انجام دهید.

مردان از موفقیت وموقعیت اجتماعی و احترام از سوی افراد مهم زندگی شان به بیشترین حس ارزشمند بودن و مهم بودن در خود دست می یابد. به این طریق مردان تحریک و تشویق میشوند که نان آور خود و خانواده شان باشند. بعضی از مردان هرگز نمی توانند آرام بنشینند. بدون توجه به اینکه چقدر موفق شدهاند احساس نا امنی می کنندحس می کنند موفقیت بیشتری باید کسب کنند.

مردان از حسی برخوردارند که روانشناسان به آن حس «نگرانی از موقیت» می گویند. بسیاری از آنها نگران این هستند که مبادا چیزی را که دارند یکباره از دست بدهند. راه جذب یک مرد ساده است. از او سوالاتی بپرسید و او را به خاطر موفقیت هایش تشویق کنید. از او به خاطر کار و پیروزی هایش تقدیر کنید. تحت تاثیر کاری که انجام می دهد و کاری که انجام داده است قرار بگیرد.در نتیجه او شما را فردی جذاب خواهد یافت.

آنچه مردان نیاز دارند

مردان زمانی جذب می شوند که از آنها به خاطر این که توانایی موفق شدن و تامین کردن شما را دارند، تدیر کنید.

وقتی زنی به یک مرد لبخند می زند، او را شاد می کند، اعتماد به نفس او را بالا می برد و احساس امنیت بیشتری به او می دهد. هرگونه اظهار ستایش، تایید یا تحسین به خاطر موفقیت هایی که به دست آورده است، دلش را گرم کرده و باعث می شود شما را به طرز چشمگیری تیزبین و زیرک بداند.

هرگاه زنی به مردی که درباره کار و مسیر شغلی اش صحبت می کند، دقت کرده و تمام مهارتهای گوش کردن را که در این کتاب آموخته تمرین کند، مرد او را فردی کاملاً باجذبه خواهد یافت.

بارها اتفاق افتاده که زنی را با قیافه معمولی در کنار مرد خوش قیافه و موفقی ببینید و بگویید: «نمی دانم او در آن زن چه می بیند؟»

پاسخ این است: «همان چیزی که او در آن مرد می بیند!» وقتی زنی به چشم های یک مرد نگاه می کند و فرد ارزشمند و مهمی را می بیند، مرد قادر نیست در برابر زن مقاومت کند و کاملاً مجذوب او می شود.

راهکارهایی برای جذب دیگران

مردی را در زندگی خود انتخاب کنید و سوال ساده ای از او بپرسید، مثلاً: کارت چطور پیش می رود؟ وقتی پاسخ می دهد، طوری به جلو متمایل شوید و با دقت گوش دهید که گویی پاسخش خیلی جالب است.

وقتی فرد سرعت حرف هایش را کم کرده یا صحبتش را قطع می کند تا دریابد که شما واقعاً علاقه دارید حرف هایش را گوش کنید، با سوالی موضوع را دنبال کنید، مثلا: بعد چه اتفاقی افتاد/. یا در آن موقع چه گفتید، یا چه کار کردید؟ او بلافاصله دوباره شروع به صحبت می کند و به شما برای گوش دادن به موفقیت هایش و تقدیر از آنها فرصت بیشتری می دهد.

فصل هشتم جذابیت درونی به بیرونی و بیرونی به درونی

قانون اساسی عصر شهرت: مهم نیست که شما چه هستید؛ فقط مهم این است که مردم چه فکری درباره شما می کنند.

لانس مورو

اکنون که با اصول جذب کردن افراد و تاثیرگذاری عمیق عاطفی بر آنها آشنا شدید، بگذارید نگاهی به این بیندازیم که چرا جذبه باعث می شود شما بتوانید تکنیک های این کتاب را بهتر تمرین کنید تا کار خود را بهتر پیش ببرید.

در تئاتر، دو دیدگاه اساسی برای بازیگری وجود دارد: دیدگاه آمریکایی «درونی به بیرونی» و دیدگاه اروپایی که «بیرونی به درونی» نامیده می شود.

دیدگاه آمریکایی

با استفاده از متد آمریکایی، بازیگران شخصیت نمایش را از دیدگاه روان شناختی خلق می کنند. آنها در درون خود به دنبال خصوصیات فردی مشابه با خصوصیات شخصیت می گردند. با استفاده از این شباهت تا، بازیگر بیرون خود را لایه به لایه می سازد تا تمام حالات و رفتارهای فرد را که در نهایت به تصویر خواهد کشید، خلق کند. (یک ایراد به این دیدگاه: بازیگران مجبور می شوند زمان زیادی صرف کنند تا خود را متقاعد کنند، بی آنکه هیچ تضمینی داشته باشند که دیگران را متقاعد خواهند کرد).

در صحنه پیشرفت فردی، مترادف های درونی به بیرونی زیادی هم وجود دارند: ما مشتاقیم که به خاطر پی بردن به منشا رفتارهای خود به درون مان بنگریم و بفهمیم که چرا و چه کاری را انجام می دهیم. اعتقاد بر این است که با تغییر دادن شیوه های تفکر درونی، شیوه رفتار بیرونی نیز تغییر می کند؛ گاهی اوقات عملی است و گاهی اوقات عملی نیست.

دیدگاه اروپایی

هنگام خلق یک شخصیت با استفاده از دیدگاه اروپایی، بازیگران با خلق رفتارهای بیرونی شخصیت ها ایفای نقش خواهند کرد. آنها ابتدا شیوه راه رفتن، صحبت کردن و نحوه رفتار شخصیت ها را مجسم می کنند؛ سپس با ایجاد دلایل روان شناختی برای رفتارهای فردی که نقش او را بازی می کنند، آرام آرام به درون راه می یابند.

این شیوه در صحنه پیشرفت فردی نیز مورد استفاده قرار می گیرد. با تغییر دادن رفتارهای بیرونی خود می توانیم آنچه دیگران احساس می کنند و همچنین آنچه را که در درون احساس می کنیم، تحت نفوذ خود در آوریم. برای مثال، اگر طوری رفتار کنید که گویی خوشحال یا هیجان زده هستید، احتمالاً دیگران را متقاعد می سازید که خوشحال و هیجان زده هستید؛ اما علاوه بر آن خود شما نیز احساس خوشحالی یا هیجان زدگی خواهید کرد.

کتاب قدرت جذبه به شیوه بیرونی به درونی نوشته شده است. در این کتاب، به این موضوع می پردازیم که چگونه می توانید با تقویت و استفاده از مهارت های ویژه، رفتار بیرونی خود را تغییر دهید؛ مهارت هایی که به شما امکان می دهد تصویر فردی که می خواهید دیگران از شما داشته باشند را کنترل کنید. ما این امکان را فراهم می کنیم تا پویایی های درون شما شکوفا شود.

تمرکز بر رفتار

داستان مریم تاییدی بر تفاوت بین شیوه «درونی به بیرونی» و «بیرونی به درونی» هنگام به کار بردن آنها در زندگی روزمره است.

یک حقیقت: دانستن علت کارهایتان خود به خود به معنای دانستن نحوه تغییر دادن آنها نیست. تغییر یافتن بیرونی اغلب آسان تر و سریع تر از تغییر یافتن درونی است.

رفتار همه چیز است

به مثالی که در آغاز فصل اول گفته شد برمی گردیم. شما فکر می کنید که بیل کلینتون به مارک سنبورن صادقانه علاقه داشت، یا محبت و توجه «لحظه ای» او یک رفتار پرورش یافته بود؟ آیا واقعاً مهم بود؟ صرف نظر از چیزی که در ذهن تان می گذرد، این رفتار شماست که قضاوت نهایی را در مورد شما شکل می دهد. اگر طوری رفتار کنید که گویی تنفر دارید، در آن صورت تنفر خواهید داشت؛ اگر طوری رفتار کنید که گویی عاشق هستید، در آن صورت عاشق خواهید بود؛ اگر طوری رفتار کنید که گویی نگران هستید، در آن صورت نگران خواهید بود. مردم بدون توجه به این که افکار درونی ما چه می تواند باشد، بر اساس برداشتنی که از رفتار ما دارند عکس العمل نشان می دهند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

خیلی نگران تغییر طرز فکر و احساس درونی خود نباشید، چون ممکن است بروز هر پیشرفت یا هر نتیجه ای زمان یادی بگیرد. در عوض، بر نحوه رفتار خود چنان دقیق تمرکز کنید که گویی قبلاً یک فرد باجذبه بوده اید. این تصور ذهنی را از خود بسازید که در درون فرد کاملاً باجذبه ای هستید و سپس در بیرون بر طبق آن عمل کنید.

کسی را انتخاب کنید که احساس می کنید همیشه باجذبه است و به نحوه برخورد او با دیگران در گفت و گوهایش فکر کنید. سعی کنید وقتی با دیگران صحبت می کنید همان کارهایی را انجام دهید که آن شخص انجام می دهد.

فصل نهم قدرت توجه

دوستان ما کمتر ما را از جذابیت های سخن خود خشنود می سازند و بیشتر از جذابیت های سخن ما لذت می برند.

فولک گرویل

توجه صد در صد

جذبه مستلزم توجه صد در صد است به خصوص موقع گوش کردن. به خاطر آوردن آنچه کسی می گوید تنها قسمتی از هنر گوش کردن است. اگر از حالت شما این طور به نظر برسد که می گویید: «اصلاً برایم مهم نیست که به صحبت های شما عکس العمل نشان دهم»- اگر هیچ چیز در رفتار شما مبین این نباشد که گوش می کنید- پس شنونده بدی هستید. اگر هیچ علامتی از سوی شما ثابت نکند که توجه می کنید … پس گوش نمی کنید!

روابط خوب چه اجتماعی و چه حرفه ای، بر اساس ویژگی های زیادی پایه ریزی می شود، اما هیچ چیز مهم تر از این نیست که از نظر دیگران یک شنونده همدل تلقی شوید. هرچه شنونده بهتری باشید در روابط خود ارزشمند تر خواهید بود. اما چطور بدانیم که فردی با توجه کامل به حرف های ما گوش می کند؟

مانند افرادی که شنونده های بزرگی هستند علامت دهید که گوش می دهید. رفتار و زبان بدن شما باید بگوید: «من کاملاً به آنچه تو می گویی تمرکز دارم؛ هر کلمه ای که بر زبان می آوری برای من خیلی مهم است».

کسانی که این علامت را می فرستند «شنونده های دقیق» و کسانی که این علامت را ارسال نمی کنند «شنونده های بی توجه» نامیده می شوند.

تایید کنید و اطمینان خاطر دهید

ما به این علامت ها  ” تایید و اطمینان خاطر ” می گوییم. شنونده های دقیق از این علامت ها استفاده می کنند تا حضور افراد دیگر را تایید کرده و به آن ها اطمینان خاطر دهند که به صحبت هایشان کاملا گوش می دهید. شنونده های دقیق این علامت ها را به موقع بروز می دهند که باعث می شود افراد احساس کنند خاص و مهم هستند. هرچه بیشتر این علامت ها را تمرین کنید باجذبه تر به نظر می رسید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد با کسی که صحبت می کنید و مشغول گوش دادن به حرف های او هستید تلاش زیادی کنید تا او را تایید کرده و به او اطمینان خاطر دهید. مستقیم به او نگاه کرده و به گفته هایش تمرکز کنید. طوری عمل کنید که گویی این آخرین باری است که او را خواهید دید. یاد بگیرید چگونه به فرد علامت دهید که به او توجه دارید.

فصل دهم علامت اول: تماس چشمی

یک مثقال مکالمه دو نفره به یک مَن صحبت یک نفره می ارزد.

ناشناس

چگونه متوجه می شوید که فرد مقابل به صحبت های شما گوش می دهد؟ اولین و مهم‌ترین علامت تماس چشمی است و دیگر هیچ. اگر کسی به شما نگاه نکند به حرف های شما گوش نمی دهد.

چند بار با خود فکر کرده اید یا شاید گفته اید، به خصوص به فرزندان تان که «وقتی با تو حرف می زنم به من نگاه کن!» آیا می دانید چه قدر عذاب آور است وقتی با فردی صحبت می کنید و او به شما نگاه نمی کند، و چه قدر احساس راحتی می کنید وقتی که به شما نگاه می کند؟

به گوینده مستقیم نگاه کنید

تماس چشمی مستقیم برقرار کنید. این روش اساسی به افراد نشان خواهد داد که به آنها گوش می دهید. هرچه بیشتر تماس چشمی داشته باشید، به نظر می رسد که بیشتر درگیر صحبت های فرد مقابل هستید.

تماس چشمی تا چه حد درست است؟ برای گوش کردن، چیزی به اسم خیلی زیاد وجود ندارد: به طور مطلوب، باید صد در صد باشد. اگر به دفعات زیاد یا به مدت طولانی روی خود را برگردانید، مطمئناً عکس العمل های منفی در فرد مقابل ایجاد خواهید کرد، که با خود فکر خواهد کرد، «خسته شدم، او از من خوشش نمی آید» یا «او به حرف های من علاقه ای ندارد».

با تماس چشمی ضعیف هیچ تفکر مثبتی به وجود نمی آید. برای این که با جذبه به نظر برسید، باید هنگام گوش کردن تماس چشمی بسیار خوبی برقرار کنید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

در گفت و گوی بعدی خود عکس العمل «به موقع» را تمرین کنید. اگر می خواهید باجذبه باشید، حواس تان باید «آنجا باشد». چه یک دقیقه را با فرد مقابل صرف کنید، چه یک ساعت، خود را موظف بدانید که در آن لحظه کاملاً متمرکز باشید. اگر حواس تان جمع نباشد نمی توانید باجذبه باشید.

تصمیم بگیرید عادت تماس چشمی مستقیم را هنگام گوش کردن در خود تقویت کنید. هنگام صحبت کردن با افراد یک موقعیت اجتماعی یا تجاری را انتخاب کنید. وقتی دیگران صحبت می کنند، اطمینان حاصل کنید که چشم های تان به چشم های آنها نگاه می کنند نه به برآمدگی بینی، پیشانی، یا پشت گوش چپ شان. توجه خود را متمرکز کنید. اجازه ندهید چیزی حواستان را پرت کند. وسوسه نشوید که در اتاق به دنبال گروه مهم تر و مطلوب تری بگردید. به صندلی ها یا میز غذا نگاه نکنید؛ اجازه دهید که چشم ها و توجه تان فقط متعلق به آنها باشد تا این که صحبت شان تمام شود.

تکنیک تماس چشمی متمرکز را با اعضای خانواده خود نیز در منزل تمرین کنید. وقتی احساس کردید به طور طبیعی و به راحتی به دیگران با دقت توجه می کنید، آن وقت است که می توانید از تماس چشمی خوب به تماس چشمی برتر تغییر موضع دهید. در کارهای فرد باجذبه و متبحر همیشه یک «باید» وجود دارد. این مبحث در فصل ۱۱ با عنوان «حرکت دادن چشم» دنبال خواهد شد.

فصل یازدهم علامت دوم: حرکت دادن چشم

علت آن که دو گوش و فقط یک دهان داریم این است که بیشتر گوش کنیم و کمتر حرف بزنیم.

زنو از آتن، ۳۵۰ سال قبل از میلاد مسیح

برای تماس چشمی برتر در هنگام گوش کردن به مهارت دیگری نیاز دارید تا به طبیعی بودن آن بیا فزایید. همچنین کمک می کند تا احتمال به وجود آمدن ترس ناشی از تماس چشمی عمیق از بین برود. علاوه بر این، از عمق ارتباط شما با شخص و درگیر شدن شما با صحبت های او حکایت می کند. این مهارت «حرکت چشم» نامیده می شود.

