صفحه اصلی » مهارت های ارتباطی » راه نفوذ در دلها (برایان تریسی)
مدیریت اجرایی MBA
دوره مدیریت فروش و بازاریابی حرفه ای

راه نفوذ در دلها (برایان تریسی)

چگونه دیگران را متقاعد کنید

فصل ۱: معنای جذبه و گیرایی

وقتی جان اف. کندی تبسم می کرد، می توانست روی پرنده ای که بر درختی نشسته بود، تاثیر بگذارد.

سیمور جان

وقتی درباره جذبه و گیرایی صحبت می کنیم، اشاره مان به رعایت ادب در سر میز شام نیست، اشاره مان به چهره زیبا نیست، اشاره مان به طرز لباس پوشیدن نیست. ما درباره موضوعی به مراتب عمیق تر حرف می زنیم. جذبه واقعی چیزی است که فراتر از صورت ظاهر می رود. منظور آن توانایی است که بعضیها دارند و چنان ارتباط موثری برقرار می سازند که دیگران در حضورشان احساس استثنایی بودن بکنند. جذبه و گیرایی از کیفیتی برخوردار است که به آن قدرتمندانه و توام با احساس و عاطفه واکنش نشان می دهیم، و این امری خود به خود و غریزی است.

 

کلاس و دروه های آموزش فن بیان ,نفوذ در دیگران , سخنوری ,مجری گری ,ارتباط موثر  ,چگونه جذاب باشید و کاهش لهجه 

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن : 05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید. 

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

از حالا به بعد جذبه و گیرایی را مهارت و کیفیتی شخصی بدانید که می توانید با انجام دادن کارهایی که اشخاص بانفوذ و با جذبه می کنند، آنها را بیاموزید. می توانید تبدیل به کسی شوید که روی دیگران تاثیر می گذارید.

فصل ۲: جذبه و گیرایی در عمل

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

به گیراترین کسی که می شناسید فکر کنید. رفتارش را مرور کنید. ببینید چه می کند که دیگران مجذوب او می شوند. تاثیر رفتار او را بر دیگران احساس کنید. از این رفتار انگیزه بگیرید، او را الگوی خود قرار دهید- گیرا، با جذبه، متقاعد کننده و تحسین برانگیز.

فصل ۳: کاری که جذبه و گیرایی می تواند انجام دهد

آنها که از گیرایی برخوردارند معمولاً دیگران را به شنیدن حرفهایشان تشویق می کنند و اغلب فرصتهای فراوان به دست می آورند. از فرصتهای مناسبی برخوردار می شوند که دست دیگران از آن کوتاه است. به سادگی مورد بخشش قرار می گیرند و حال نکه اگر دیگران همان کار آنها را بکنند، چهار میخ می شوند. اشخاص برای خدمت کردن به آنها از خود مایه می گذارند، از مسیر خارج می شوند تا برایشان کاری صورت دهند.

احساس میلیونی

به این فکر کنید کدام قدرت می تواند کاری کند که شخص درباره خودش احساس خوشایندی پیدا کند. حد و اندازه ای برای آن متصور نیست. رهبران بزرگ سیاسی همه این جذبه را به نمایش می گذارند. بازرگانان و تجار بزرگ و موفق از آن بهره ها دارند. مجریان بزرگ برنامه ی نمایشی از آن به سود خود استفاه می کنند. هر کس با مردم سر و کار دارد، می تواند از جذبه و گیرایی به سود خود استفاده کند.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

از امروز تصمیم بگیرید که می خواهید قدرت گیرایی را در خود ایجاد کنید و از آن در روابطی که با دیگران دارید، استفاده نمایید. این تصمیم گیری شما را به روی همه کارهایی که می توانید بکنید تا به دیگران احساس خوشایندی بدهید، می گشاید.

فصل ۴: چگونه هر کسی را تحت تاثیر قرار دهیم

روانشناسان به ما می گویند که جوهر شخصیت، عزت نفس است. انسان موجودی به شدت احساسی و عاطفی است. انسان به طور احساسی تصمیم می گیرد و بعد آنها را به طور منطقی توجیه می کند. انسانها به شکل قدرتمندی تحت تاثیر میحط احساسی و عاطفی خود هستند، به خصوص در برابر رفتار دیگران در قبال آنها حساسیت دارند.

رمز و راز جذبه و گیرایی

انسان از اعماق وجود خود می خواهد احساس ارزش و ارشمند بودن بکند. اگر به کسانی که در حضور شما هستند احساس مهم بودن بدهید، در نظر آنها جذبه و گیرایی شما افزایش می یابد.برایان تریسی می نویسد این رفتارهای کلیدی را می توان به پنج دسته تقسیم کرد:۱-پذیرش۲-سپاسگزاری۳-تایید۴-تصدیق۵-توجه

پذیرش: بزرگ ترین هدیه ای که می توانید به کسی بدهید، نگرش “توجه مثبت بی قید و شرط” است.به عبارت دیگر،دیگران را با تمام وجودشان و به شکلی که هستند، می پذیرید و محدودیتی قائل نمی شوید.در آنها نه مترصد عیب و ایراد می شوید، و نه از آنها انتقاد می کنید. به طور کامل آنها را به شکلی که هستند،می پذیرید.انگار که معجزه طبیعت هستند. این نقطه شروع رسیدن به جذبه و گیرایی است.اما چگونه پذیرفتن بی چون و چرا را ابراز می کنید؟بسیار ساده است.تبسم می کنید!وقتی با دیدن اشخاص با شادی به انها لبخند می زنید، عزت نفس آنها خود به خود افزایش پیدا می کند.آنها احساس خوبی درباره خودشان پیدا می کنند. احساس مهم بودن و ارزشمند بودن می کنند. در ضمن، کسی را که این احساس را به انها می دهد، گرامی می دارند.در نظرشان، شما از جذبه و گیرایی برخوردار می گردید.

