صفحه اصلی » مقالات مدیریتی »  مدیریت کدام است: علم یا هنر یا فلسفه؟
مدیریت اجرایی MBA
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

 مدیریت کدام است: علم یا هنر یا فلسفه؟

مدیریت کدام است؟

مدیریت:

مدیریت در مکاتب مختلف علمی و فلسفی متفاوت است چرا که هر یک از این مکاتب دارای یک فلسفه هستند. برای مثال وقتی از لیبرالیسم اقتصادی نام می بریم یک تفکر و فلسفه پشت آن نهفته است و بر اساس این فلسفه، اقتصادش را تعریف می کند. همچنین آیت الله صدر با نوشتن کتاب اقتصاد اسلامی، یک فلسفه و جهان بینی خاصی داشته و مدل های ویژه این نوع اقتصاد را هم تعریف کرده است. کسانی که مدیریت می کنند نیز در وهله اول دارای یک فلسفه هستند.
بنابراین مدیریت عبارت از معرفتی است که هم فلسفی است، هم هنری و هم علمی و اگر کسی بگوید مدیریت به تنهایی فلسفه، هنر یا علم است حرف درستی نیست بلکه ترکیبی از تمامی عوامل یاد شده است.مدیریت چون بینش دارد پس فلسفی است و هر مدیری بر اساس بینش و دیدگاه خود ابزارهای علمی مدیریت را بکار می گیرد.
اما مدیریت هنر هم هست چرا که ترجمان عملی یافته های فلسفی و علمی است. یعنی ما برای مدیریت درست و حساب شده، نه فقط لازم است فلسفه بدانیم و به لحاظ علمی کاربرد آن را فرا بگیریم بلکه بایستی کاربرد آن را درعمل هم تجربه کنیم در غیر این صورت مانند یک عالم بی عمل خواهیم بود.
همچنین مدیریت معرفتی هم ارثی و هم اکتسابی است، یعنی مدیران فردا را می توان در جمع کودکان امروز پیدا کرد و مثل هر استعداد دیگری، خداوند این استعداد را هم در وجود بشر قرار داده است. اما بخش دیگر مدیریت اکتسابی است به این معنا که انسان می تواند آن را بدست آورده و رشد دهد.
در سال ۱۹۶۹ نخبگان و بزرگان علم مدیریت که امروزه نیز کتابهای آنها تدریس می شود در کنفرانسی با نام «به طرف وحدت تئوریکی مدیریت» در واشنگتن دور هم جمع شدند. در واقع هدف آنها این بود که بفهمند آیا نسخه واحدی از علم مدیریت وجود دارد که بتوان آن را در تمام سازمانها و شرکتها بکار برد و جواب مثبت گرفت؟
نتیجه این کنفرانس پس از انتشار این بود که: «مدیریت جنگل منظم تئوری هاست» به این مفهوم که به اندازه مشکلاتی که در ساختار مدیریت ممکن است ظهور و بروز پیدا کند، درختها و راه حل های گوناگونی نیز وجود دارد که باید به فراخور آن مشکل و سازمان مربوطه گسترش داده شود. در این راستا هنر یک عالم مدیریت این است که بداند در این جنگل تئوری ها، از کدام درخت در هنر مدیریت استفاده کند. برای مثال وقتی مدیری از منطقه خارگ به لاوان منتقل شود باید ویژگی ها و تفاوت های دو منطقه را درک کرده و در مدیریت خود این تفاوت ها را به کار بندد.
وقتی که مشورت را در کارهایمان به کار می گیریم و جنبه های نظری آن را هم در علم مدیریت فرا می گیریم در واقع یافته ای فلسفی و علمی را به یکدیگر پیوند زده، در سازمان مورد نظر پیاده نموده و این آموخته ها را به زبان عملیاتی ترجمه کرده ایم. همچنین اگر بخواهیم از زنجیره های مارکوف که در ریاضیات کاربرد فراوانی دارد در برنامه ریزی نیروی انسانی یک شرکت استفاده کنیم، با این کار یک یافته علمی را در عمل تجربه کرده ایم. پس نتیجه اینکه همه علوم به هنر مدیریت نیازمندند.

دکتر عاصمی پور


مشاوره رایگان همین حالا تماس بگیرید!!
دوره های حضوری و غیر حضوری از تمام کشور
مشاوره رایگان دوره های مدیریت : 05138911180 و یا 09303702299