حرکت چشم چیست؟ حرکت چشم عبارت است از عمل ساده تغییر جهت نگاه خود از یک چشم فرد به چشم دیگرش وقتی به حرف های او گوش می دهید. اگر می خواهید حرکت چشم را در عمل ببینید، دفعه بعد که تلویزیون را تماشا می کنید با دیدن صحنه عاشقانه ای که در آن دختر جوانی به چشم های مرد جوانی نگاه می کند، صدای تلویزیون را کم کنید. وقتی دختر به چشم های او خیره می شود، نگاه کنید که چطور چشم های دختر از یک چشم مرد به چشم دیگر او حرک می کند. مرد هم همین طور عمل می کند. دختر حتی یک مثلث حرکتی بین چشم ها و لب های او ایجاد خواهد کرد که باعث می شود تماس چشمی بسیار صمیمی و حسی شود. حرکت متقابل چشم های شان به آن دو می گوید که چه قدر ذهن و احساس آنها کاملاً و فعالانه متوجه یکدیگر است.

گوش کردن واقعی در مقابل گوش کردن طاهری

شاید شما عکس این توجه کامل را تجربه کرده باشید. فردی به شما نگاه کرده و به احتمال قوی تماس چشمی صد در صدی برقرار می کند، ولی شما می دانید «چراغ ها روشن هستند اما کسی در خانه نیست.» فرد مقابل درگیر گوش کردن ظاهری است. او به شما گوش نمی دهد؛ چشمانش نگاه براق و خیره ای داشته و بلافاصله بدترین سوء ظن را در شما ایجاد می کند که او واقعاًس نه به شما و نه به آنچه که می گویید علاقه دارد.

نتیجه آن نگاه خیره چه چیزی است؟ این نگاه فاقد فعالیت چشمی است. این چشم ها به نظر می رسد در یک جا قفل شده و فقط به شما دوخته شده اند. هرچه بیشتر آنجا بنشینید، احساس ناراحتی و حتی عصبانیت بیشتری می کنید.

چشم های تان را تکان دهید

اگر می خواهید مردم متوجه شوند که گوش می کنید، باید چشم های تان را تکان دهید. درست مثل زمانی که به تلویزیون نگاه می کنید، هر چه قدر فعالیت چشم بیشتر باشد به نظر خواهد رسید که بیشتر درگیر شده اید و هرچه فعالیت چشمی کمتر باشد به همان نسبت درگیری کمتر است.

نامزد ریاست جمهوری و شخصیت سیاسی مردم آزار، راس پرت نمونه کاملی از «نبود فعالیت، نبود درگیری» بود. هر زمان که او ار در تلویزیون می دیدید، چه در حال صحبت کردن و چه در حال گوش کردن، چشم هایش را به ندرت تکان می داد: به نظ می رسید اصلاً چشمک نمی زند. او فقط زل می زد. این چشم های خیره و فاقد فعالیت نشان می داد که به نظریات دیگران اهمیتی نمی دهد؛ او ارزشی برای آنچه به او گفته می شد، قائل نبود: فکرش ساخته شده بود. او فقط به چیزی که قصد داشت در آینده بگوید، علاقه داشت.

راهکارهایی برای جذب دیگران

وقتی در هنر برقراری تماس چشمی طولانی مهارت کافی را به دست آورید، شروع به تمرین و یادگیری تکنیک حرکت چشم در منزل کنید. دفعه بعد که به صحبت های کسی گوش می دهید، تمرکز کنید و چشم های خود را مابین چشم های او به دفعات پس و پیش کنید. البته در این کار افراط نکنید؛ طوری به نظر نرسد که گویی تیک گرفته اید! بعد از کمی تمرین، به سرعت متوجه خواهید شد که نیازی نیست سعی کنید چشم تان را حرکت دهید؛ این حالت به خودی خود اتفاق می افتد.

اگر نگران این هستید که چند وقت یک بار چشم های خود را حرکت دهید، کافی است که به یک شنونده خوب و دقیق نگاه کنید. به افرادی که در گفت و گوهای دونفره، برخوردهای اجتماعی، یا حتی در تلویزیون شرکت دارند، نگاه کنید. روشی که آنها از چشم های شان استفاده می کنند، به شما ایده خوبی از حرکت مناسب چشم خواهد داد.

حرکات چشم یکی از بهترین علامت هاست که به گوینده می گوید فرد مقابل علاقه شما را به دست آورده است. اکنون اجازه دهید به روش دیگری برای بیان جذبه بپردازیم.

فصل دوازدهم علامت سوم: کج کردن سر

اعتماد به نفس در گفت و گو سودمندتر از هوش و ذکاوت است.

فرانسوا دولا روشفوکو

حرکاتی که با بدن و سر خود ایجاد می کنید، تاثیر بیش از حدی بر افراد دیگر می گذارد.

چطور کنجکاوانه نگاه کنید

اگر موقع گوش دادن به حرف کسی سرتان را کمی به یک طرف کج کنید باعث می شود که نگاه تان عمیق و جستجو گرانه به نظر برسد. به نحوی که انگار با توجه عمیق تری به گوینده نگاه می کنید. اگر هنگام گوش دادن به صحبتی که از نظر گوینده مهم است این تکنیک را به کار ببرید خیلی دقیق و با توجه به نظر می رسید و او این حرکت کوچک را حمل بر جذابیت بی اندازه شما می داند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که کسی با شما صحبت می کند، به خصوص درباره چیزی که از نظر او مهم است، سعی کنید سرتان را به یک طرف کج کنید. قبل از آن که این تمرین را روی کسی امتحان کنید جلوی آینه انجام دهید تا ببینید چطور به نظر می رسید.

یک قانون دیگر: هنگام گوش کردن سرتان را کج بگیرید و هنگام صحبت کردن سرتان را صاف بگیرید.

سپس این سه روش را که تا اینجا آموخته اید با هم ترکیب کرده و تمرین کنید: از تماس چشمی مستقیم در گفت و گو با هر شخصی استفاده کنید، نگاه خود را از یک چشم به چشم دیگر او حرکت دهید و وقتی کسی با شما صحبت می کند سر خود را به چپ یا راست کج کنید.

تمام این علامت ها بخشی از سیستم علائمی است که افراد مشهور برای گفتن: «حواسم کاملاً به چیزی است که شما می گویید» استفاده می کنند. این علائم شاخص های کوچک اما موثری از عمق گوش کردن و میزان درگیری شما در گفت و گو است.

فصل سیزدهم علامت چهارم: تکان دادن سر

شادترین گفت و گو زمانی است که در آن نه رقابت و نه خودبینی، بلکه تبادل آرام و بی صدای احساسات طرفین اتفاق افتد.

ساموئل جانسون

تکان دادن سر یکی دیگر از تکنیک های مؤثر هنگام گوش دادن به صحبت های دیگران و با جذبه نمودن در نظر آن ها ست. بعضی افراد به طور غیر ارادی تمایل دارند سرشان را تکان بدهند. بعضی افراد هم سرشان را اصلا تکان نمی دهند. اگر به عکس العمل های افراد هنگام گوش دادن به صحبت کسی نگاه کنید خواهید دید که تکان های سر چه قدر می توانند با ارزش باشند. در صورت نبود این تکان های سر، جذابیت و انرژی شنونده به طور چشمگیری کاهش می یابد.

سه روش تکان دادن سر

تکان های سر شاخص های مؤثری هستند برای اینکه نشان دهند چقدر عمیق گوش می کنید، به چه چیزی فکر می کنید و چه احساسی دارید. در واقع تکان های سر ۳ نوع مختلف هستند: آهسته، سریع و خیلی سریع. هر کدام مفهوم و کاربرد خاص خود را دارند. بیشتر افراد آنها را تشخیص می دهند.

نوع اول، تکان دادن سر به صورت آهسته به این معنا است که من دارم صحبت های شما را دنبال می کنم و درباره ی آن فکر می کنم. تکان دادن آرام سر لزوما به این معنا نیست که من با تو موافقم.

نوع دوم، تکان دادن سر کمی سریع تر نشان دهنده ی این است که شما با نظر طرف مقابل موافق هستید.

نوع سوم، تکان دادن خیلی سریع تر به این معنا است که شما با نظر طرف مقابل موافق ید و از چیزی که شنیده اید به هیجان آمده اید.

آنها را روی دوستان خود امتحان کنید و نتیجه را ببینید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

تکان دادن سر به افراد دیگر خبر می دهد که شما فردی با محبت و صمیمی هستید و به آنها توجه می کنید؛ این تکنیک عامل مهمی برای جذب کردن است. هنگامی که افراد دیگر صحبت می کنند، عادت تکان دادن سر و تایید کردن آنها را در خود تقویت کنید. وقتی فراموش می کنید سرتان را تکان دهید و بدون حرکت فقط گوش می کنید، این حالت می تواند آرامش گوینده های بیشتری را به هم بزند.

فصل چهاردهم علامت پنجم: زبان کل بدن

به خاطر داشته باشید که در یک گفت و گو شما بیشتر از طرف مقابل به آنچه که باید بگویید علاقه مند هستیتد.

اندرو اس. رون

وقتی می نشینید، نحوه قرار گیری بدن و طرز نشستن میزان علاقه شما را به شخصی که صحبت می کند و آنچه که می گوید نشان می دهد. وقتی به طرف شخص مقابل متمایل می شوید مثل این است که با بدنتان می گویید: “از نظر من فرد با جذبه ای هستی؛ تو مرا با نیرویی مغناطیسی به سوی خود می کشی”.  به عقب رفتن شاید به این معنا باشد: «من خسته ام، ترجیح می دهم به یک دو جین کاری که باید انجام دهم فکر کنم تا این که با تو صحبت کنم».

همه چیز به حساب می آید

به عنوان شرط اول، سعی کنید کل بدن خود را به سمت فرد مقابل متمایل کنید. اگر پا های تان را روی هم می گذارید پا و زانوی بالایی خود را به طرف فرد مقابل بگیرید. مطمئن شوید که دست های تان باز هستند و از دست های خود برای تاکید هنگام صحبت کردن استفاده کنید. بدین صورت تصویر روشنی از صداقت و پذیرش خلق می کنید.

وقتی می ایستید باید فاصله ای بین خود و فرد مقابل ایجاد کنید. برای این که تصمیم بگیرید چه فاصله ای مناسب است، عکس العمل های خود را زمانی که مردم به شما خیلی نزدیک شده یا از شما خیلی دور می شوند، بررسی کنید. سپس آنچه را که از موقعیت یابی خود نسبت به دیگران آموخته اید، به کار بندید. اگر فرد بخواهد به شما نزدیک تر شود، از او خیلی فاصله می گیرید؛ اگر بخواهد از شما فرار کند، به دایره آسایش او حمله می کنید.

دایره های ارتباط

سه دایره هم مرکز را تصور کنید که شما در مرکز آن قرار دارید. دایره اول تقریبا ۲ قدم از شما تا شخص دیگر فاصله دارد. این دایره فضای خصوصی یا صمیمی است. اگر به عنوان یک آشنای تجاری یا اجتماعی به این فضا تجاوز کنید مسلما فرد مقابل را ناراحت خواهید کرد. شاید عکس العمل شما این باشد که فرد سعی دارد با «نزدیک شدن» شما را تهدید کند.

دایره دوم ۶-۲ قدم است و فضای مناسب برای آشنایی اجتماعی یا تجاری است. اگر می خواهید با جذبه باشید مطمئن باشید که در این فاصله نه نزدیک تر و نه دور تر می ایستید، می نشینید و صحبت می کنید.

دایره سوم، ۱۰-۸ قدم است. این دایره فاصله محفوظ یا ایمن است که بین شما و افراد غریبه استفاده می شود. هر حرکت ناگهانی از سوی فرد ناشناس از این فضا به فضای اجتماعی شما، یعنی نزدیک تر از هشت قدم، به شما هشدار و اعلام خطر خواهد داد.

با استفاده از بدن خود صحبت کنید

چه ایستاده باشید چه نشسته، وقتی عمداً می خواهید با بدن خود بگویید: «فکر می کنم چیزی که شما می گویید خیره کننده و جذاب است»، به طرف او متمایل شده، یا کمی به او نزدیک تر شوید، اما اطمینان حاصل کنید که وارد دایره آسایش او نشوید.

بعضی افراد هنگام صحبت کردن چنان به فرد مقابل نزدیک می شوند که آن شخص به معنای واقعی کلمه به عقب خم شده و سعی می کند از آن ها فاصله بگیرد. این افراد تلاش زیادی می کنند اما سر انجام مثل یک فرد متجاوز و بی توجه کنار گذاشته می شوند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که با کسی صحبت می کنید، کل بدن خود را به سمت او متمایل کنید و به شخص توجه کامل داشته باشید.

اگر می نشینید، طوری به طرف مقابل متمایل شوید که گویی هر کلمه او شما را جذب می کند.

وقتی می ایستید، مطمئن شوید که فاصله امن و راحتی بین خود و فرد مقابل ایجاد کرده اید. مستقیم به فرد نگاه کنید، در فاصله دو تا چهار قدمی از او بایستید و خود را اندکی به جلو متمایل کنید. این حرکت برای فرد مقابل نامحسوس است، اما احساس خواهد کرد که شما به آنچه او می گوید کاملاً توجه دارید. با گفتن «با قدرت رو به جلو!» این نکته را به خودتان یادآوی کنید.

همیشه کل بدن خود را به طرف فردی که صحبت می کند، متمایل کنید.

دست ها را از هم باز کنید و هنگام صحبت کردن دست های خود را حرکت دهید.

اگر افراد چیزی می گویند که از نظرشان مهم و قابل توجه است، کمی بیشتر به طرف آنها متمایل شوید. اگر چیز سرگرم کننده ای می گویند، کمی به عقب مایل شده و راحت بنشینید. سپس اگر می خواهید اشتیاق بیشتری نشان دهید به جلو برگردید.

تمام این علامت ها بیانگر این هستند که شما جذب چیزی که طرف مقابل تان می گوید، شده اید. این تکنیک ها احساس خارق العاده ای در افراد ایجاد کرده و به خاطر آنها شما را دوست خواهند داشت.

فصل پانزدهم علامت ششم: جنبه های منفی زبان بدن

دوستی گرایشی قوی در دو فرد است که خیر و شادی را در هر یک افزایش می دهد.

استاش باجل

تنها زبان بدن مثبت است که نسبت جذبه را به طرز چشم گیری افزایش می دهد. بعضی از موقعیت های قرار گیری بدن تأثیر منفی روی افراد می گذارند. افرادی که شنونده های ضعیفی هستند این تأثیرات منفی را ایجاد می کنند. شاید از این موقعیت های نامطلوب سهواً استفاده می کنید. اگر چنین است، در آینده باید از این جذبه شکن ها دوری کنید.

شنونده های ضعیف مثلا هنگام صحبت کردن سرشان را به طرف شخص می گیرند اما بدنشان از گوینده فاصله دارد و به طرف دیگری متمایل است. این نشان می دهد که شما به آنچه شخص می گوید واقعاً توجه ندارید، اما تظاهر به این کار می کنید.