قدرشناسی و سپاسگزاری: هرگاه از دیگران به خاطر کاری که کرده اند قدرشناسی می کنید، بر عزت نفس آنها می افزایید. به آنها احساس ارزشمند بودن می دهید، به آنها این احساس را می دهید که موجوداتی مهم هستند. این گونه خود را با صلاحیت و توانمند احساس می کنند.تصویر ذهنی آنها رشد می کند و احترام به خود و حرمت نفسشان افزایش می یابد. اما چگونه این احساس عالی و خوشایند را به دیگران می دهید؟ بسیار ساده است.از آنها تشکر می کنید! در هر موقعیتی به آنها می گویید:متشکرم. عادت می کنید که از همه مردم جهان برای هر کاری که می کنند تشکر کنید. از همکارتان به خاطر کاری که می کند تشکر کنید، از فرزندانتان به خاطر کارهایی که می کنند و شما از آنها لذت می برید، تشکر کنید.

در اینجا به سود دوگانه و دو برابر می رسید. هرگاه به کسی تبسم می کنید و از او تشکر می نمایید، نه تنها عزت نفس و احساس مهم بودن او افزایش می یابد، بلکه خود شما هم احساس مهم بودن می کنید. هروقت کاری می کنید یا حرفی می زنید که در اثر آن دیگران خودشان را دوست و گرامی می دارند، خود شما لذت می برید. هرچه شما خودتان را بیشتر دوست داشته باشید،دیگران را به همان نسبت بیشتر دوست می دارید.و هرچه بیشتر خودتان را بیشتر دوست بدارید، کمتر نگران آن می شوید که آیا روی دیگران تاثیر خوب بر جای می گذاریدیا نمی گذارید.این گونه بر گیرایی خود می افزایید.

تایید و تصدیق: می گویند:بچه ها به خاطرش گریه می کنند، و مردان در طلب آن می میرند. در تمام مدت زندگی، همه انسان ها در ذهن نیمه هشیار خود به شدت نیازمند آن هستند که اعمال و رفتار و دستاوردهایشان مورد تایید و تصدیق واقع شود. هیچ اندازه ای از تایید و تصدیق برای همیشه باقی نمی ماند و احساس رضایت نمی دهد. این نیازی ادامه دار است، مانند نیاز به غذا و استراحت.کسانی که پیوسته مترصد فرصتی هستند که تایید و تصدیق خود را ابراز کنند، به هر جایی که بروند با استقبال روبرو می گردند.شاید بهترین تعریف تایید و تصدیق،”تحسین کردن” باشد. هرگاه از دیگران به خاطر کارشان تعریف می کنید، عزت نفسشان افزایش می یابد، نسبت به خود احساس خوبی پیدا می کنند.شما در نظرشان جالب تر به نظر می رسید، موجودی به شدت دوست داشتنی و جاذب و گیرا چهره می کنید.

تحسین کردن: همان طور که آبراهام لینکن می گوید: همه موفق شدن را دوست دارند.وقتی دیگران را با تمام وجود تعریف و تحسین می کنید، خود به خود احساس بهتری درباره خودشان پیدا می کنند. احساس می کنند که کارشان را دیده اند و تحسین می کنند. احساس مهم بودن می کنند. خودشان را بیشتر دوست می دارند، شما را هم بیشتر دوست می دارند.تعریف کردن از کسی به خاطر مقاله ای که نوشته است، تعریف کردن از دیگران به سبب حرفی که زده اند یا ویژگی خاصی که بروز داده اند، و مثلا تعریف کردن ازاشخاص به خاطر سروقت بودن یا داشتن استمرار و مداومت، همه و همه نمونه هایی هستند که می توان به آنها اشاره کرد. همیشه مترصد کاری باشید که از آن تعریف کنید، و هرگاه که شما متوجه چیزی می شوید،طرف مقابل شما را بیشتر دوست خواهد داشت و در شما جذبه و گیرایی بیشتری مشاهده خواهد کرد.

توجه کردن: شاید این از همه کیفیات مهم تر باشد. این قدرتمندترین اقدامات و رفتارها برای ایجاد عزت نفس و کلید رسیدن به جذبه و گیرایی فوری است. وقتی به دیگران توجه فراوان می کنید، احساس مهم بودن بیشتر می کنند و به همان اندازه شما را بیشتر دوست می دارند.

این پنج ابزار قدرتمند در خدمت افزایش عزت نفس نیز هستند که وقتی با تمرین کردن بر آنها احاطه کامل پیدا کنید، تبدیل به یکی از نفوذی ترین اشخاص در اجتماع و محیط کارتان می شوید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

این بار که اشخاص مطرح در زندگی خود را می بینید، یا با یکی از همکارانتان روبرو می گردید، این تمرین را با او انجام بدهید: تصور کنید وقتی جوان بودید، دوست عزیزی داشتید که با او درباره تجارب عاطفی و احساسی خود حرف می زدید، اما سالها گذشت و تماس شما با او قطع شد. نمی دانید دوستتان کجا رفته است. تا اینکه یکی از روزها در حالیکه در خیابان قدم می زنید و یا شاید درگیر یک کار اجتماعی هستید، ناگهان او را پیدا می کنید، شوکه می شوید، حیرت می کنید. خاطرات خوش گذشته در ضمیرتان جاری می شود. چشمانتان برق می زند. تنها موضوعی که می توانید به آن فکر کنید این است: «تو هستی!»

حالا وقتی دوباره کسی را می بینید که برایتان مهم است، به خصوص اگر عزیزان و دوستان نزدیک خود را می بینید، همین احساس را در خود ایجاد کنید. طوری رفتار کنید که انگار مدتهاست آنها را ندیده اید. طوری رفتار کنید که انگار از دیدن آنها شادمان شده اید. تبسم کنید و سرتان را به علامت احترام پایین بیاورید. همه توجه تان را به آنها بدهید. با آنها طوری رفتار کنید که انگار در این لحظه یکی از مهم ترین اشخاص زندگی خود را یافته اید. بدون توجه به اینکه آنها چه کسانی هستند، در نظر آنها شما از گیرایی خاصی بهره خواهید داشت.