این افراد هنگام نشستن پا های شان را روی هم می گذارند به نحوی که پا و زانوی بالایی را از گوینده دور می کنند در نتیجه به نظر می رسد که خود را از پیام گوینده جدا می کنند.
پیغام منفی دیگری که فرصت جذاب بودن را از شما می گیرد زمانی است که شما چنان روی صندلی خود افتاده اید که انگار می خواهید از پشت صندلی بیرون بزنید و از گوینده فرار کنید.  یکی از بهترین راه های مقابله با این گرایش منفی این است که صاف بنشینید و نگذارید کمر تان با پشت صندلی تماس پیدا کند.

اشتباه اغلب افراد این است که هنگان گوش کردن دست های شان را جمع می کنند. این طرز نشستن از دید گوینده به معنای راهی برای جلوگیری از ادامه صحبت اوست. شما می توانید با اطمینان یافتن از این که دست به سینه ننشته اید و دست های تان باز است، از این امر اجتناب کرده و صداقت، صمیمیت و علاقه حقیقی خود را نشان دهید.

رفتار دیگران را مشاهده کنید. وقتی با یک یا چند علامت منفی مواجه می شوید، شنونده ناخودآگاه به شما نشان می دهد که یا به چیزی که می گویید علاقه ندارد، یا کاملاً مخالف آن است. در روابط شخصی، به خصوص در منزل، این علامت های مخالف می تواند نشان دهنده این باشد که فرد مقابل به خاطر چیز دیگری آشفته است و تا زمانی که آن مسئله حل نشود نمی تواند به شما توجه کند.

دکتر آلبرت مهرابیان از دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (UCLA) چند سال پیش مطالعه سرنوشت سازی درباره ارتباط انجام داد و به این نتیجه رسید که، در گفت و گوی رو در رو زبان بدن ۵۵% از پیغامی را که می فرستید انتقال می دهد، تن صدا ۳۸% پیغام را انتقال می دهد و خود کلمات فقط ۷% از پیغام را انتقال می دهند. این که دیگران خلی سریع زبان بدن شما را می خوانند و درباره شما نتیجه گیری می کنند، حتی اگر در اشتباه باشند، شگفت انگیز است. به همین علت همواره باید مراقب آنچه که از طریق زبان بدن خود می گویید باشید.

این تحقیقات نشان می دهد که زنان نسبت به زبان بدن در مقایسه با مردان از حساسیت خیلی بیشتری برخوردارند. علاوه بر این، زن می تواند به اجتماعی متشکل از پنجاه زوج ملحق شود و در ظرف ده دقیقه، چگونگی روابط هر یک از آنها را ارزیابی کند. ولی مرد ممکن است ساعت ها وقت صرف کند و دست آخر هیچ ایده ای درباره روابط زوج های دیگر نداشته باشد.

راهکارهایی برای جذب دیگران

مراقب زبان بدن خود در منزل و محل کار باشید. آگاهانه تصمیم بگیرید که با نحوه نشستن و ایستادن خود پیغام مثبتی از گرمی، محبت و توجه ارسال کنید.

با مشاهده زبان بدن ببینید دیگران چه نوع پیغام هایی می فرستند. صدای تلویزیون خود را کم کنید و سعی کنید تفکر و گفته های بازیگران متفاوت را تشخیص دهید.

فصل شانزدهم علامت هفتم: اصوات تاییدی

دوستی شادی ها را دو چندان کرده و غم ها را دو نیم می کند؛ زیرا وقتی شادی هایت را به دوستت می بخشی، شادتر می شود؛ و هنگامی که غم هایت را می دهی، کمتر غمگین می شود.

فرانسیس بیکن

خواهید دید که شنونده های خوب و فعال همیشه اصوات کوتاهی مثل : “آها، آه، اوهوم، یا سایر صداهای متنوع را ایجاد میکنند که به این صدا ها اصوات تاییدی می گویند. این اصوات شاخص های روشنی برای نشان دادن توجه دقیق و عمیق هستند. این صدا ها نسبت جذبه شما را افزایش می دهد.

راهکارهایی برای جذب دیگران

هر بار که به صحبت های فرد مقابل گوش می دهید، اصوات تاییدی تولید کنید. هنگام استفاده از این صداها اجازه دهید غریزه شما را راهنمایی کند.

اصوات تاییدی را با تماس چشمی به موقع و تکان دادن سر ترکیب کنید. این علامت ها در کنار هم به گوینده نشان می دهند که به او توجه دارید و درباره چیزهایی که می گوید فکر می کنید. اگر فرد مقابل مشتاق تر و هیجان زده تر شد، اصوات تاییدی بلندتری ایجاد کنید تا میزان علاقه خود را انعکاس دهید.

فصل هفدهم علامت هشتم: الفاط تایید

دوست کسی است که بتوانی با او صمیمی باشی و پیش او بتوانی بلند فکر کنی.

رالف والدو امرسون.

اصوات تاییدی برای داشتن جذبه مهم و ضروری هستند؛ اما اگر آنها را با الفاظ تاییدی ترکیب کنید، تاثیرشان دو چندان می شود. تماس چشمی، حرکت دادن چشم، متمایل شدن بدن، تکان دادن و کج کردن سر در کنار هم تاثیر زیادی بر افراد می گذارند. اما با افزودن قدرت تایید کننده های صوتی و کلامی به یک فرد خوش صحبت و کاملاً باجذبه تبدیل می شوید.

اولین نوع الفاظ تاییدی از کلمات و عبارات محافظه کارانه تشکیل می شود. این عبارات به این دلیل محافظه کارانه نامیده می شوند که شما با چیزی که گفته می شود، لزوماً موافق نیستید. کلمات و عباراتی از قبیل «متوجه هستم»، «واقعاً؟»، یا «خوب، پس که این طور» به فرد اطمینان می دهند که شما به صحبت های او گوش داده و با او همگام هستید، اما بی طرف باقی می مانید. این کلمات به عنوان الفاظ مودبانه ی تاییدی در گفت و گوی معمولی یا غیررسمی به کار می روند. در مهمانی های غیررسمی یا سایر رویدادهای اجتماعی، این عبارت ها فضا را در طی گفت و گوهای کوتاه پر می کنند.

وقتی آماده اید که خود را متعهد سازید و می خواهید با چیزی که گفته می شود موافقت و از آن حمایت کنید، می توانید از کلمات یا عباراتی مثل: «بله، بی تردید» یا «کاملاً موافقم»، یا «درست حدس زدی» و عباراتی مانند اینها استفاده کنید. بدین ترتیب در گفت و گو با او هم پیمان می شوید. طرف او را گرفته اید. قبل از ارائه این نظرات، که نشان دهنده موافقت شماست، همیشه ممطئن شوید این همان کاری است که می خواهید انجام دهید.

در جریان تولید کلمات، تن صدا هم تاثیرگذار است. آیا تاکنون چیزی گفته اید که کسی را عصبانی کرده باشید و بعد با گفتن: «اما من فقط گفتم فلان و بهمان» بی گناهی خود را بیان کنید؟ معمولاً فرد مقابل بلافاصله با گفتن: «نه به خاطر چیزی که گفتید؛ بلکه به خاطر تن صدای تان» به شما پاسخ می دهد.

راهکارهایی برای جذب دیگران

در گفت و گوهای روزمره، به خصوص وقتی که با تلفن صحبت می کنید، اصوات و الفاظ تاییدی به کار ببرید. وقتی نمی خواهید خیلی درگیر موضوعی شوید، یا قصد دارید نسبت به آن بی طرف بمانید، از اصوات تاییدی، یا صداهای اصلی استفاده کنید. وقتی می خواهید نشان دهید که با گوینده موافق و طرفدار او هستید، از الفاظ بیشتری که برای موافقت به کار می روند، استفاده کنید.

کلاس و دروه های آموزش فن بیان ,نفوذ در دیگران , سخنوری ,مجری گری ,ارتباط موثر  ,چگونه جذاب باشید و کاهش لهجه 

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن : 05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید. 

فصل هیجدهم با دوستان خود جذاب بودن را تمرین کنید

طوری با دوستان خود رفتار کنید که با عکس های خود رفتار می کنید، آنها را زیر بهترین نور قرار دهید.

جنی چرپیل

شاید این ضرب المثل قدیمی را شنیده باشید که: «کار نیکو کردن از پر کردن است». حقیقت این است که کار نیکو کردن از پر نکردن است. اگر قصد دارید در هر مهارتی به ویژه مهارت جذبه چیره دست شوید باید بخواهید کمی اشتباه کرده و گاهی کمی احساس کنید کمی ناشی هستید. قانون این است : هر کاری که ارزش داشته باشد خوب انجام شود، می ارزد که ابتدا به طور ضعیفی انجام شود.

اگر می خواهید نسبت جذبه خود را از طریق جمع کردن تمام مهارت های ارتباطی خود افزایش دهید، باید از یکی از دوستان خود بخواهید که به شما کمک کند. به این فرد به دید حریف مشت بازی خود نگاه کنید. به کمک او می توانید قبل از ورود به حلقه ارتباط اجتماعی و تجاری، اشتباه کنید. این نوع تمرین به نفع هر دوی شماست.

ابتدا نوع کار را توضیح دهید. اهمیت مهارت های مختلف گوش کردن برای تبدیل شدن به فردی خوش صحبت و باجذبه را برای دوست خود شرح دهید.

در طول تمرین، دوست تان باید مقابل شما بنشیند، به نحوی که گویی با هم در حال خوردن یک فنجان قهوه هستید. سعی کنید- بی آنکه صحبت کنید- فقط با گوش کردن، نسبت به گفت و گوی دوست خود عکس العمل نشان دهید. سپس منتظر واکنش دوست خود شوید تا ببینید چه میزان توجه داشته اید. از او بخواهید هیچ سوالی نپرسد بلکه درباره هر چیزی که به ذهنش می رسد، مفصلاً با شما صحبت کند، تقریباً مثل یک سخنرانی.

علاوه بر این، از همان ابتدا به او بگویید که یادگیری مهارت های گوش کردن برای شما مهم و جدی است و اگر موقع انجام این تمرین شوخی و حواس پرتی در کار نباشد کمک زیادی به شما خواهد کرد. علت اینجاست.

راهکارهایی برای جذب دیگران

با یکی از دوستان خود، مهارت های تماس چشمی، حرکت دادن چشم، کج کردن سر، متمایل کردن بدن، تکان دادن سر، اصوات و الفاظ تاییدی را تمرین کنید. آنها را در یک زمان و در چند مرحله امتحان کنید.

شاید مجبور باشید در چند جلسه تمرین هر تکنیک را به طور کامل مرور کنید، اما زمانی که احساس کردید لم هر کدام را به طور مجزا یاد گرفته اید، در این صورت می توانید همه را کنار هم بگذارید.

بعد از سه یا چهار دقیقه، دست نگه دارید و از دستیار خود سوالاتی از این قبیل بپرسید:

به نظر می رسید که واقعاً گوش می کنم؟

به نظر می رسید که «در لحظه» باشم؟

احساس می کردی که به صحبت های تو دقت می کنم؟

به نظر می رسید که کاملاً به تو توجه دارم؟

اگر با اشتیاق پاسخ نداد، دوباره امتحان کنید تا قلق آن دست تان بیاید. در نهایت توانایی خود را برای این که شنونده دقیقی باشید، افزایش داده و در تمام زندگی آن را همراه خود داشته باشید. به این ترتیب قادر خواهید بود در وجدو شخصی که ملاقات می کنید احساس خوبی دربار خودش ایجاد کنید و این احساس خوب در گرو جذبه است.

فصل نوزدهم هنگام نصیحت کردن مراقب باشد.

گرایش به نصیحت کردن عمومی است؛ اما نگران نباشید، گرایش به نادیده گرفتن هم عمومی است.

برایان تریسی

در فصل هیجدهم تمرینی انجام دادید که در آن باید بدون صحبت کردن- تنها با گوش دادن، نسبت به گفت گ وی دوست خود عکس العمل نشان می دادید. اکنون می خواهیم نکته دیگری درباره نحوه تمرین گوش کردن دقیق ارائه دهیم.

مهم نیست که فکر کنید چه قدر رفتارتان باجذبه بوده است، شنونده صبور بودن مثل چسبی است که تمام مهارت های شما را کنار هم نگه می دارد. سکوت به موقع و با دقت نشان دهنده علاقه، صبر و توجه شماست.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد اگر کسی با مشکل یا دردسری به سراغ شما آمد، از خود او بپرسید: «فکر می کنی چه کار باید انجام دهی؟» و سپس بدون اینکه حرفش را قطع کنید، صبورانه گوش دهید.

وقتی زنی از مردی درباره نوع لباسش نظر می خواهد، معمولاً از قبل تصمیم خودش را گرفته و فقط به دنبال تایید اوست. شما ۵۰ درصد احتمال اشتباه کردن دارید.

به جای جواب دادن از او بپرسید: «فکر می کنی چه لباسی بهتر به نظر می رسد؟» هر جوابی که داد موافقت کنید و بگویید: «این همان چیزی است که من می خواستم انتخاب کنم.» بدین ترتیب از نظر او یک فرد با استعداد و با جذبه خواهید بود.

فصل بیستم قدرت گوش کردن صبورانه

مردم همیشه تمایل دارند از نصیحتی پیروی کنند که موافق با خواسته های خودشان باشد.

لیدی بلسینگتون

قبل از اینکه دست از گوش کردن بکشید و شروع به صحبت کنید همیشه قدری تأمل کنید و ببینید وضعیت فردی که صحبت می کند چگونه است. مهم نیست که چقدر ایده یا فکر به ذهن تان می رسد مهم این است که اگر فرد مقابل مضطرب ,عصبانی یا ناراحت است هنوز وقت گوش کردن است.

صبور باشید. فرصت دهید که عصبانیت آن ها فروکش کند. وقتی آماده شوند نظر شما را می پرسند و اگر دنبال پاسخ باشند، سؤال می کنند. گاهی اوقات احساسات فرد و منطق شنونده مثل روغن و آب هستند، به سختی با هم مخلوط می شوند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

هنگامی که «با دقت گوش می کنید» و گوینده خیلی احساساتی به نظر می رسد، پیش از آنکه چیزی بگویید با صبر بیشتری به صحبت های او گوش دهید. قبل از آن که وسط حرفش بپرید و پیشنهادی بدهید، اجازه دهید فرد صحبت کند و تمام عصبانیت و هیجان ش را بیرون بریزد.

مهم تر اینکه برای نصیحت کردن مراقب باشید، مگر اینکه کسی از شما بخواهد. از شما به خاطر گوش کردن دلسوزانه بیشتر تقدیر خواهد شد.

فصل بیست و یکم سریع لبخند بزنید و سریع بخندید

هیچ چیز نمی تواند در برابر هجوم خنده مقاومت کند.

مارک تواین

شکی نیست که لبخند زدن و خندیدن شاخص های مهمی هستند که نشان می دهند چه قدر از بودن در کنار کسی لذت می برید. زمانی که موقعیت و موضوع مناسب است همیشه برای لبخند زدن و خندیدن شتاب کنید.

یک لبخند واقعی ماهیچه های اطراف دهان و چشم ها را به کار می گیرد. وقتی لبخند می زنید، مطمئن شوید که تمام صورت خود را به لبخند وامی دارید. اجازه دهید لبخند به چشم های تان هم نفوذ کند.

منظور این نیست که به هر چیزی که گفته می شود نیشخند بزنید یا به هر لطیفه یا شوخی معمولی بخندید، زیرا به حد افراط رساندن آن ممکن است به این سوء ظن دامن بزند که تصنعی می خندید، یا علناً سعی دارید پیاز داغش را زیاد کنید.

یادتان باشد لبخندی که ادامه پیدا نکند واقعاً لبخند نیست. بنابر این اگر گفت و گو و گوینده جدی است شما هم جدی باشید و اگر صحبت درباره چیزهای نه چندان جدی و سرگرم کننده بود خود را ترغیب به لبخند زدن کنید.

دلایل روان شناختی خیلی خوبی وجود دارند برای این که به خود اجازه دهید به راحتی و به طور طبیعی لبخند بزنید و بخندید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که در یک گفت و گو شرکت می کنید، منتظر باشید تا موقع مناسب و مقتضی برای لبخند زدن فرا رسد. اگر گفت و گو و گوینده جدی هستند، شما هم جدی باشید. اگر صحبت درباره چیزهای نه چندان جدی و سرگرم کننده بود، خود را ترغیب به لبخند زدن کنید.

شما لزوماً مجبور نیستید با چیزی که گفته می شود موافقت کنید؛ ساده است، شما باید خود را با حالت فرد مقابل تطبیق دهید. اگر فرد مقابل علاقه مند به نظر می رسد، به خود فرصت دهید که به علاقه او لبخند بزنید.

فصل بیست و دوم سریع تحسین کنید

ارزش تحسین، مثل طلا و الماس، فقط مدیون کمیابی اش است.

ساموئل جانسون

همه ما از تأیید شدن لذت می بریم به خصوص اگر کاری انجام داده ایم که فکر می کنیم ارزشش را دارد. وقتی افراد درباره چیزهایی صحبت می کنند که به نظر می رسد مایه افتخار آن ها ست با استفاده از یک راه ساده می توانید بر شدت لذت شان بیا فزایید.

سریعاً، عقل، بلندنظری، درایت، تیزهوشی، زیرکی، یا هر صفت شایسته او را تحسین کنید. مطمئن باشید که آن ها تحسین را نشانه دیگری از جذبه شما تلقی خواهند کرد.

تأیید و تحسین برای همه ما اهمیت حیاتی دارد. این دو سوخت کوره انگیز هستند. اکثر ما بدون تایید و تحسین خیلی کمتر از حد توان خود کارایی داریم. تحقیقات نشان می دهند که بیشتر کارمندان نسبت به تحسین عکس العمل رضایت بخش تری دارند تا ترفیع.

لحظه شادی فرزند، همسر، دوست یا همکار خود را به خاطر تحسین، تایید یا تقدیر از آنها به یاد می آورید؟

به خاطر می آورید که خودتان در این موقعیت چه احساسی داشتید؟

راهکارایی برای جذب دیگران

یکی از بهترین تعاریف اعتماد به نفس این است که فرد خود را چه قدر شایسته تحسین می داند. هرچه صادقانه تر رفتار افراد را تحسین کنید، آن ها خود را بیشتر دوست داشته و برای خود احترام بیشتری قائلند و نسبت به شما احساس بهتری خواهند داشت. برای اینکه در تحسین دیگران مؤثر تر عمل کنید، باید از این رهنمود ها پیروی کنید.

اول، تحسین باید خاص یا جزئی باشد. هرچه قدر تحسین خاص تر باشد تأثیر بیشتری بر احساسات افراد دارد و انگیزه بیشتری به فرد می دهد تا در آینده در آن حوزه بهتر عمل کند. نگویید: «شما منشی متبحری هستید.» بلکه بگویید: «شما کار شگفت آوری انجام دادید و دیروز خیلی سریع آن طرح را آماده کردید.»

دوم، بلافاصله تحسین کنید. هرچه سریع تر افراد را بعد از انجام کار قابل تمجیدی تحسین کنید، آن ها احساس بهتری داشته و آن رفتار را بیشتر تکرار می کنند.

سوم، هم موفقیت های بزرگ و هم کوچک را تحسین کنید. طبق گفته کن بلانچارد در کتاب مدیر یک دقیقه ای «درست در لحظه انجام کار تاییدشان کنید».

تحسین کردن دیگران به خاطر موفقیت های شان کاری است که اغلب ما در انجام آن کوتاهی می کنیم. شما باید از این قاعده مستثنی باشید. تحسین باعث می شود که افراد احساس شگفت انگیزی درباره خود پیدا کنند و یکی از عوامل کلیدی جذبه است.

فصل بیست و سوم استفاده از اصل «طوری رفتار کنید که گویی»

بهترین راه برای به وجود آوردن یک احساس، اگر فاقد آن هستید، این است که در هر موقعیتی که آن احساس مطلوب است طوری رفتار کنید که گویی قبلاً آن را داشته و به زودی خواهید داشت.

ارسطو

ویلیام جیمز از دانشگاه هاروارد، پدر روان شناسی آمریکایی، در سال ۱۹۰۵ بررسی جالب توجهی انجام داد. او گفت بهترین راه برای تجربه کردن یک هیجان، اگر واقعاً آن را احساس نمی کنید، این است که طوری وانمود کنید گویی که قبلاً آن را احساس کرده اید تا به واقعیت تبدیل شود.

رفتارهای مکرری که مبین علاقه هستند به زودی احساسات واقعی علاقه را ایجاد می کنند. اگر طوری رفتار کنید که گویی خوشحال یا هیجان زده هستید، به زودی احساس خوشحالی یا هیجان خواهید کرد. رفتار بیرونی شما احساس درونی مشابهی را به وجود خواهد آورد.

شما می توانید رفتارهای خود را کنترل کنید.

روان شناسان دریافته اند که افراد به سختی می توانند هیجانات خود را به میل و دلخواه خود کنترل کرده یا بروز دهند.

با وجود این، رفتارهای شما لحظه به لحظه تا حد زیادی تحت کنترل شما هستند. با کنترل رفتارهای خود می توانید طوری رفتار کنید که گویی هیجاناتی را که مایلید داشته باشید، قبلاً داشته اید، مانند روش «بیرون به درون» در فصل هشتم. بنابراین رفتارهای شما واقعاً به ایجاد آن هیجانات کمک می کنند.

رفتارها باعث برانگیخته شدن احساسات می شوند

اصل «طوری رفتار کنید که گویی» می گوید اگر طوری رفتار کنید که گویی قبلاً احساس خاصی را تجربه کرده اید، رفتارهای شما به زودی احساسات متناسب با آنها را به وجود خواهند آورد.

وقتی با کسی ملاقات می کنید، طوری رفتار کنید که گویی فرد مقابل کاملاً باجذبه است. با فرد مقابل مثل یک ستاره سینما یا برنده جایزه نوبل رفتار کنید. صحبت های او را با توجه کامل گوش دهید. به جلو متمایل شده و به دهان او چشم بدوزید. سر تکان دهید، لبخند بزنید و با اصوات و الفاظ تاییدی مدام او را تایید کنید. تاثیر آن برق آسا خواهد بود.

خیلی اوقات، با استفاده از تکنیک های دقیق گوش کردن قادر خواهید بود به افکار و نظرات فرد مقابل پی ببرید که ممکن است شما را شگفت زده کنند. در واقع خود را در یک چشم بر هم زدن شدیداً علاقه مند به فرد مقابل و او را فردی باجذبه و صحبت هایش را هوشمندانه و لذت بخش خواهید یافت.

تاثیر رفتارها بر احساسات

بدین ترتیب، وقتی با تمرین تکنیک های جذبه، که در این کتاب شرح داده شده، خو گرفتید، نه تنها به نظر می رسد که قانع کننده تر گوش می دهید، بلکه واقعاً موثرتر گوش می دهید و به خاطر می آورید؛ به نحوی که با واداشتن بدن خود به انجام درست کارها (روش «بیرونی»)، نگرش درست (روش «درونی) و شیمی درست بدن را ایجاد می کنید.

با وارد کردن تکنیک های دقیق گوش کردن در زندگی خود، به این نتیجه خواهید رسید که نه تنها یک شنونده با دقت و با محبت به نظر می رسید، بلکه می توانید واقعاً یک شنونده با دقت و با محبت شوید، که هم در زندگی شما و هم در زندگی فرد مقابل سودمندتر خواده بود!

راهکارهایی برای جذب دیگران

«تظاهر کنید تا به هدف تان برسید.» دفعه بعد که با کسی صحبت می کنید، چه در زمینه تجاری و چه اجتماعی، طوری رفتار کنید که گویی فرد مقابل کاملاً باجذبه است. به دهان او چشم بدوزید. با علاقه به جلو متمایل شوید. برای لحظه ای وانمود کنید که اگر این شخص شما را دوست داشته باشد به شما یک میلیون دلار خواهد داد. طبق آن رفتار کنید.

در یک چشم بر هم زدن خود را شدیداً علاقه مند به فرد مقابل خواهید یافت، و به کمک نوعی شیمی اسرارآمیز، این فرد با افکار و نظرات حیرت آور و لذت بخش خود شما را سهیم خواهد کرد. بسیاری از دوستی های مادام العمر به این طریق شروع شده اند.

فصل بیست و چهارم آنچه می گویید و نحوه گفتن آن

شخصیت یک فرد با گفتارش آشکار می شود.

مناندر

اولین قدم برای اینکه فرد با جذبه ای شوید این است که شنونده ی بزرگی شوید. به هر حال نوبت به شما می رسد که صحبت کنید، آنچه می گویید و نحوه گفتن آن اجزای اصلی توانایی شما برای جذب کردن و ترغیب دیگران است.

مهارت های ضروری صحبت کردن

مهارت های زیادی وجود دارند که برای صحبت کردن به آنها نیاز خواهید داشت، و ما در فصل های دیگر به شرح آنها خواهیم پرداخت. اجازه دهید دوباره با تماس چشمی شروع کنیم، اما از زاویه ای متفاوت.

افراد کمی در استفاده از تماس چشمی، خوب عمل می کنند. ارتقای این مهارت برای افزایش توانایی خود در جذب دیگران مهم و حیاتی است.

نحوه نگاه کردن به افراد

قوانینی که برای تماس چشمی هنگام صحبت کردن به کار می روند با قوانینی که هنگام گوش کردن استفاده می شوند فرق دارند. وقتی در یک گفت و گو شما با یک نفر صحبت می کنید نگذارید تماس چشمی تمام مدت فشار زیادی ایجاد کند. با تماس چشمی زیاد فرد مقابل را شدیدا تحت فشار قرار می دهید. به جای اینکه با جذبه باشید خیلی جدی به نظر می رسید.

چه احساسی دارید وقتی کسی باشما صحبت می کند و هرگز چشم هایش را از شما برنمی دارد؟ این حالت می تواند ترسناک و تهدیدآمیز باشد. به تبهکاران سینما توجه کنید که چگونه هنگام صحبت کردن از تماس چشمی انعطاف ناپذیر و خشک استفاده می کنند.

وقتی در یک گروه صحبت می کنید باید نگاه خود را به نرمی از شخصی به شخص دیگر به نوبت تغییر دهید. از تماس چشمی استفاده کنید تا افراد را در آنچه می گویید شرکت داده، به نحوی که گویی آنها را در گفت وگو وارد کرده اید. با هر کسی که صحبت می کنید باید قدرت علاقه و توجه شما را احساس کند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

با هر کسی که صحبت می کنید به ویژه تماس چشمی خوب را تمرین کنید. مطمئن شوید که افراط نمی کنید. به چشم های فرد مقابل بیش از ۷۵ تا ۸۵ % نگاه نکنید در غیر این صورت این احتمال وجود دارد که فرد سلطه گری تلقی شوید. به چشم های فرد مقابل عمیق نگاه کنید نه سطحی؛ این روشی قطعی برای گفتن این جمله است: «می فهمم!»

فصل بیست و پنجم نگاه کردن به طرفین صورت

گفتار، آینه روح است؛ پس زمانی که فردی صحبت می کند، خودش است.

پابلیوس سیروس

وقتی صحبت می کنید به طرفین صورت شنونده نگاه کنید. این تکنیک نگاه موقت به یک طرف یا طرف دیگر صورت شنونده است به نحوی که توجه خود را لحظه ای از چشم های فرد به یک طرف صورت او تغییر می دهید.

نگاه کردن به طرفین صورت باید موقتا و به طور متناوب باشد. هرگز به بالای سر یا پایین سر شنونده نگاه نکنید چون با این کار او احساس می کند چیزی یا کسی حواس شما را پرت کرده است. یا با نگاه های مکرر به زیر چشم های شنونده او گمان می کند ممکن است روی صورتش غذا یا روی لباسش آب گوشت ریخته باشد. نگاه کردن به طرفین صورت به این معنا نیست که می توانید به اشیا یا افراد دیگر نگاه کنید بلکه شنونده را از نگاه های جدی شما نجات می دهد. این نگاه ها در گفت و گوی دو نفره ضروری هستند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که با کسی برای هر مدتی صحبت می کنید، تمرین کنید که گاهی به گوش راست یا چپ او نگاه کنید و سپس نگاهتان را به دهان و چشم های او برگردانید.

دقت کنید که نگاه ها به طرفین کوتاه باشید، هرگز بیشتر از دو تا سه ثانیه طول نکشد؛ در غیر این صورت شما از نظر او حواس پرت هستید. به خاطر داشته باشید که هدف شما حفظ تماس چشمی خوب است بی آن که فرد مقابل را ناراحت کنید.

فصل بیست و ششم هنر آهسته صحبت کردن

قبل از این که صحبت کنید فکر کنید، کلمات را ناقص تلفظ نکنید و با عجله به زبان نیاورید، بلکه منظم و به طور واضح آنها را بیان کنید.

جوج واشینگتن

بسیاری از افراد به علت هیجان زدگی یا اضطراب خیلی تند حرف می زنند و خیلی کم گوش می کنند. افرادی که خیلی تند صحبت می کنند می توانند اشخاص ناراحت کننده و آزار دهنده ای باشند.

آیا تا به حال فقط به این خاطر که فرصت کافی نداشتید تا متوجه گفته های گزارشگر رادیو شوید، در یک ترافیک سنگین گیر نکرده اید؟ نزدیک کدام تقاطع تصادف شده بود و مسیرجایگزین کدام بود؟ چه می شد اگر این گزارشگرها این قدر تند صحبت نمی کردند؟ آنها حرفه ای هستند. آیا نمی دانند تحلیل این همه اطلاعات با این سرعت مشکل است؟ اگر آنها کمی آهسته صحبت می کردند، فرصت کافی داشتید تا موقعیت را درک کرده و برای انتخاب مسیر دیگری تصمیم بگیرید.

آیا تاکنون پیغامی از پیام گیر خود دریافت کرده اید که در آن شماره تلفن پیغام دهنده چنان سریع و نامفهوم گفته شده که نتوانسته اید چهار شماره آخر آن را متوجه شوید؟ سرانجام مجبور می شوید پیغام را دوباره گوش کنید، گاهی بیشتر از یک بار، تا شماره درست را متوجه شوید.

به افراد فرصت فکر کردن دهید

همه ما افرادی را می شناسیم که  تند صحبت می کنند و گوش دادن به حرف آن ها مشکل است. ایراد تند صحبت کردن این است که همیشه تاثیرات منفی ایجاد می کند و تقریبا هیچ تاثیر مثبتی ندارد. فردی که تند صحبت می کند فرصتی برای فکر کردن به شما نمی دهد. وقتی به چنین فردی فکر می کنید چه کسی را در ذهن تان تصویر می کنید؟ آیا به یک فروشنده ماشین های کهنه، یک هنرپیشه دغل باز یا کسی که سعی دارد از شما سوء استفاده کند و شما را به کاری وادارد که به نفع تان نیست، فکر نمی کنید؟

تند صحبت کردن باعث می شود که گوینده بی ملاحظه و خود محور به نظر برسد که این بر میزان صادق بودن و رو راست بودن او تاثیر می گذارد. به نظر می رسد این افراد فقط به چیزی که خود باید بگویند علاقه دارند. تند صحبت کردن روشی است که مطمئنا هر فرصتی را برای جذب کردن از بین می برد.