فصل ۵: معجزه گوش دادن

توانایی شما در خوب گوش دادن و شنونده خوب بودن در مکالمات اجتماعی یا بازرگانی، می تواند به اندازه هر مهارت دیگری به شما کمک کند. از جمله مهم ترین کیفیات یک رهبر، توانایی جمع آوری اطلاعات از طریق سوال کردن و گوش دادن دقیق به حرفهایی است که دیگران می زنند.

چهار کلید مهم در گوش دادن موثر

هر کتاب، مقاله یا دوره آموزشی درباره این موضوع در نهایت به نتیجه گیری مشابهی می رسد : گوش دادن موثر از چهار رکن مهم تشکیل می شود. اگر بتوانید انها را رعایت کنید، (( بهره گیرایی )) شما سر به فلک می کشد.

  1. با تمام وجود گوش کنید

بدون قطع کردن صحبت طرف مقابل، گوش بدهید. سکوت را کاملا رعایت کنید. انگار در این لحظه در دنیا چیزی مهم تر از حرفی که او می زند وجود ندارد. اگر کسی می خواهد، به خصوص در منزل، با شما حرف بزند، بلافاصله فعالیتهای دیگرتان را متوقف سازید و با تمام وجود به حرفهای او گوش بدهید. تلویزیون را خاموش کنید، روزنامه یا کتاب را ببندید و با تمام وجود به حرفی که زده می شود، گوش بدهید. این رفتار شما بلافاصله مورد توجه و شناسایی قرار می گیرد و به شما قدرت احساسی و عاطفی قدرتمندی در صحبتها می دهد. طوری گوش بدهید که انگار مجذوب صحبتهای طرف مقابل شده اید. تصور کنید چشمان شما در حکم لامپ ماورای بنفشی هستند که صورت دیگران را برنزه می کنند. وقتی صحبت کننده متوجه شود که طرف مقابل با تمام وجود به حرفهایش گوش می دهد، به لحاظ زیست شیمیایی تحت تاثیر قرار می گیرد. مغزش اندروفین تولید می کند، که این ماده طبیعی شاد کننده است و سبب می شود شخص درباره خودش احساس بهتری پیدا کند، عزت نفسش افزایش می یابد و او خودش را بیشتر دوست می دارد. از همه مهم تر، او شما را بیشتر دوست می دارد، که این به دلیل خوب گوش دادن شما به صحبت است. سود این کار فوق العاده است.

  1. قبل از جواب دادن مکث کنید

به جای اینکه تا گوینده برای کشیدن نفس مکث می کند رشته سخن را به دست بگیرید، سه تا پنج ثانیه مکث کنید. بگذارید سکوتی حکمفرما شود. ارام بگیرد. وقتی مکث می کنید، سه اتفاق می افتد که همه انها خوب هستند. اول، از قطع صحبت طرف مقابل خودداری می ورزید، چه بسا او مکث کوتاهی کرده تا مطلبی را به یاد بیاورید. دوم، با مکث کردن به گوینده می گویید که حرفهایش مهم هستند و شما به دقت انها توجه دارید. این بر ارزشهای شخصی گوینده می افزاید و شما را شخصی جذاب تر و گیراتر و در ضمن هوشمندتر می بیند. سوم، شما به راستی حرف گوینده را می شنوید. نه تنها به حرفی که زده توجه می کنید، بلکه به منظور او دقیق میشوید و با عمق بیشتری به صحبتهایش گوش می دهید. یک بار این را امتحان کنید و نتیجه اش را ببینید.

  1. برای روشن تر شدن مطلب سئوال کنید

هرگز فرض را بر این نگذارید که لزوما منظور گوینده را درک کرده اید. به جای ان، با طرح سئوالاتی از قبیل (( منظورتان از این صحبت چیست ؟ )) یا (( دقیقا چه می خواهید بگویید ؟ )) به گوینده کمک کنید تا منظور خود را بهتر بیان کند. در اینجا به یکی از مهم ترین قواعد مربوط به برقراری ارتباط می رسیم : کسی که سئوال می کند، کنترل را در دست دارد. کسی که به سئوال جواب می دهد، از سوی کسی که سئوال می شود کنترل می گردد. وقتی کسی به سئوال جواب می دهد، ۱۰۰ درصد توجهش به حرفی است که می زند. نمی تواند به موضوع دیگری فکر کند، بلکه به طور کامل از سوی سئوال کننده کنترل می شود. نکته ظریف توجه دیگران را به خود جلب کردن با این روش این است که سئوالات هوشمندانه بکنید. تمام ارتباط برقرار کنندگان بزرگ این را می دانند و مطابق ان رفتار می کنند.

  1. حرفهای گوینده را به زبان خود خلاصه کنید و به او تحویل دهید

این ازمون گوش کردن موثر است. این ثابت می کند که شما به واقع به صحبتها توجه کرده اید و تنها به ظاهر وانمود به گوش دادن ننموده اید. وقتی کسی صحبتش را تمام می کند، لحظاتی مکث کنید و بعد به او بگویید : (( با این حساب، شما این کار را کرده اید و بعد این اتفاق افتاد و شما تصمیم گرفتید که چنین حرفی بزنید، درست می گویم ؟ )) تنها زمانی که صحبت کننده تایید کرد شما حرفهای او را به دقت شنیده اید، می توانید به حرف زدنتان ادامه بدهید. می توانید یا سئوال دیگری مطرح کنید، و یا روی حرفی که زده شده اظهار نظر نمایید.

چرا زنان مستمعین بسیار خوبی هستند

به طور کلی، زنان بیشابیش مستمعین بسیار خوبی هستند. با توجه با اسکنهای ام آر آی، وقتی زنان با کسی حرف می زنند، هفت مرکز مغزشان درگیر می شود. اما مردها به هنگام صحبت و گوش دادن تنها دو مرکز مغزشان درگیر می گردد.

مردها معمولاً با تمام وجود به حرفهای زنان گوش نمی دهند، به خصوص اگر تلویزیون هم روشن باشد. علتش این است که مردها در هر لحظه زمانی تنها یک نهاده حسی را پردازش می کنند.

شما برای اینکه شخصیتی گیرا بشوید، باید به مهارت خوب گوش دادن تجویز شوید، به خصوص اگر مرد هستید باید به این مهم توجه داشته باشید. دست یابی به این مهارت کلیدی نیازمند رعایت نظم و ترتیب خاص است. باید از عزمی راسخ برخوردار باشید، اما پس از مدتی و به مرور به این کار عادت می کنید.

گوش دادن با یک تفاوت

گوش دادن موثر به معنای گوش دادن با یک تفاوت است. یا نهمان «گوش بده تا برات داستانی تعریف کنم» نیست، به جای آن باید دیگران را متقاعد کنید که به آنچه گفته می شود، توجه دارید.

فصل ۶: نفوذ کلام بر زنان

مهم ترین و بدیهی ترین نیازهای احساسی اغلب زنان، محبت، و توجه و احترام است. آنها با توجه به رفتار و توجه دیگران، روی آنها قضاوت می کنند. راه نفوذ کلام بر زنان، توجه ۱۰۰درصد به سخنان آنها، بدون قطع کردن رشته ی سخن است. از این رو اگر می خواهید توجه همسرتان را به خود بیشتر جلب کنید، به حرف های او خوب گوش دهید. این بار که در حضور همسرتان هستید، از اینکه درباره ی خودتان حرف بزنید خودداری ورزید. به جای آن از او سؤال کنید، درباره ی اینکه روزش را چگونه گذرانده است بپرسید. درباره ی زندگی و نگرانی هایش سؤال کنید و بعد در سکوت و با تمام وجود به جواب هایش گوش بدهید.

کمتر حرف بزنید، بیشتر گوش بدهید

این بار که در حضور همسرتان هستید، از اینکه درباره ی خودتان حرف بزنید خودداری ورزید. به جای آن، از او سوال کنید، درباره اینکه روزش را چگونه گذرانده است بپرسید، درباره زندگی و نگرانیهایش سوال کنید و بعد در سکوت و با تمام وجود به جوابهایش گوش بدهید.

تحت تاثیر قرار دادن یا تحت تاثیر قرار گرفتن؟

وقتی با همسرتان هستید، به جای اینکه درباره خودتان حرف بزنید و بخواهید او را تحت تاثیر قرار دهید، بگذارید که خود تحت تاثیر قرار بگیرید. از او سوال کنید، درباره امیدها و نگرانیهایش از او سوال کنید. از هدفها و آرزوهایش بپرسید.

هر چه بیشتر تحت تاثیر نقطه نظرها و عقایدش قرار بگیرد، هر چه بیشتر به منش و شخصیت او توجه کنید، بیشتر او را تحت تاثیر قرار می دهید. این گونه گیرایی پیدا می کنید.

 

فصل ۷: نفوذ کلام بر مردان

مردها به شدت به اینکه از گیرایی برخوردار باشند و نفوذ کلام داشته باشند، لذت می برند. زن می تواند با رفتار درست این گیرایی را به شوهرش بدهد. روان شناسان معتقدند مردان با مشکل عدم امنیت خاطر درباره ی پست و مقام خود روبرو هستند. بسیاری از آنها از این می ترسند که ناگهان همه ی دستاوردهایشان را از دست بدهند. راه نفوذ بر مردان ساده است. وقتی از مردها به خاطر موفقیت ها و دستاوردهایشان تعریف کنید، آنها تحت تأثیر قرار می دهد. وقتی زنی به شوهرش لبخند می زند، او را شاد می کند و بر عزت نفسش می افزاید- به شوهرش احساس امنیت خاطر بیشتری می دهد. هر ابرازی از تشکر و سپاسگزاری و تأیید و تصدیق دستاوردهای مرد، سبب می شود که احترام او به شما دوچندان شود.

نیاز مردان

وقتی از مردها به خاطر موفقیتها و دستاوردهایشان تعریف کنید، آنها را تحت تاثیر قرار می دهید. وقتی زنی به شوهرش لبخند می زند، او را شاد می کند و بر عزت نفسش می افزاید. به شوهرش احساس امنیت خاطر بیشتری می دهد. هر ابرازی از تشکر و سپاسگزاری و تایید و تصدیق دستاوردهای مرد، سبب می شود که احترام او به شما دو چندان شود.

فصل ۸: جان کلام و جذبه و گیرایی

بدون توجه به اینکه در ذهنتان چه می گذرد، شما با توجه به رفتارتان داوری می شوید. اگر رفتارتان به گونه ای باشد که تنفری را به نمایش بگذارید، پس تنفر دارید. اگر رفتارتان به گونه ای باشد که مهر و عشق را به نمایش بگذارد، پس عشق دارید. اگر رفتارتان به گونه ای باشد که توجه و علاقه را به نمایش بگذارد، شما توجه و علاقه دارید.

اشخاص ما را با توجه به رفتارمان مورد قضاوت قرار می دهند، مهم نیست که در درون ما چه می گذرد.

فصل ۹: قدرت توجه

گیرایی داشتن مستلزم توجه کردن با تمام وجود است. این موضوع به خصوص به هنگام گوش کردن مصداق بیشتری دارد. تا زمانی که در یک جلسه سخنرانی شرکت نداشته باشید، به خاطر سپاردن حرفهای دیگران تنها بخشی از گوش دادن است. اگر حالت شما به گونه ای باشد که انگار می گویی: «برایم مهم نیست که واکنشی به تو نشان بدهم» شنونده بسیار بدی هستید.