برای بهتر صحبت کردن از تکنیک کم کردن سرعت استفاده کنید.

راه حل تند صحبت کردن چیست؟ برای این منظور می توانید از دو تکنیک استفاده کنید. اولی کم کردن سرعت است و دومی نحوه استفاده از سکوت در گفت و گو است.

اگر بارها به شما گفته اند که خیلی سریع صحبت می کنید می توانید با استفاده از دستگاه کنترل درونی که به آن منطقه های آسایش گفته می شود تند صحبت کردن خود را کنترل کنید. همان طور که در بیرون خود منطقه های آسایشی داریم در درون هم دارای منطقه های آسایشی هستیم.

وقتی کاری نا آشنا یا غیر عادی انجام می دهید اغلب احساس ناراحتی خواهید کرد. تقریبا میل شدیدی به انجام روش قدیمی خواهید داشت حتی اگر روش قدیمی به خوبی روش جدید عمل نکند.

همه ما بنده عادت هستیم. ما خیلی راحت به چیزی عادت می کنیم و سپس در برابر همه فشارها برای کنار گذاشتن آن مقاومت می کنیم. ما همیشه راحت تریم تا کارها را به روشی که عادت کرده ایم، انجام دهیم. مثل کارهایی که هر روز موقع بیرون رفتن از خانه انجام می دهیم. اول کفش چپ، بعد کفش راست، دوم بند کفش راست، بعد بند کفش چپ. اگر سعی کنید این رویه را تغییر دهید، احساس عجیبی پیدا می کنید.

یک تجربه ساده

ما در سمینارها اغلب از مردم می خواهیم دست های شان را روی سینه بگذارند و بینند کدام دست بالا قرار می گیرد. سپس از آنها می خواهیم این کار را با آن یکی دست انجام دهند، یعنی دست دیگر بالا قرار بگیرد. خودتان هم امتحان کنید. آیا احساس عجیبی نمی کنید؟ همان احساسی را دارید که وقتی تلاش می کنید یک عادت قدیمی را عوض کنید.

اما زمانی به رشد و پیشرفت کامل شخصی می رسیم که خود را از منطقه های آسایش به منطقه های ناراحتی ببریم. اگر با منطقه های آسایش خود مبارزه نکنیم، هیچ گاه تغییر نخواهیم کرد و بهتر شدن مستلزم تغییر یافتن است.

عادت های قدیمی سرسخت اند و تند صحبت کردن یکی از سرسخت ترین این عادت هاست. اگر تند صحبت کردن یک عادت باشد، خلاص شدن از آن پرزحمت است، کمترین کاری که باید انجام دهید این است که هنگام گفتن نکات مهم آهسته صحبت کنید. این تکنیک به تنهایی این برداشت را به وجود خواهد آورد که شما خیلی آهسته صحبت می کنید.

مهم است که آهسته تر صحبت کردن را به طور پیوسته تمرین کنید. بعد از مدتی، با سرعت جدیدی که برای صحبت کردن برمی گزینید، منطقه ی آسایش جدیدی را ایجاد خواهید کرد. بدین ترتیب هنگامی که سریع صحبت می کنید احساس ناراحتی می کنید، چون سرعت آهسته تر جدید برای تان راحت و راحت تر می شود. مهم این است که به زودی متوجه خواهید شد برای شنوندگان هم خیلی راحت تر است.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دو تمرین در اینجا ارائه شده است که می توانید برای رفتن از منطقه آسایش به منطقه عملکرد بالاتر از آنها استفاده کنید.

ابتدا، یک ضبط صوت بردارید و صدای خود را ضبط کنید. با سرعتی که از نظر خودتان به طور ناراحت کننده ی آهسته است صحبت کنید. شاید غریزه شما بخواهد با همان سرعت قدیمی صحبت کنید، اما به آن توجه نکنید. اکنون، نوار ضبط شده را پخش کنید. متوجه می شوید که گرچه از نظر خودتان آهسته صحبت می کردید، اما سرعت صدای ضبط شده کاملاً مناسب است. می توانید از دوست یا اعضای خانواده بخواهید که صدای شما را گوشش کنند و عکس العمل آنها را بررسی کنید.

سپس، از این تکنیک هنگام گفت و گو با یک دوست استفاده کنید. گرچه ممکن است هنوز احساس کنید که سرعت سخن گفتن شما خیلی پایین است، اما بی تردید از نظر شنونده خیلی خوب خواهد بود.

به خاطر داشته باشید که در مراحل اولیه یادگیری آهسته صحبت کردن، احساس ناراحتی خواهید کرد و این احساس طبیعی است؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است هنوز با همان سرعت زیاد و قدیمی خود صحبت می کنید.

فصل بیست و هفتم تاثیر سکوت

کسی که سکوت شما را درک نکند، احتمالاً نمی تواند گفته های شما را هم درککند.

البرت هوبارد

جورج دبلیو بوش در اولین روزهای ریاست جمهوری خود سخنران بسیار ضعیفی به نظر می رسید. گاهی اوقات دیدن تلاش های ناشیانه او برای این که پیغامش را از روی متن از قبل آماده اش برساند، تقریباً خنده دار بود. بعد از مدتی اتفاقاتی افتاد که توانایی او را برای موثرتر صحبت کردن افزایش داد. مشاورانش چند تن از خطابه نویسان عالی در تجارت را استخدام کردند. اما علاوه بر عامل بهتر صحبت کردن، چیز دیگری هم وجود داشت. او آموخت که با استفاده از مکث ها با وضوح و تاثیر بیشتری صحبت کند، حتی اگر از این مکث ها بارها استفاده می کرد. تغییرات چشمگیر بود و میزان تایید گفتارش از سوی دیگران افزایش یافت.

مکث کردن بین صحبت به فرد فرصت می دهد فکر کند و بر مفهوم کنترل داشته باشد و به شنونده هم فرصت می دهد با آنچه گفته می شود ارتباط بر قرار کند. اگر هنگام انتقال پیام خود به مدت یک یا دو ثانیه در وقفه های گوناگون مکث کنید به راحتی می توانید یک گوینده خوب باشید.

در طول این سکوت ها است که شنونده ها فرصت دارند که درباره ی چیز هایی که می گویید فکر کنند. آن ها چیزی را که درباره ی آن صحبت می کنید، در ذهن خود مجسم می کنند. آن ها فرصت دارند که منظور شما را سبک و سنگین کنند، با احساسات شما ارتباط بر قرار کرده و به آن ها پاسخ دهند.

علاوه بر این مکث ها به شنونده ها اجازه می دهند که گفت و گویی درونی با شما داشته باشند. در واقع آن ها افکار درونی خود را در سرشان می پرورانند. آیا به عنوان یک شنونده اغلب در سر خود چیزهایی مثل، «موافق نیستم» یا «چه فکر خوبی» یا «درباره اش چیزهایی خوانده ام» و غیره نگفته اید؟ هر چه بیشتر افکار درونی شنونده های خود را درک کنید، ارتباط شما با آنها قوی تر می شود.

یک راز مهم درباره خوب صحبت کردن: امکان ندارد با سکوت دچار اشتباه شوید. حتی اگر همیشه وقت مناسبی را برای سکوت انتخاب نکنید، باز شنونده متوجه تفاوت نمی شود؛ او به شما و آنچه می گویید دقت بیشتری خواهد کرد. در یک گفت و گو، هیچ کس نمی گوید: «یک دقیقه صفر کن، موقع مناسبی مکث نکردی.»

راهکارهایی برای جذب دیگران

تمرین کنید که در پایان هر نظر و ایده یا درست بعد از گفتن یک نکته کلیدی مکث کنید. این تکنیک به شنونده کمک می کند که بداند در کجا یک ایده تمام شده و ایده دیگری شروع می شود.

به خاطر داشته باشید که حتما بعد از گفتن نکته مهم، پیچیده یا غیر عادی مکث کنید. به شنونده اجازه دهید آنچه را که گفته اید هضم کند و در آن حال به خود فرصت فکر کردن و نفس کشیدن دهید.

فصل بیست و هشتم پر کننده های زیاد از حد، جذبه را از بین می برند

شخص ضعیف برای جلب توجه دیگران خیلی تند صحبت می کند و حرکت های سریعی دارد. شخص قدرتمند حرکات آهسته دارد و آهسته صحبت می کند؛ آنها نیازی به جلب توجه شما ندارند، چون قبلاً این کار را انجام داده اند.

مایکل کین

گوینده های بی تجربه، بدون آمادگی قبلی، یا عصبی اغلب جمله های خود را با صداهایی مثل «آ، اوم، آه و اِ» پر می کنند. این اصوات پرکننده نامیده می شوند. پر کننده ها راهی برای ایجاد وقفه هستند و به سخنران فرصت می دهد کمی فکر کند. زمانی که به دنبال افکار و کلمات درست می گردیم سعی می کنیم از این پر کننده ها برای حفظ توجه شنونده استفاده کنیم. پرکننده ها می گویند، «دست از گوش کردن برندارید، هنوز حرفم تمام نشده، الان ادامه می دهم.»

شنیدن این اصوات در یک گفت و گو می تواند به شدت آزار دهنده باشد. شاید بی حوصله شوید یا با خود بگویید: «به خاطر خدا، تمامش کن!» مگر این که تمایل خاصی به شنیدن این صداهای عجیب و غریب و نامفهوم داشته باشید، وگرنه از آنها فرار می کنید. هیچ کس دوست ندارد این صداها را بشنود؛ پر کننده ها جذبه شکن هستند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

بهترین راه برای حذف پر کننده ها این است که شیوه ی صحبت کردن خود را آهسته کرده و به طور حساب شده از سکوت های بیشتری استفاده کنید. خیلی ساده است: اگر هنگام گفت و گو از سکوت بیشتری استفاده منید پر کننده ها از بین می روند. سعی نکنید که خیلی خودآگاه از به کار بردن پرکننده ها اجتناب کنید. شما نمی دانید آنها چه وقت و کجا اتفاق می افتند. تلاش برای پیشگیری از یک رفتار ناخودآگاه می تواند دیوانه کننده باشد.

برعکس، هر بار که احساس می کنید صداهای «اِ» یا «اوم» از دهانتان خارج می شود، از سکوت ها استفاده کنید. سکوت ها را در گفت و گوهای روزمره خود بگنجانید، به خصوص هر زمان که تشخیص می دهید خیلی تند صحبت می کنید، بدین ترتیب پرکننده ها خود به خود از بین می روند.

فصل بیست و نهم افراد را با صدای خود جذب کنید

هر کسی ممکن است صادقانه صحبت کند؛ اما افراد کمی قادرند منظم، عاقلانه و با قدرت صحبت کنند.

مونتین

درجه ی صدا تاثیر عمیقی بر حالت و قابلیت پذیرش فردی دارد که با او صحبت می کنید. تن صدا به تنهایی مسئول انتقال ۳۸% پیغام شماست. (همان طور که قبلاً گفتیم، زبان بدن و خود کلمات مسئول انتقال بقیه پیغام هستند).

ترجیح می دهید با کسی صحبت کنید؟ کسی که صدای بلند و جیغی دارد که گوش تان را کر می کند و آرزو می کنید ای کاش جای دیگری بودید، یا کسی که قادر است شما را چنان با صدای گرم و پرطنین خود جذب می کند که احساس راحتی می کنید در یک پتوی کشمیری پیچیده شده اید؟ شکی نیست که پتوی کشمیر همیشه برنده است.

نظرتان درباره صداهای یکنواخت و خسته کننده چیست؟ ما به آنها صداهای «ملال آور» می گوییم. این صداها قطعاً توجه و قابلیت پذیرش شنونده را کاهش می دهد. شما باید مثل قصه گوها از صدای خود استفاده کنید، طوری به آن جان و رنگ ببخشید که هر آنچه درباره آن صحبت می کنید- حتی اگر درباره هوا یا بورس سهام باشد- جالب به نظر برسد. تصمیم بگیرید یک قصه گو باشید تا یک ماشین ضبط سخنگو.

صدای خود را پایین آورید.

وقتی می خواهید هنگام صحبت کردن صمیمی، دوستانه، با محبت، خودمانی یا خون گرم به نظر برسید، درجه صدای خود را هنگام استفاده از صداهای بم تر، پایین نگه دارید. همچنین وقتی می خواهید با فرد مقابل بحث کنید، یا نشان دهید که علاقه مند یا دقیق هستید، باید صدای خود را پایین تر از حد متوسط نگه دارید.

گذشته از این، به خودتان یاد آوری کنید که سرعت تان را کم کنید. وقتی خیلی تند صحبت می کنید نمی توانید خیلی صمیمی، دوستانه و با محبت به نظر برسید. خیلی از ما تمایل داریم وقتی می خواخیم عواطف خود را عمیق تر ابراز کنیم به طور طبیعی آرام تر صحبت کنیم.

امتحان کنید: سریع بگویید: «من عمیقاً نگرانت هستم؛ تو برای من خیلی مهم هستی.»

حال، همین جمله را آهسته تر بگویید. در این حالت خیلی صادقانه و واقعی تر به نظر می رسید.

سرعت بگیرید

از طرف دیگر اگر صدای تان یکنواخت است برای این که مهیج و پر انرژی به نظر برسید سرعت صحبت خود را افزایش دهید. از درجات بالاتر صدای خود اما نه خیلی بلند استفاده کنید. سرعت و تن صدای خود را بر اساس آنچه که می خواهید بگویید انتخاب کنید و تغییر دهید.

صداهای بم تر نشان دهنده ی بزرگی و نیرومندی و صداهای زیر تر نشان دهنده ی کوچکی و ضعیف بودن است. افراد قدرتمند عمدا آهسته تر و با تن های پایین تر صحبت می کنند.

صدای جدید، شغل جدید

یکی از بازیکنان سرشناس فوتبال حدود دو متر قد و ۱۲۷ کیلو وزن داشت. او بازیکن بزرگی بود، اما با وجود این که در زمین بازی آدم قوی هیکلی بود، در زندگی روزمره صدای زیر و نامناسبی داشت. او با تمرین یاد گرفته بود که روش استفاده از صدایش را تغییر دهد. آن صدای جدید بم تر زندگی اش را نیز تغییر داده بود. او سرانجام از فوتبال خداحافظی کرد و یک مفسر ورزشی موفق در تلویزیون شد.

راهکارهایی برای جذب دیگران

ابتدا، فصل یا مقاله جالبی از یک کتاب یا مجله را انتخاب کنید که به راحتی قابل خواندن و صحبت کردن باشد؛ سپس آن را آهسته در دستگاه ضبط صوت بخوانید. به آرامی صدای خود را به سمت تن های بم تر و گرمتری که برایتان راحت تر است، پایین بیاورید. به حنجره خود فشار نیاورید؛ بگذارید تن صدایتان به طور طبیعی بالا و پایین برود. این تمرین را تکرار کنید تا به نتیجه مطلوب برسید.

دوم، نوار درجه مطلوب صدای خود را بارها و بارها در منزل و در ماشین گوش کنید. هنگامی که صدای جدیدتان در ناخودآگاه شما حک شد، خواهید دید که در گفت و گوهای روزمره خود با همان تن صدا صحبت می کنید.

اگر بیشتر اوقات از صدای بم تر استفاده کنید، برداشت کلی شنونده از شما این است که شخصیتی باجذبه تر و با صدای گرمتر و پخته تری هستید.

فصل سی ام خوش صحبت و با جذبه باشید

شبی سر آرتور کونان دویل را برای اعطای جایزه به عنوان فردی خوش صحبت به معمانی شام دعوت کردند، اما او به یک باره مهمانی را ترک کرد. همراهش از او پرسید: «همه حرف ها را گفتید؟» کونان پاسخ داد: «دقیقاً»

استفن فرای

نسبت جذبه شما کاملا توسط شیوه نگاه کردن، گوش کردن و صحبت کردن شما با افراد دیگر تعیین می شود. اما خصوصیت دیگری هم وجود دارد که افراد با جذبه از آن برخوردارند. آن ها افراد خوش صحبت بی نظیری هستند.

یک شنونده دقیق و صبور عاملی اساسی برای جذب کردن است. استفاده از صدای گوش نواز و آرام صحبت کردن نیز نسبت جذبه شما را بالا می برد. کلید دیگر با جذبه بودن این است که نسبت به آن چه که دیگران نمی خواهند درباره آن صحبت کنند، با احساس باشید.

اگر افرادی که با آنها صحبت می کنید، می خواهند احساسات خود را خالی کنند، یا فقط درباره ی چیزهای بی اهمیت صحبت کنند، این فرصت را به آنها بدهید. مسلماً افرادی هستند که تا ابد درباره چیزهایی صحبت می کنند که از نظر شما بی اهمیتو خسته کننده است. در مواقعی که خیلی خسته اید، نمی توانید باجذبه باشید. بعضی افراد دائماً درباره مشکلات و زندگی شخصی شان صحبت می کنند. شما نمی خواهید به آنها بی ادبی کنید، پس چه کار می توانید انجام دهید؟

معمولاً دو انتخاب دارید: انتخاب اول این است که موضوع را ۱۸۰ درجه تغییر دهید و انتخاب دوم این است که سعی کنید به آن بخندید و تحمل کنید. اما زمانی که تصمیم گرفتید تمامش کنید، انتخاب دیگری هم وجود دارد که نشان می دهد فرد واقعاً باجذبه ای هستید. می توانید سوال مناسب و بجایی مطرح کنید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که با دوست یا همکار خود صحبت کردید، دنبال روزنه ای بگردید تا موضوع را به طور غیرمستقیم، بیست یا سی درجه دورتر از مرکز تغییر دهید، به این ترتیب تغییر گفت و گو تقریباً نامحسوس است. سعی کنید سوال بجایی بپرسید.

وقتی نمی توانید موضوع را کاملاً عوض کنید، گفت و گو را هدفمند کنید تا برای فرد جذاب شود. اگر به جای تمرکز بر نیازهای خود بر نیازهای فرد تمرکز کنید فرصت بی نظیری برای خلاق بودن خواهید داشت. ایجاد احساس خاص بودن در دیگران بدون شک یکی از کلیدهای باجذبه بودن است.

فصل سی و یکم گفت و گو را هدایت کنید

روح واقعی گفت و گو باید بتواند استعداد دیگران را بیش از استعداد شما شکوفا کند.

برویر

هدف از هدایت گفت و گو تسلط بر گفت و گو نیست (که در تضاد با جذبه است) بلکه هدف  این است که اطمینان دهید گفت و گو با حمایت شما در جهت خواسته های فرد مقابل ادامه می یابد، به نحوی که علاقه و توجه او دائما جلب شود.

خود را در یک موقعیت اجتماعی تصور کنید. شما تنها ایستاده اید و با یک بشقاب غذا در یک دست و یک لیوان نوشابه در دست دیگر، سرتان مشغول کار خودتان است. یک مرتبه کسی به سراغ شما می آید و بلافاصله درباره خودش صحبت می کند، «این کار را کردن؛ فلان کار را انجام می دهم.»

بعد از ده ثانیه، با خود فکر می کنید: «چطور می توانم از اینجا فرار کنم!» حال، اجازه دهید همین موقعیت را تصور کنیم، فقط با این تفاوت که این بار کسی به سراغ تان می آید وبعد از ده ثانیه شما را وادار می کند که درباره خودتان صحبت کنید. ترجیح می دهید وقت تان را با چه کسی بگذرانید؟ هیچ تردیدی نیست.

درباره علاقه های فرد مقابل صحبت کنید

همه ما از صحبت درباره ی موضوعی که مورد علاقه مان است لذت می بریم به خصوص زمانی که به نظر می رسد شنونده هم از آن لذت می برد؛ به خصوص زمانی که به نظر می رسد شنونده هم از آن لذت می برد. وقتی افراد درباره ی موضوعی که برایشان اهمیت دارد صحبت می کنند دوست دارند درباره ی خودشان به شنونده هایی که با آن ها همدردی می کنند، چیز های زیادی بگویند. وقتی در یک گفت و گو شنونده هستید باید خوب گوش کنید تا بتوانید راه های گوناگونی را در جهت هدایت گفت و گو بیابید. شما باید به دنبال راهی برای حفظ گفت و گو باشید به نحوی که دیگران را ترغیب کنید تا هر اندازه که دوست دارند بر گفت و گو تسلط یابند.

سود دیگری که نصیب شما می شود این است که اغلب از افرادی که کمی با آنها هم داستان هستید و افرادی که با آنها موافقید، چیزهای زیادی می توانید بیاموزید. ذهن باریک، ذهن پذیرنده و به وجود آورنده رفتار محبت آمیز فرد باجذبه است.

راهکارهایی برای جذب دیگران

مطمئن ترین راه برای هدایت هر گفت و گو پرسیدن سوال هایی است که با چه کسی، چه چیزی، چرا، چه وقت، کجا و چگونه شروع می شود. سوال هایی که با یکی از این کلمات شروع می شوند معمولاً پاسخ آنها بله یا خیر نیست. پاسخ ها نیاز به گفتن حقایق، حالات، احساسات و جزئیات دارند. شخصی که این سوال ها را می پرسد کنترل گفت و گو را در دست می گیرد.

زمانی که قصه یا حکایتی نقل می شود یکی از موثرترین راه ها برای بیرون کشیدن عکس العمل ها، پاسخ ها و نظرات دیگران، پرسیدن سوال هایی است مثل: «در این باره چه احساسی داری؟» یا «درباره آن چه فکر می کنی؟». پاسخ این سوال ها بیشتر اوقات گسترده تر است و شخصی که حرف می زند، به خاطر پرسیدن این سوال ها گمان می کند که شما فرد باجذبه و باهوشی هستید.

فصل سی و دوم تکلیف خود را انجام دهید

دانش مانند قدرت لذت بخش است.

فرانسیس بیکن

هر زمان می خواهید با کسی در موقعیت های اجتماعی یا حرفه ای ملاقات کنید و بر او تاثیر بگذارید، تکلیف خود را انجام دهید. قبل از دیدار، تا جایی که می توانید درباره آن فرد آگاهی چیدا کنید. این بهترین راهی است که در نظر دیگران باجذبه و جالب باشید. همان طور که دیل کارنگی گفته است: «شما می توانید در یک روز با علاقه مند شدن به دیگران دوستان بیشتری پیدا کنید تا این که در یک سال سعی کنید آنها را به خود علاقه مند کنید.»

یک سرمایه گذاری خوب

هرچه ارزش بیشتری برای یک رابطه قائل باشید، باید وقت بیشتری صرف کنید تا اطلاعاتی درباره آن فرد قبل از ملاقات با او به دست آورید. تا آنجا که می توانید درباره چیزهایی که فرد دوست دارد و چیزهایی که دوست ندارد، سرگرمی ها، سابقه تحصیلی، علاقه کاری و فعالیت های اجتماعی او اطلاعات کسب کنید. اگر مجهز به این اطلاعات باشید، می توانید گفت و گو را در جهت های بسیار متفاوت که می دانید فرد از آنها لذا خواهد برد، هدایت کنید. اصل این است که شما بیشتر درباره این افراد بدانید تا آنها درباره شما.

ابتدا به دنبال شناخت باشید

گاهی اوقات به دست آوردن اطلاعات، به خصوص اگر کسی را برای اولین بار ملاقات می کنید، امکان پذیر نیست. در این نوع موقعیت، باید توجه خود را کاملاً بر فرد مقابل متمرکز کنید.

وقتی برای اولین بار با کسی ملاقات می کنید، تا جایی که امکان دارد درباره خودتان کمتر صحبت کنید. سخن قدیمی خردمندانه ای است که می گوید: «وقتی صحبت می کنید هرگز چیزی یاد نمی گیرید.»

در این باره فکر کنید. شما نمی توانید در یک زمان هم صحبت کنید و هم به حرف دیگران گوش دهید. تنها وقتی درباره افراد اطلاعات به دست خواهید آورد که آنها صحبت کنند و شما گوش کنید. اگر به نظر می رسد که تمایلی به شروع صحبت ندارند، خودتان هرچه زودتر با این نیت که آنها را به صحبت وادارید، رشته کلام را به دست بگیرید.

شما می توانید با صحبت درباره خبرهای داغ و دست اول، آخرین فیلم جنایی، برنامه تلویزیونی مردمی، کتاب ها، ورش ها یا مد روز شروع کنید. از آنها بپرسید چه نوع فیلم هایی را ترجیح می دهند و سوال هایی از این قبیل.

موضوع مورد علاقه فرد را پیدا کنید

در اینجا با ذکر مثالی متوجه می شوید که چگونه می توانید از موضوع صحبت فردی استفاده کنید. فرض کنید فرد مقابل می گوید: «این روزها از طرز رانندگی مردم خیلی عاجز شده ام. هیچ کس مراعات دیگری را نمی کند. هیچ کس صیر ندارد؛ آنها فقط می خواهند هر چه سریع تر به مقصدشان برسند و شما بهتر است از سر راهشان کنار بروید.»

اجازه دهید احتمالات را در این گزارش ساده تحلیل کنیم. اطمینان داریم که این شخص از چیزی عصبانی دشه است؛ اما چه چیزی؟ کلاً از رانندگی؟ ممکن است. از بی ملاحظه بودن مردم؟ شاید. از بی صبری افراد دیگر؟ احتمال دارد. در اینجا سه جهت متفاوت وجود دارد که می توانید گفت و گو را با اطمینان خاطر به آن سو هدایت کنید. شما می توانید با گفتن، «موافقم» پاسخ دهید و سپس درباره تصادفی که برایتان اتفاق افتاده به طور خلاصه صحبت کنید. این روش سودمند است به خصوص اگر صحبت فرد مقابل رو به پایان باشد.

همیشه به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر بتوانید طی گفت و گو درباره فرد مقابل اطلاعات کسب کنید، تاثیر احتمالی شما بر آنها بیشتر خواهد شد. هرچه بتوانید در این فرصت به دست آمده سوال های بیشتر و بهتری درباره سابقه و علایق شان بپرسید، آنها شما را باجذبه تر خواهند یافت.

راهکارهایی برای جذب دیگران

همانگونه که قبلاً گفتیم، فردی که سوال می کند کنترل گفت و گو را در دست دارد. با پرسیدن سه سوال قدرتمند از هر فرد قادر خواهید بود که گفت و گو ا کنترل کردهو در آن واحد باجذبه به نظر برسید.

ابتدا بپرسید: «شما مشغول انجام چه کاری هستید؟» بیشتر افراد به شدت به کارشان علاقه دارند. کار آنها نقش عمده ای در زندگی شان بازی می کند و منبع اصلی هویت آنهاست. افراد عاشق این هستند که درباره کارشان صحبت کنند و کاری را که برای دیگران انجام داده اند، شرح دهند.

سپس، بعد از این که درباره کارشان به شما توضیح دادند، با علاقه و کنجکاوی زیاد بپرسید: «به هر حال، چطور وارد این مسیر کاری شدید؟»

این سوال همواره با جزئیاتی درباره سرگذشت، تجربیات و سابقه فرد پاسخ داده می شود و همه جواب ها در قالب داستان زندگی توضیح داده می شوند. گاهی اوقات این داستان می تواند برای مدت نامعلومی ادامه یابد. افراد معمولاً احساس می کنند که داستان کارها و سرگذشت شان برای دیگران خیلی جذاب است.

گوینده ممکن است سرعتش را مرتب کم کند تا متوجه شود که آیا شما واقعاً علاقه مند هستید یا فقط ادب را رعایت می کنید. هرگاه گوینده در داستانش مکث کرد، از او بپرسید: «بعد چه کار کردی؟»

او بلافاصله درباره گفته آخرش توضیح داده و به داستانش ادامه می دهد. هرگاه سرعتش را کم کرد، بپرسید: «بعد چه کار کردی؟» او کاملاً مجذوب شما خواهد شد.

شما می توانید سوال های مشابه دیگری بپرسید، مانند: «بیشتر درباره آن برایم بگو.» «چه احساسی داشتی؟» «چه کار کردی؟» «بعد چه اتفاقی افتاد؟»

اگر دوست داشته باشید می توانید افکار و نظرات خود را مطرح کنید. وقتی درباره خودتان چیزی می گویید، مراقب باشید که خیلی پرحرفی نکنید. توپ را به فرد مقابل پاس دهید، صحبت درباره خودتان را با سوال دیگری به پایان رسانده و فرد مقابل را دوباره به صحبت وادارید.

کلاس و دروه های آموزش فن بیان ,نفوذ در دیگران , سخنوری ,مجری گری ,ارتباط موثر  ,چگونه جذاب باشید و کاهش لهجه 

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن : 05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید. 

فصل سی و سوم توپ را در زمین مقابل نگه دارید

اهداف اصلی گفت و گو اطلاع دادن یا مطلع شدن، سرگرم کردن یا متقاعد کردن است.

بنیامین فرانکلین

افراد باجذبه با پاس دادن توپ به نفر عقب و جلو گفت و گو را به راحتی به طور طبیعی ادامه می دهند.

هدف شما این است که در گفت و گو فعالانه شرکت کنید و در عین حال همتایان محاوره ای خود را ترغیب کنید که هر چه قدر می خواهند زمام گفت و گو را به دست گیرند. شما مثل بازیکن تنیسی هستید که به نگه داشتن توپ در بازی تمرکز می کند. مثل مربی تنیسی هستید که توپ را می زند، به این ترتیب شاگردتان می تواند توپ را بگیرد و فرصت دارد که ضربه شما را جواب دهد. هرچه بیشتر چرخش (توپ) طول بکشد، برای شاگرد و همین طور فرد خوش صحبت ارزشمندتر است.

ذهن همدیگر را بخوانید

بیشتر گفت و گوها با یک شوخی اجتماعی مودبانه شروع می شود. این تبادلات جزئی به دو طرف امکان ارزیابی حالت و قابلیت پذیرش فرد مقابل را می دهد. سپس می توانید گفت و گو را به موضوعات مهم تر، بسته به جهت موردنظر تغییر دهید.

یکی از بهترین راه ها برای نگه داشتن توپ گفت و گو در بازی، استفاده از سوال هایی است که ا دل موضوعات قبلی سر برآورده اند.

مسلماً گفت و گو می تواند در صدها جهت هدایتشود، اما همان طور که می بینید، هدف اصلی حفظ گفت و گو با برگرداندن آن به فرد مقابل است. انجام این کار پیچیده دشوار نیست؛ این امر مستلزم آن است که پا روی خواسته های خود بگذارید و به نیازها و علایق فرد مقابل توجه کنید. این یکی از کلیدهای باجذبه بودن است.