روابط خوب،  چه روابط اجتماعی باشد چه شغلی و حرفه ای، مبتنی بر کیفیات عیده هستند. اما چیزی مهم تر از این نیست که در نظر دیگران یک شنونده علاقه مند و با تمام وجود به حساب آیدد.

تصدیق کنید و اطمینان خاطر بدهید

باید به هنگام گوش دادن، در مقام یک تصدیق کننده و کسی باشید که به طرف مقابل اعتماد به نفس و اطمینان خاطر می دهید. کسانی که با تمام وجود گوش می دهند، حضور طرف مقابل را تایید و تصدیق می کند. به آنها اطمینان خاطر می دهند که به صحبتهایشان گوش می دهند. کسانی که با تمام وجود گوش می دهند، به طرف مقابل اطمینان خاطر می دهند که آنها مهم هستند. کاری می کنند که صحبت کننده احساس کند موجود خاصی است. هر چه روی این پیامها و علامات بیشتر تمرین کنید، گیراتر و با جذبه تر به حساب می آیید.

فصل ۱۰: تماس چشمی

اولین نشانه برقراری، تماس چشمی است. موضوعی خالص و به شدت ساده. اگر کسی به شما نگاه نکند، به حرفهای شما گوش نمی دهد.

مستقیماً با کسی که با حرف می زند، نگاه کنید

با کسی که با شما حرف می زند. تماس چشمی برقرار کنید. این گونه اشخاص متوجه می شوند آیا به حرفهای آنها گوش می دهید یا نمی دهید هر چه تماس چشمی بیشتری برقرار کنید، بیشتر درگیر و علاقه مند به نظر می رسید.

وقتی تماس چشمی خوب نباشد، هیچ اندیشه مثبتی ایجاد نخواهد شد. برای اینکه گیرا ظاهر شوید، باید به هنگام گوش دادن تماس چشمی برقرار سازید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

در گفت و گوی بعدی خود سعی کنید در لحظه اکنون باقی بمانید. اگر می خواهید از جذبه و گیرایی برخوردار باشید، باید حضور داشته باشید. با طرف مقابل یک دقیقه یا یک ساعت وقت صرف کنید. سعی کنید در لحظه باقی بمانید و به کسی که حرف می زند، توجه کنید. بدون حضور داشتن در لحظه نمی توانید گیرایی داشته باشید.

فصل ۱۱: علامت دوم، سوسو زدن

به هنگام گوش دادن، برقراری تماس چشمی برتر به مهارت دیگری احتیاج دارد. این روش برقراری تماس چشمی در واقع یک تماس چشمی برتر و شدیدتر است که ما اصطلاحاً به آن «سوسو زدن» می گوییم. جریان از این قرار است که وقتی طرف مقابل صحبت می کند. شما نگاهتان را از یک چشم او به چشم دیگرش منتقل می سازید. به عبارت دیگر، یک بار در یک چشم و لحظاتی بعد در چشم دیگر او نگاه می کنید، و به همین شکل ادامه می دهید.

چشمانتان را حرکت بدهید

اگر می خواهید دیگران ببینند که شما به حرف هایشان گوش می دهید، چشمانتان باید حرکت داشته باشند. هر چه فعالیت چشم بیشتر باشد، بیشتر درگیر و متوجه به نظر می رسید. هر چه فعالیت چشم کمتر باشد، توجه و درگیری شما کمتر است.

فصل ۱۲: علامت سوم، متمایل کردن سر

حرکتی که با بدن و سرتان ایجاد می کند، تاثیر فوق العاده ای روی سایرین دارد.

حتی سگها هم این ترفند را می دانند

اگر سکی داشته باشید، احتمالاً متوجه شده اید که به شما گوش می دهد و منظور شما را می فهمد. به همین دلیل است که می گویند سگها بهترین دوستان انسان هستند. می توانید از سگتان درس ارزشمندی بگیرید.

فصل ۱۳: علامت چهارم، سر را به علامت تأیید پایین آوردن

سر به علامت تأیید پائین آوردن، روش قدرتمند دیگری برای نشان دادن گوش کردن است ؛ که گیرایی شما را به دیگران انتقال می دهد. بعضی ها عادت دارند  که وقتی گوش می دهند، سرشان را به علامت تأیید فرود آورند، اما جمع دیگری اصولا سر تکان نمی دهند. وقتی به واکنش دیگران به هنگام گوش دادن توجه کنید، متوجه می شوید که سر به علامت تأیید پایین آوردن تا چه اندازه مهم است. وقتی این علامت وجود نداشته باشد، گیرایی شنونده و انرژی او به میزان زیاد کاهش می یابد.

سه راه برای “سر به علامت تأیید پایین آوردن” : سر تکان دادن، نشانه ی آن است که به چه خوبی گوش می دهید، چه فکری در سر دارید، و چه احساسی می کنید. در واقع، با سه نوع سر تکان دادن مواجه هستیم : سر تکان دادن آرام، سر تکان دادن کمی سریع تر و سر تکان دادن بسیار سریع.

هر یک از اینها فایده و اثر خودشان را دارند، و اغلب مردم متوجه آن می شوند.

سر تکان دادن آرام در واقع این پیام را مخابره می کند :« دارم درباره اش فکر می کنم. » این سر تکان دادن لزوما به این معنی نیست که شما موافق صحبت هستید.

بعد به سر تکان دادن کمی سریع تر می رسیم، که در واقع می گوید : « حق با شماست، حرف شما را قبول دارم. »

و سرانجام به سر تکان دادن بسیار سریع می رسیم، که می گوید : « حرفت را قبول دارم و از آنچه می گویی، به هیجان آمده ام.»

شما هم این را روی دوستانتان آزمایش کنید و نتیجه اش را ببینید.

برای اینکه بفهمید چه فاصله ای از طرف مقابل مناسب است، به واکنشهای خود وقتی اشخاص بیش از اندازه به شما نزدیک یا از شما دور می شوند،  توجه کنید. بعد آنچه را که درباره ی طرز حالت بدن با دیگران آموخته اید، مورد استفاده قرار بدهید

فصل ۱۴: علامت پنجم، زبان تن

وقتی نشسته اید، حالت بدن شما در برابر کسی که حرف می زند تا حدود زیاد موضع و علاقه ی شما به صحبت او را نشان می دهد. وقتی به سمت کسی متمایل می شوید، انگار با حالت بدنی خود به او می گویید : «به نظرم می رسد که حرفهای جالبی می زنید. شما با نیرویی جادویی مرا به سمت خود می کشید. » اما اگر در جهت خلاف کسی که حرف می زند متمایل شوید، انگار می گویید :« از حرفهایت خسته شدم. دهها کار جالب دارم بکنم که از گوش دادن به حرفهایت بهتر است. »

همه چیز مهم است

به عنوان یک قانون سر انگشتی، سعی کنید وقتی کسی با شما حرف می زند، بدنتان را به سمت او متمایل کنید. اگر پاهایتان را روی هم انداخته اید، کاری کنید زانو و ساق پایی که در رو قرار گرفته به سمت کسی که حرف می زند نشانه رود. مراقب باشید که دستهایتان روی هم نباشند. به هنگام صحبت کردن، دستهایتان را تکان بدهید. این گونه، گشادگی و پذیرا بودن را به نمایش می گذارید.

وقتی ایستاده اید. به فاصله خود با شخص طرف مقابل توجه کنید. نه فاصله ی خیلی دور مناسب است، نه فاصله ی خیلی نزدیک. برای اینکه بفهمید چه فاصله ای از طرف مقابل مناسب است، به واکنشهای خود وقتی اشخاص بیش از اندازه به شما نزدیک یا از شما دور می شوند،  توجه کنید. بعد آنچه را که درباره ی طرز حالت بدن با دیگران آموخته اید، مورد استفاده قرار بدهید.

دوایر ارتباط

سه دایره ی هم مرکز را در نظر بگیرید. تصور کنید که شما در مرکز دوایر قرار گرفته اید.

اولین دایره، در فاصله دو پایی شما از طرف مقابل قرار دارد. این یک فضای شخصی و صمیمانه است. اعضای خانواده معمولا در این فاصله از یکدیگر قرار می گیرند. اگر با همتایان تجاری و یا آشنایان خود این حد فاصل را رعایت کنید، به طور مشخص آنها را ناراحت می کنید. واکنش شما احتمالا به گونه ای است که انگار آن شخص می خواهد با چنگ زدن به صورت شما، شما را مرعوب خود سازد.

دایره دوم، حدود شش پا از شما فاصله دارد. این فاصله ی مناسبی است که باید با همتایان تجاری و یا آشنایان خود رعایت کنید. وقتی می خواهید موثر باشید، در این حد فاصله از طرف مقابل قرار بگیرید، نه نزدیک تر و نه دورتر.

دایره سوم، هشت تا ده پا از شما فاصله دارد. این دایره حفظ ایمنی و حمایت از خود است که آن را با غریبه ها لحاظ می کنید. هر حرکت ناگهانی از سوی کسی که او را نمی شناسید، می تواند شما را ناخودآگاه هوشیار و گوش به زنگ کند.

 

ابزار شما برای تأثیر گذاری بر دیگران

این بار که با کسی حرف می زنید، همه ی بدنتان را به سمت او بچرخانید و به او توجه کامل کنید. اگر به حالت نشسته هستید، به سمت او متمایل و خم شوید،انگار می خواهید به تک تک کلمات او چنگ بیندازید. به دهان و چشمان او نگاه کنید، سمت نگاهتان را روی چشمان او عوض کنید.

وقتی ایستاده اید، مراقب منطقه ی امن و راحت طرف مقابل باشید. مستقیما روبه روی او قرار بگیرید، از او دو تا چهار پا فاصله بگیرید و وزن خود را کمی به سمت جلو متمایل کنید. اگر حرف جالبی می زنند، به حالت راحت بنشینید و بدنتان را کمی به عقب متمایل نمایید. این گونه، به طرف مقابل می گویید که دارید به حرفهایش گوش  می دهید و به شنیدن علاقه مند هستید.

همه ی این علائم نشان می دهند که شما مایل به حرف زدن با  دیگران هستید. این روشها و رعایت این فنون، به دیگران احساس خوشایندی می دهد.

فصل پانزدهم: علامت ششم، زبان تنی که باید از آن اجتناب کنید

درست همان طور که زبان تن مثبت به جاذبه ی شما می افزاید. بعضی از حالات تن به شکل منفی، روی دیگران تأثیر می گذارد. بسیاری از شنوندگان ناشی از این حالات منفی برخوردارند.  ممکن است شما هم ناخواسته از این حالت ها استفاده کنید.اگر این طور است، سعی کنید در آینده از این موضع گیریهای تن اجتناب نمایید:

کسانی که از مهارتهای گوش دادن برخوردار نیستند، به هنگام صحبت سرشان را به سمت کسی که حرف می زند نزدیک می کنند، اما بدنشان را از او دور می سازند. معنای این طرز و حالت بدن، این است که به صحبت های کسی که حرف می زند علاقه ندارند، اما وانمود می کنند که این طور نیست.

پیام منفی دیگری که گیرایی شما را تخریب می کند این است که در صندلی خود فرو می روید، انگار که می خواهید از کسی که حرف می زند فاصله بگیرید. یکی از بهترین راه های برخورد با این موقعیت این است که راست و قائم بنشینید و بگذارید که پشت شما پشتی صندلی را لمس کند.