راهکارهایی برای جذب دیگران

به خاطر داشته باشید که گفت و گو درباره شما نیست؛ درباره افراد دیگری است که در اطراف شما هستند. بیشتر افراد چنان نگران خود و تاثیرشان بر افراد دیگر هستند که رفتار طبیعی و خودجوش خود را از دست می دهند.

وقتی با کسی صحبت می کنید، خود را فراموش کنید. نگران این نباشید که محبوب و دوست داشتنی شوید. برعکس، تلاش کنید دیگران احساس کنند که محبوب و دوست داشتنی هستند.

فصل سی و چهارم توپ را نکشید

موفقیت افراد بزرگ بیشتر به پاکی قلبشان بستگی دارد تا به مقصود رفتارشان.

ودا

«کشتن توپ» اصطلاحی در بازی تنیس است. این عملی است که وقتی حریف تان یر جای خودش قرار ندارد، انجام می دهید. شما به توپ حمله می کنید و چنان سریع آن را می زنید که امتیاز را می گیرید.

این کاری است که معمولاً سعی می کنید هنگام بحث و جدل با فرد مقابل انجام دهید. شما به دنبال موضوع یا موقعیتی می گردید که بتوانید بدون آن که حریف قادر به پاسخگویی باشد، پیروز شوید.

اما اگر می خواهید باجذبه باشید، دیوانگی محض است که سعی کنید موقعیت برنده را متعلق به خود بدانید. هرگز خود را در موقعیت مخالفت با فرد مقابل قرار ندهید، زیرا در این صورت در وضعیت خطرناکی قرار می گیرید که ممکن است توپ را کشته و به همراه آن همه تلاش هایی را که تا به حال کرده اید از بین ببرید.

می خواهید شاد باشید یا صادق؟

بدون توجه به این که چه قدر احساس می کنید یا مطمئن هستید که ایده های افراد دیگر ممکن است مضحک باشد، حتی از کوچک ترین مشاجره هم پرهیز کنید. مشاجره در گفت و گو قطعاً جذبه را از بین می برد. این به آن معنا نیست که نمی توانید در نظرات خود پابرجا باشید، اما اجازه ندهید که فکر برنده شدن هدف حقیقی شما- یعنی بامحبت بودن، صمیمی بودن، دوست داشتنی بودن، فضای شاد ایجاد کردن و در یک کلمه باجذبه بودن- را تحت الشعاع قرار دهد.

راهکارهایی برای جذب دیگران

اول، نیت خود را در هر گفت و گو مشخص کنید: نیت شما باجذبه بودن است، نه برنده شدن یا دیگران را تحت تاثیر زیرکی خود قرار دادن.

دوم، به هر قیمتی از مشاجره پرهیز کنید. مشاجره یک جذبه شکن فوری است. حتی اگر کوچک ترین ظنی از مخالفت در کار باشد، مشکل می شود که شما را فرد باجذبه ای تلقی کنند.

سوم، می توانید با خشرویی بر نظرات خود پابرجا باشید، اما هرگز سعی نکنید توپ را بکشید. دیدگاه خود را با ملایمت و موقتاً مطرح کنید و سپس اجازه دهید پیش برود. خود را زیاد درگیر «صادق بودن» نکنید که جذبه تان در هاله ای از جر و بحث پنهان شود.

در آخر، تنها وقتی بر گفت و گو مسلط شوید که افراد دیگر به نوعی دوست داشته باشند به صحبت های شما گوش دهند. وقتی افراد سوال های زیادی درباره ی شما می پرسند به این معناست که احتمالاً علاقه آنها به شما بیشتر شده است. در خدمت آنها باشید، اما صحبت های خود را چندان طولانی نکنید که خسته کننده شوید.

وقتی صحبت از جذب کردن یا برنده شدن به میان می آید، اگر برنده شوید، بازی را باخته اید!

فصل سی و پنجم همگام با فرد مقابل باشید

آنچه که در پس ماست و آنچه که در پیش ماست، در مقایسه با آنچه که در درون ماست خیلی ناچیز است.

اوریسون سویت ماردن

در برقراری ارتباط با افراد، به خصوص در رابطه با جذبه زمان بندی بسیار مهم است. در یکی از کتاب های دینی آمده است: «در عالم برای هر هدفی زمانی مقرر شده است». وظیقه شماست که وقت آن را تعیین کنید.

آیا تاکنون برای تان پیش آمده با کسی صحبت کنید اما با هم هماهنگ نباشید. شما خونسرد و بامحبت هستید؛ آنها بی تاب و نگران. شما احساس می کنید زندگی بر وفق مرادتان است؛ آنها غمگین و دلمرده هستند.

هر دوی شما در دو دنیای جدا هستید و هرگونه تلاشی برای برقراری ارتباط با شکست مواجه می شود. شاید سعی کنید حامی و دلگرم کننده باشید، اما به نظر می رسد هیچ چیز کارساز نیست. شما نمی توانید ارتباط برقرار کنید. چرا چنین است؟ شاید به این دلیل است ک در آن لحظه هر دوی شما در دوره های متفاوتی هستید و مثل چرخ دنده های اتومبیل با سرعت های مختلفی حرکت می کنید.

این حالت در مورد افراد نیز صادق است. شما باید راهی برای در هم گیر کردن چرخ دنده ها پیدا کنید تا اطمینان یابید که شما و فرد مقابل هماهنگ هستید، به نحوی که بدون توجه به این که چه قدر با هم تفاوت دارید، بتوانید رابطه برقرار کنید.

منعکس کردن و تطابق دادن را تمرین کنید

مدت ها پیش از پیدایش برنامه نویسی زبانی- عصبی (NLP)، متخصصان از یک تمرین عملی به نام «منعکس کردن و تطابق دادن» برای آموختن این که رهبر بودن یا پیرو بودن چگونه است، استفاده می کردند. این تمرین به بازیگران آموزش می داد با هماهنگ کردن حرکات یا رفتارشان، هماهنگ با یکدیگر کار کنند.

بیشتر ما از توانایی نهفته ای برای وفق دادن خود با افراد متفاوت برخورداریم، اما به دلایل زیادی این کار را انجام نمی دهیم. می توانید تصور کنید اگر فقط می توانستید با افرادی که دقیقاً شبیه شما هستند، رابطه برقرار کنید، چه قدر دنیای شما محدود می شد. به همین دلیل است که بسیاری از افراد خیلی انعطاف ناپذیر و خودرای هستند. آنان می گویند اگر کاری را به روشی که من انجام می دهم انجام ندهید، اگر دنیا را همان طور که من می بینم نبینید، پس در اشتباهید و آدم بی لیاقتی هستید.

افراد باجذبه از انعطاف ناپذیری و خودرایی پرهیز می کنند. آنها لذت می برند که از چشم دیگران هم به دنیا نگاه کنند. این یکی از اصلی ترین رازهای جذبه است؛ این توانایی را داشته باشید که دنیا را از چشم فرد مقابل ببینید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که در گفت و گویی شرکت می کنید، این تمرین را انجام دهید. ابتدا، با گوش دادن به صحبت ها و نگاه کردن زبان بدن فرد مقابل، یا افرادی که با آنها صحبت می کنید، رفتارشان را آگاهانه منعکی کرده و خود را با آنها تطبیق دهید. اگر آنها تند صحبت می کنند، خود را با آنها تطبیق دهید. اگر نسبتاً آهسته صحبت می کنند، شما هم همان طور صحبت کنید. اگر در هنگام صحبت کردن سرو  دست شان را زیاد تکان می دهند، شما هم باید این کار را انجام دهید. اگر حرکات سر و دست خود را کنترل می کنند، شما هم همان طور رفتار کنید.

سپس هرچه ه از نظر آنها موضوع روز است، سعی کنید از دیدگاه آنها به آن نگاه کنید. سرتان را تکان دهید، لبخند بزنید، مواقت کنید و از اصوات و الفاظ تاییدی استفاده کنید. اصل این است که آنها در ذهن شان بگویند: «من با این شخص خیلی راحت هستم. ما نقاط مشترک زیادی با هم داریم. ما خیلی به هم شبیه هستیم.» همه ما افرادی را دوست داریم و با افرادی احساس راحتی می کنیم که به نظر می رسد با ما هماهنگ و سازگار هستند. از نظر ما آنها باجذبه هستند.

فصل سی و ششم کار نیکو کردن از پر کردن است

آنچه را می آموزیم که انجام دهیم، با انجام دادن می آموزیم.

ارسطو

هر زمان که برایتان مقدور است مهارت های جدید جذبه را تمرین کنید. وقتی تکنیک های جدیدی یاد می گیرید، ممکن است در ابتدا کمی سخت به نظر برسند؛ این حالت طبیعی است. مهارت های جذبه تنها با تکرار در گفت و گو با افراد واقعی به طبیعت ثانوی شما تبدیل می شوند.

این کافی نیست که بازیکنان یک تیم فوتبال ورزش کنند و آموزش ببینند و تمرین کنند. آنها بازی به بازی تجربه هایی به دست می آورند که به آنها امکان می دهد عکس العمل های شرطی خود را افزایش دهند.

این مهارت ها را غیرارادی کنید

با تمرین و تکرار این تکنیک ها، رفتارهای جذاب بودن را در ذهن ناخودآگاه خود به طور غیرارادی برنامه ریزی کنید. سپس این تکنیک ها ملکه ی ذهن شما می شوند و به طور طبیعی و آسان خود را بروز می دهند. هدف ما از ابتدا همین بوده است.

شما این تمرکز و تلاش را در نوزادی که راه رفتن و کودکی که دوچرخه سواری را می آموزد، دیده اید. تکرار محض، متعصبانه و قدم به قدم به ما امکان می دهد کارهای زیادی را، بی آن که درباره آنها فکر کنیم، انجام دهیم.

با راه اندازی کامپیوتر، بعضی از برنامه ها به طور خودکار شروع به کار می کنند. اگر قبلاً هیچ برنامه ی در حافظه کامپیوتر نصب نمی کردید، درست مثل برنامه هایی که در ناخودآگاه شما طرح ریزی می شوند، در آن صورت یک صفحه خالی و یک ذهن خالی داشتید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

هر مهارتی را که تاکنون آموخته اید، در هر موقعیتی تمرین کنید. هر مرتبه بر یک مهارت تمرکز کنید. مهارت های جذبه را با اعضای خانواده، دوستان، آشنایان جدید و افرادی که در طول روز با آنها کار می کنید، به کار بندید. تمرین به شما تجربه و اعتماد به نفسی را که برای جذاب بودن در هرگونه تعامل انسانی نیاز دارید، خواهد داد.

با هر شخصی که ملاقات می کنید مثل مهم ترین فرد در دنیا رفتار کنید. وقتی به این روش با افراد برخورد کنید، کاری خواهید کرد که آنها نسبت به خود احساس شگفت انگیزی پیدا کنند. آنها شما را کاملاً باجذبه خواهند یافت.

فصل سی و هفتم مهارت را به هتر تبدیل کنید

آیا کسی را می شناسید که در کارش متبحّر باشد؟ این فرد مانند شاهان است.

ضرب المثل

وقتی از همه تکنیک های لازم برای داشتن جذبه برخوردار شدید، یک سری نگرش های شخصی در شما ایجاد می شود. زمانی این نگرش ها به توانایی گوش کردن، نگاه کردن و صحبت کردن شما اضافه می شود که تکنیک های نهادینه شده شما به حد اعلای خود رسیده و به «هنر» جذبه تبدیل شود.

راهکارهایی برای جذب دیگران

با گنجاندن این نگرش ها در عادت های گوش کردن و صحبت کردن، تمام توانایی های خود را در هنر جذبه یک جا ترکیب کنید. در اینجا به دستورالعمل هایی اشاره می کنیم که برای شما و دیگران لذت بخش خواهد بود:

  • تصمیم بگیرید با هر کسی که ملاقات می کنید خوش برخورد و دوست داشتنی باشید.
  • بدون توجه به این که چه چیزی پیش می آید، تصمیم بگیرید با محبت و همدل باشید.
  • تصمیم بگیرید خونگرم و باملاحظه باشید و خودرای نباشید.
  • تصمیم بگیرید سریع لبخند بزنید و سریع تحسین کنید.

فصل سی و هشتم اکنون باید درست به کار شوید!

هیچ جانشینی برای استعداد وجود ندارد. سخت کوشی و همه فضیلت هایش بی تاثیرند.

آلدوس هاکسلی

یک مربی کشتی به یکی از ورزشکارانش گفت: «تو استعداد واقعی داری و سخت کار می کنی و این خیلی عالی است. با این وجود، اگر می خواهی کشتی گیر برتر باشی به تجربه زیادی نیاز داری.» اگر می خواهید ورزشکار برتر باشید، تمرین کردن تجربه نیست، شرطی شدن تجربه نیست، تعلیم دیدن تجربه نیست؛ آنها همان چیزی هستند که هستند؛ نه بیشتر. مربی می گفت این ورزشکار تنها با بیرون رفتن از آنجا و مسابقه دادن این تجربه را به دست می آورد.

این طرز فکر تقریباً د هر کاری که انجام می دهیم کاربرد دارد. با فکر کردن کاری صورت نمی گیرد. با آماده شدن کاری از پیش نمی رود. با تمرین کردن کاری انجام نمی شود. با تصور کردن کاری صورت نمی پذیرد. با انجام دادن کاری انجام می شود! هیچ راه دیگری وجود ندارد. تمام سنگ ها را از سر راه خود بردارید به نحوی که بتوانید بی دردسر و راحت کارتان را پیش ببرید، شما باید در شرایط زندگی واقعی بارها و بارها کاری را انجام دهید تا دیگر نیازی نداشته باشید درباره آن فکر کنید. راز بهتر انجام دادن کارها این است که ذهن خود را چنان تمام و کمال شرطی کنید که رفتارها و عکس العمل هایتان بی زحمت و غیرارادی باشند. شما باید جذبه زیادی به خرج دهید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

خود را در یک موقعیت اجتماعی یا تجاری تصور کنید که فردی راحت، خوش مشرب، صمیمی، دوستانه و باجذبه هستید. تصور کنید که جذبه خود را روی شخصی به کار می بندید و او از مصاحبت با شما خرسند شده و لذت می برد.

مرتباً با خود تایید و تکرار کنید که: «من فرد کاملاً جذابی هستم.» هر زمان که این کلمات را تکرار می کنید، تصویری ذهنی برای خود می سازید که فرد مقابل را جذب کرده اید و از آن لذت می برید.

در آخر، ذهن ناخودآگاه خود را با عناصر جذبه برنامه ریزی کنید، پیوسته «طوری رفتار کنید که گویی» یک فرد باجذبه در سطح جهانی هستید. تصمیم بگیرید طوری راه بروید، صحبت کنید، سر و دست خود را تکان دهید و لبخند بزنید که گویی قبلاً تاثیری مغناطیسی روی فردی که با او ارتباط برقرار می کنید، گذاشته اید. اجازه دهید عکس العمل های شرطی تان راه را به شما نشان دهند. شما نباید «کاری کنید» که این اتفاق بیفتد، بگذارید خودش اتفاق بیفتد. شما قبلاً قدرت جذبه را تجربه کرده اید. اکنون باید جذبه خود را باور داشته و از آن لذت ببرید.

همیشه «در لحظه» باشید. برای یک فرد باجذبه، حال تنها زمان است. هیچ «دفعه بعد»، هیچ «فردا» و هیچ «دوباره سعی خواهم کرد» وجود ندارد. تنها زمانی می توانید باجذبه باشید که کاملاً بر فرد مقابل متمرکز شوید و نه چیز دیگر. همان گونه که رام داس می گوید: «اکنون اینجا باش!».