اشخاص اغلب در حال گوش دادن به حرف دیگران، دچار اشتباه می شوند که دستهایشان را روی سینه تا می کنند. ( یعنی همان  دست به سینه نشستن ). کسی که صحبت می کند، این رفتار را به حساب آن می گذارد که شنونده علاقه ای به حرفهای او ندارد. برای اجتناب از این موقعیت، دستهایتان را از هم باز کنید و علاقه واقعی از خودتان نشان بدهید.

به رفتار دیگران نگاه کنید. وقتی یک یا چند علامت منفی را ملاحظه کردید، شنونده در سطح ناهشیار به این نتیجه می رسد که شما یا علاقه ندارید، و یا کاملامخالف این حرفها هستید. در روابط شخصی به خصوص در منزل، این علامتها ممکن است نشان دهنده این موضوع باشد که طرف مقابل از چیزی ناراحت است و نمی تواند به شما توجه کند تا اینکه این موضوع به کلی از بین برود.

مطالعات انجام شده  درباره ارتباطات موثر   به این نتیجه رسیده اند که: ” در گفت و گوهای رودر رو، زبان تن شما ۵۵ درصد پیامتان را مخابره می کند. لحن صدا هم ۳۸ درصد پیام را مخابره می کند، و این در حالی است که کلمات تنها ۷ درصد پیام را مخابره می کنند. به واقع، حیرت انگیز است که دیگران چگونه به سرعت زبان تن شما را می خوانند و درباره تان نتیجه گیری می نمایند. به همین دلیل است که همیشه باید نسبت به آنچه می گویید، آگاه باشید.”

به نظر می رسد که زنان در مقایسه با مردان نسبت به زبان تن حساس ترند. گفته می شود زنان می توانند ۱۰ دقیقه در یک جمع حضور داشته باشند و بعد از آن درباره ی همه آنها نظر بدهند. اما ممکن است مردها ساعتهای متمادی در مجلسی باشند و نتوانند درباره روابط میان حاضران اظهار نظر کنند.

وقتی آمادگی آن را دارید که خودتان را متعهد نشان دهید و یا می خواهید با حرفی که می زنند موافقت کنید، از عبارت « بله، صد در صد » یا « من موافقم » یا « دقیقا زدی به خال » استفاده می نمایید. در این زمان، تبدیل به یکی از متعهدین در گفت و گو می شوید

ابزار شما برای تأثیر گذاری بر دیگران : مراقب زبان تن خود در خانه و محیط کار باشید. سعی کنید پیام مثبتی از صحبت، حرارت و توجه، با توجه به نقشی که نشسته یا ایستاده اید، مخابره کنید. متوجه زبان تن دیگران باشید و بدانید که چه پیامی مخابره می کنند. صدای تلویزیون خود را کم کنید و تشخیص بدهید که بازیگران در واقع چه می گویند و چه منظوری دارند.

 

فصل ۱۶: علامت هفتم، اطمینان خاطر دادن صوتی

حتما متوجه شده اید که مستمعین فعال و پویا، همیشه از خود صداهایی مانند « آها »، «اوه » « اوم » و یا صداهای دیگر ساطع می کنند. اینها را ” اطمینان خاطر ” یا ” قوت قلب دادن های صوتی ” می گویند. این اصوات نشانه ی آنند که شما به خوبی  توجه می کنید.

این اشخاص به راحتی شناسایی می شوند و کسانی که صحبت می کنند، قدر آنها را به خوبی می دانند. آنها بهره گیرایی شما را افزایش می دهند.

ابزار شما برای تأثیر گذاری بر دیگران: از خود صداهای قوت قلب دهنده و اطمینان بخش به هنگامی که به صحبت دیگران گوش می دهید، ایجاد کنید. از غریزه خود استفاده کنید و ببینید در چه مواقعی ایجاد این اصوات ضرورت دارند.

قوت قلب دادن صوتی را با تماسهای چشمی و سر تکان دادن تکمیل کنید. اینها به کسی که حرف می زند در واقع می گویند که به حرفهای او گوش می دهید. اگر کسی که صحبت می کند بیشتر به هیجان آمد، صدای صوتی خود را بلند تر کنید تا شدت علاقه خود را بیشتر نشان دهید.

فصل ۱۷: علامت هشتم،  اطمینان خاطر دادن کلامی

قوت قلب و اطمینان خاطر دادن صوتی برای گیرایی و نفوذ بر اشخاص ضرورت دارد. اما اگر آنها را با اطمینان خاطر دادن کلامی ترکیب کنید، اثر بخشی آنها را دو برابر می کنید. تماس چشمی، سوسو زدن، متمایل کردن بدن و سر به علامت تأیید پایین آوردن، تأثیر قابل ملاحظه ای بر اشخاص بر جای می گذارد. اما وقتی اطمینان خاطر دادن صوتی و کلامی را با هم ترکیب می کنید، تبدیل به یک گفت و گو کننده پر جذبه و گیرا می شوید.

اولین نوع اطمینان خاطر دادن کلامی در برگیرنده ی کلمات و عبارات غیر متعهدانه است. از آن جهت متعهدانه نیست زیرا این لزوما بدین معنا نیست که با حرفی که زده می شود موافق هستید. کلمات یا عباراتی از قبیل «که این طور ! » « راستی ؟ »، « پس این طور !» به دیگران اطمینان خاطر می دهد که شما به حرفهای آنها گوش می دهید، اما بی طرف هستید. کلمات یا عبارات غیر متعهدانه، اطمینان خاطر دهنده های مودبانه هستند و فضای صحبت را به هنگام صحبتهای خودمانی پر می کنند. وقتی آمادگی آن را دارید که خودتان را متعهد نشان دهید و یا می خواهید با حرفی که می زنند موافقت کنید، از عبارت « بله، صد در صد » یا « من موافقم » یا « دقیقا زدی به خال » استفاده می نمایید. در این زمان، تبدیل به یکی از متعهدین در گفت و گو می شوید.