فصل سی و نهم جذبه را به کار بیندازید

نیمی از جهان افرادی هستند که چیزی برای گفتن دارند و نمی توانند بگویند و نیم دیگر افرادی که چیزی برای گفتن ندارند و همیشه حرف می زنند.

رابرت فراست

توانایی شما برای جذب دیگران به لحاظ اجتماعی مانند گیلاس روی دسر و به لحاظ حرفه ای مانند پول در بانک است. تصور کنید جذبه ای که به تازگی به دست آورده اید، چه ارش بی اندازه ای در دنیای اجتماعی شما خواهد داشت. به راحتی دوستان جدید پیدا می کنید، به فردی تبدیل می شوید که در یک مهمانی همه دوست دارند با او صحبت کنند، دوستان و خانواده خود را به نشاط می آورید و افراد کاملاً غریبه را هم جذب می کنید.

کلید پیشرفت

آیا می توانید مزیت هایی را که مهارت های جذبه در دنیای تجارت به شما خواهند داد، تصور کنید؟ خرید مشتری هایتان را بیشتر خواهید کرد. هنگام خرید به قیمت های پایین تر و فروش به قیمت های بالاتر به طور مثورتری مذاکره خواهید کرد.

شرکت، شما را به عنوان فرد کلیدی برای بستن قراردادهای تجاری مهم انتخاب خواهد کرد. همکاران و روسا به دنبال فرصتی خواهند بود که با شما صحبت کنند، زیرا آنها نه فقط برای هوش که برای جذبه شما نیز ارزش قائلند.

دستمزد بیشتری دریافت کرده و سریع تر پیشرفت خواهید کرد. ارزش فردی و تجاری شما بیشتر از حدی خواهد شد که قبلاً انتظارش را داشته اید.

اکنون همه چیز به انتخاب شماست. شما چیزی برای از دست دادن و چیزی برای به دست آوردن ندارید. چه کسی از بودن در کنار فردی که از او تقدیر می کند، به او اهمیت می دهد، به صحبت هایش گوش داده و پاسخ می دهد و به او احساس مهم بودن و ارزشمند بودن می دهد، لذت نمی برد؟ چه کسی دوست ندارد که وقتش را با یک فرد باجذبه بگذراند؟ شما دوست ندارید؟

بخش ویژه قدرت جذبه در گفت و گوی تلفنی

بسیاری از ما زمان زیادی پای تلفن صرف می کنیم. با پیدایش تلفن همراه، بیشتر مردم در هر جایی که تصورش را کنید با این وسیله دائم در حال حرف زدن هستند. بالا بردن جذبه در گفت و گوهای تلفنی می تواند تاثیرگذاری شما را در برخورد با دیگران به طرز چشمگیری افزایش دهد. این تکنیک های ساده را امتحان کنید.

مرحله اول: تاثیر اول

حتماً این سخن قدیمی را شنیده اید که: «هرگز شانس دومی برای تاثیری که اولین با روی فرد می گذارید، به دست نمی آورید.» تاثیر اول اغلب نه رو در رو، بلکه تلفنی ایجاد می شود.

در واقع بسیاری از متخصصان فروش و تاجران هرگز با مشتری خود رو در رو ملاقات نمی کنند؛ آنها فقط تلفنی تجارت می کنند. آنها به کمک این تکنیک موفق هستند، زیرا شخصیت تلفنی خود را چنان بالا می برند که باجذبه و متقاعد کننده به نظر می آیند.

مرحله دوم: برای این که ببینید یک فرد چطور صحبت می کند و چطور گوش می دهد، به دنبال سرنخ بگردید

شروع یک گفت و گوی تلفنی فرصت بزرگی برای شماست تا ببینید فرد از آن طرف خط چگونه ارتباط برقرار می کند. شما به زودی متوجه خواهید شد که محور گفت و گو درباره چیزهایی است که فرد به آنها عقیده دارد، یا درباره احساس او به آن چیزهاست. روان شناسان آنها را نشانه، به ترتیب نشانه های سیستماتیک (نظام مند) و نشانه های اکتشافی می نامند. ما به آنها سرنخ می گوییم.

کلماتی که افراد هنگام صحبت کردن انتخاب می کنند و حالتی که هنگام صحبت کردن دارند، سرنخ هایی هستند که به ما نشان می دهند در آن لحظه چه چیزی برای آنها مهم است. وقتی با افراد دیگر صحبت می کنید و به صحبت های آنها گوش می دهید، آماده باشید که خود را با شیوه مورد استفاده آنها در برقراری ارتباط هماهنک کرده و با همان شیوه به آنها پاسخ دهید.

جزئیات در مقابل هیجانات

دیگران درباره احساسات و هیجانات صحبت می کنند؛ شما درباره واقعیات و ارقام. نتیجه چه می شود: دلزدگی! یا بر عکس آنها درباره اعداد و منطق صحبت می کنند؛ شما درباره حالات و هیجانات. نتیجه چه می شود: فاجعه!

مرحله سوم: آنچه را که افراد می خواهند به آنها بدهید

اگر می خواهید باجذبه باشید، این نکته را به خاطر داشته باشید: به فکر خود نباشید؛ خودتان را فراموش کنید؛ در خدمت فرد مقابل باشید. وقتی با کسی تلفنی صحبت می کنید، طوری با ذهنی تلفن رفتار کنید که گویی گوش فرد است که با آن صحبت می کنید. به گرمی و با ملایمت صحبت کنید. با صدای خود آن را نوازش دهید. این کمک خواهد کرد چیزی که می خواهید بگویید صمیمی تر، با محبت تر و خودمانی تر به نظر برسد.

اکنون بیست و دو ایده موثرتری را ذکر می کنیم که همواره به شما کمک می کند در گفت و گوی تلفنی باجذبه تر شوید.

  1. فرد مقابل را تشویق به صحبت کنید. وقتی نوبت به شما می رسد که صحبت کنید، وارد صحبت های کوتاه یک طرفه نشوید. برعکس، سوال بپرسید و با دقت به پاسخ ها گوش دهید. هرچه بیشتر گوش کنید، باجذبه تر به نظر می رسید.
  2. واضح، ساده و روراست صحبت کنید. اگر فرد مقابل زبان معمولی بدون کلمات پیچیده به کار می برد، شما هم همین کار را باید انجام دهید. به کار بردن کلمات قلنبه سلمبه باعث احساس برتری شما شده و ایجاد مانع می کند. از هرگونه زبانی که فرد مقابل را از دور خارج می کند، دوری کنید.
  3. با دقت گوش دهید، چون این تنها روشی است که می توانید یاد بگیرید. بیشتر افراد، به خصوص در گفت و گوی تلفنی صحبت کردن را به گوش دادن ترجیح می دهند. در برابر این گرایش مقاومت کنید و هرگاه فرد مقابل می خواهد صحبت کند، با دقت و تمرکز گوش دهید.
  4. شنونده صبوری باشید. گرچه ممکن است بعد از چند کلمه اولی که آنها می گویند آماده پاسخ دادن باشید، اما اجازه دهید افکارشان را کامل کرده و احساساتشان را بروز دهند تا این که نوبت به شما برسد.
  5. شنونده فعالی باشید. از اصوات و الفاظ تاییدی و اطمینان بخش از قبیل، «آها»، «بله، متوجه شدم»، «اوم»، «واقعاً»، «نگو»، «البته» و امثال اینها استفاده کنید. این علامت ها به فرد مقابل نشان می دهد که شما کمالاً درگیر حرف های او هستید.
  6. بدون آن که کسی را برنجانید، صحبتش را قطع کنید. قطع کردن صحبت کسی می تواند به معنای نفی چیزی که فرد می گوید و به آن فکر می کند باشد؛ این نوعی تحقیر است. اگر حتماً باید حرف کسی را قطع کنید، همیشه قبل از آن عذرخواهی کنید. چیزی مثل این بگویید: «مرا به خاطر این که حرف تان را قطع می کنم ببخشید، ولی نمی خواهم این نکته را فراموش کنم».
  7. از مثال ها و داستان های کوتاه و تصویری استفاده کنید. خشک و بی روح بودن کسالت آور است. وقتی نوبت به شما می رسد که صحبت کنید، با نظرات خود یک تئاتر کوچک بازی کنید. آن روز فقط «یک روز آفتابی» نبود، بلکه یک «روز گرم، شاد، نشاط آور و آفتابی بود» رنگارنگ و مصور باشید.
  8. هرگز جسارت نکنید. بدون توجه به این که چه قدر گفت و گو دوستانه است، هرگز سطح آشنایی را بیش از آنچه که فرد مقابل تعیین کرده است، گسترش ندهید؛ به خصوص زمانی که پای شوخی وسط می آید. اگر نمی توانید چیزی را به پدر و مادر خود بگویید، آن را به کس دیگری هم نگویید.
  9. حمله نکنید. سرعت خود را کم کنید و از درجات بم تر صدای خود استفاده کنید. سرعت کمتر و صدای بم تر در گفتار خیلی جذاب تر از سرعت بیشتر و صدای زیرتر است.
  10. از مکث ها استفاده کنید. وقتی شما و وفردی که با او صحبت می کنید، برای فکر کردن به فرصت نیاز دارید، لحظه ای مکث کنید. با گفتن: «یک دقیقه دست نگه دار تا درباره آن فکر کنم»، یا «یک لحظه اجازه بده تا فکر کنم» به فرد مقابل هشدار دهید. وقتی مکث می کنید، خیلی طولش ندهید وگرنه به شما خواهند گفت: «سلام، ایناجیی؟»
  11. هنگام دادن اطلاعات اغراق نکنید. اطلاعاتی به افراد بدهید که نیاز دارند، نه بیشتر. بعضی افراد وقتی اطلاعات زیادی در اختیارشان قرار بگیرد، در تصمیم گیری و نتیجه گیری دچار تردید می شوند. چیزی به آنها نگویید که نمی خواهند یا نیازی به دانستن آن ندارند. هشیار باشید که اشتیاق بیش از حد شما می تواند سطح علاثه آنها را سرریز کند.
  12. نسبت به حالات و نگرانی های افراد همدل باشید. اگر آنها غمگین هستند شما هم به خاطر آنها غمگین باشید؛ اگر خوشحال هستند، شما هم به خاطر آنها خوشحال باشید. اگر سعی می کنید نتیجه یا ایده ای را در اختیار افراد قرار دهید، به خاطر داشته باشید که آنها به چشم دوستی به شما نگاه می کنند که نگران آنهاست، آنها دوست دارند که افکار یا نظرات خود را تغییر دهند.
  13. صدای خود را جان دار و پرانرژی نگه دارید. درجه صدا و سرعت کلمات خود را تغییر دهید. وقتی نظرات مهم ترین می دهید سرعت خود را کم کنید؛ نکات محرمانه تر را ملایم تر بگویید. هنگام گفتن جزئیات و اطلاعات کم اهمیت سرعت بگیرید. هیچ چیز خسته کننده تر و ملال آورتر از صدای کینواخت و کسل کننده نیست. این صدا از قرص خواب آور هم قوی تر است.
  14. احساسات خود را ابراز کنید. صدا و رفتارتان باید ترسیم کننده یا اشتیاق، نگرانی، هیجان و لذت شما باشد. شما می خواهید جدیت، حتی شدت اعتقادات خود را بیان کنید. اما مراقب باشید که افراط نکنید، چون در آن صورت اغراق می کنید.
  15. در گفت و گوی تلفنی لبخند بزنید. لبخند می تواند هم شنیده و هم احساس شود. لخند شکل دهان شما را تغییر می دهد، که بر تن صدایتان تاثیر می گذارد. اگر هنگام صحبت کردن لبخند بزنید صدای شما گرم تر و دوستانه تر به نظر خواهد رسید.
  16. به افراد احساسی را بدهید که از آنها می خواهید. اگر می خواهید آنها هیجان زده باشند، باید هیجان زده به نظر برسید. اگر می خواهید خاطر جمع باشند، باید خاطرجمع به نظر برسید. اگر احساسی به افراد ندهید آنها هم هیچ حسی به شما نمی دهند.
  17. بر صحبت درباره موضوع مورد علاقه فرد مقابل تمرکز کنید. اطمینان دهید که ایده ها، نظریات و علایق او در گفت و گو همیشه مهم ترین هستند.
  18. در برابر نصیحت کردن مقاومت کنید. این تکنیک در گفت و گوی تلفنی و هنگامی که با کسی شخصاً صحبت می کنید، به کار می رود. اگر شخصی دنبال نصیحت است وسوسه نشوید و پاسخی ندهید. در عوض بپرسید: «فکر می کنی چه کار باید انجام دهی؟»
  19. همیشه اجازه بخواهید. وقتی افراد دنبال نصیحت نیستند، اما شما می دانید که به آن نیاز دارند، سعی کنید بگویید: «می توانم پیشنهادی بدهم؟» همیشه باوقار باشید.
  20. در برابر عصبانیت و رفتار پرخاشگرانه با ملایمت پاسخ دهید. اگر با همان رفتار پاسخ دهید، شاید در نبرد احساسی برنده شوید اما مطمئناً جنگ جذبه را خواهید باخت. به خاطر داشته باشید که پاسخ ملایم از به وجود آمدن خشم جلوگیری می کند.
  21. تا قبل از مقطع کردن تلفن دست از باجذبه بودن برندارید.

مطمئن شوید که هر کلمه، از جمله خداحافظی را با جذبه به زبان می آورید. آیا تا به حال با کسی تلفنی صحبت کرده اید که ناگهان گفت و گو را قطع کند؟ این باعث می شود که با خود بگویید آیا او منظورش را بیان کرد، این طور نیست؟

  1. خود را مشاوری برای شنونده بدانید. سعی کنید مانند بهترین مشاوری که به یاد می آورید، مطلع، صبور، مهربان، بامحبت، علاقه مند، خونگرم، تایدی کننده و حامی باشید. بکوشید واقعاً سودمند و صمیمی باشید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

همین امروز تصمیم بگیرید که در گفت و گوی تلفنی پیام دهنده عالی و باجذبه ای شوید. ابتدا، این پیشنهادها را روی یک تکه کاغذ بنویسید و هر وقت تلفنی صحبت می کنید آنها را جلوی رویتان بگذارید. گاهی آنها ار هنگام صحبت کردن مرور کرده و به دنبال فرصتی برای استفاده از آنها باشید.

سپس، با گفت و گوی تلفنی مثل ملاات مهمی که با یک مشتری ویژه دارید، برخورد کنید. خود را از شر تمام حواس پرتی ها خلاص کرده و مصممانه بر صدای فرد مقابل تمرکز کنید.

این مهارت ها با اندکی توجه و تمرین، در زندگی اجتماعی شما بسیار ارزشمند و در تجارت و حرفه شما قیمتی خواهند شد؛ در واقع، این تکنیک ها کیفیت روابط شما را به اندازه تمام کارهای دیگری که انجام می دهید، بالا می برند.

کلاس و دروه های آموزش فن بیان ,نفوذ در دیگران , سخنوری ,مجری گری ,ارتباط موثر  ,چگونه جذاب باشید و کاهش لهجه 

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن : 05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید. 


مشاوره رایگان همین حالا تماس بگیرید!!
دوره های حضوری و غیر حضوری از تمام کشور
مشاوره رایگان دوره های مدیریت : 05138911180 و یا 09303702299