 

ابزار شما برای تأثیر گذاری بر دیگران : از تأیید و تصدیق های صوتی و کلامی در مکالمات روزانه ی خود استفاده کنید. به خصوص وقتی تلفنی حرف می زنید، این قاعده را رعایت نمایید. وقتی می خواهید جانب بی طرفی را رعایت نمائید، از تأیید های صوتی استفاده کنید. اما وقتی می خواهید موافقت خود را با موضوعی نشان دهید، بیشتر تأیید های کلامی استفاده نمایید.

فصل ۱۸: گیرا بودن را با دوستانتان تمرین کنید

برای بهتر کردن بهره گیرایی خود از طریق استفاده از همه مهارتهای ارتباطی، باید از یکی از دوستانتان کمک بگیرید. می توانید وقتی با این دوست تمرین می کنید، مرکتب اشتباه بشوید. این تمرین به شما و نیز به دوست شما کمک می کند و فایده می رساند.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

با دوستتان برقراری تماس چشمی، سوسو زدن، کج کردن سر، متمایل کردن بدن، سر به علامت تایید پایین آوردن و اطمینان خاطر دادن صوتی و کلامی را تمرین کنید. اینها را یکی یکی تمرین کنید. احتمالاً برای فراگیری هر روش به چند جلسه تمرین احتیاج دارید. بعد از اینکه مهارتهای لازم ار کسب کردید، می توانید از همه آنها با هم استفاده کنید.

فصل ۱۹: مراقبت نصیحت باشید

یک شنونده شکیبا بودن در حکم چسبی است که همه مهارتهای شما را به هم پیوند می دهد. سکوت پویایی شما در موقع مناسب نشان دهنده علاقه، توجه و صبر و شکیبایی شماست.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

این بار که کسی با مسئله ای به شما مراجعه می کند و یا می خواهد میان دو چیز یکی را انتخاب کند و نمی داند که کدام را می خواهد، از او بپرسید: «به نظرت می رسد که چه باید بکنی؟» بعد بدون اینکه سخن او را قطع کنید، با صبر و شکیبایی به حرفهایش گوش بدهید.

فصل ۲۰: قدرت گوش دادن با صبر و شکیبایی

قبل از اینکه گوش دادن را متوقف سازید و شروع به حرف زدن بکنید، همیشه وقتی صرف کنید و ببینید شخصی یا اشخاصی که با آنها حرف می زنید، در چه شرایطی قرار دارند.

صبور باشید، به آنها فرصتی بدهید تا هیجانات خود را تخلیه کنند. وقتی آمادگی لازم را پیدا کنند، از شما نظرخواهی می کنند. اگر دنبال جواب می گردند، از شما سوال می کنند. در مواقعی، احساسات یک شخص و منطق شنونده مانند آب و روغن هستند که با هم ترکیب نمی شوند.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

هرگاه با تمام وجود گوش می دهید و کسی که حرف می زند بسیار احساسی به نظر می رسد، با توجه مضاعفی به صحبتهای او گوش بدهید. بگذارید او حرف بزند و هیجانات و خشمش را تخلیه کند. بی جهت به میان صحبت او ندوید و پیشنهاد نهدید.

از همه اینها مهم تر، مراقب راه نشان دادن و پند و اندرز دادن باشید، مگر اینکه کسی این را از شما بخواهد. گوش دادن همدلانه شما بیشتر اشخاص را راضی نگه می دارد.

فصل ۲۱: در تبسم کردن و خندیدن سرعت عمل به خرج دهید

تردیدی در این نیست که تبسم کردن و خندیدن نشان واضح آنند که از بودن با اشخاص چقدر لذت می برید و خوش هستید.

وقتی لبخند می زنید و تبسم می کنید، این کار را با همه صورت خود انجام بدهید. بگذارید تبسم از حد لبان شما فاصله بگیرد و به گوشهای شما برسد. البته تظاهر بیش از اندازه هم تولید سوء ظن می کند.

وقتی در نظر دیگران با جذبه و گیرا ظاهر می شوید، در حکم تماشاگر سایر اشخاص می شوید تا این حالت شما هم به آنها سرایت کند.

نکته: به تبسم کسانی که تنها یک گوشه لبشان کج می شود، با سوء ظن نگاه کنید. اینها ممکن است تبسمهای با تمام وجود نباشند.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

این بار که در صحبتی شرکت می کنید، منتظر زمان مناسبی بمانید که لبخند بزنید. اگر صحبت و کسی که حرف می زند جدید هستند، شما هم جدی به نظر برسید. اما اگر صحبت سبک و سرگرم کننده است، خود را به تبسم کردن تشویق کنید.

فصل ۲۲: در تعریف و تحسین عجله کنید

همه ما خواهان شناخت هستیم، به خصوص اگر کاری کرده باشیم که فکر کنیم ارزشمند بوده است. وقتی اشخاصی که در کنار آنها هستید درباره موضوعاتی حرف می زنند که به خاطر آن افتخار می کنند و به خود می بالند، می توانید به روش ساده ای بر میزان شادی و لذت آنها بیفزایید.

تا حد امکان از خرد و درایت، سخاوت و اندیشمندانه بودن، سرعت انتقال و هوش و فراست و یا از هر ویژگی دیگری که در آنها سراغ دارید، تحسین کنید.

مورد قدرشناسی واقع شدن و تحسین شدن برای همه مردم مهم هستند. با توجه به بررسی های انجام شده، تعریف و تحسین کردن از یک کارمند بیش از بالا بردن حقوقش به او انگیزه می دهد.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

یکی از بهترین تعاریف درباره عزت نفس، میزانی است که شخص خود را قابل تعریف و تحسین می داند. هر چه شما رفتار دیگران را بیشتر تعریف و تحسین بکنید، به همان اندازه آنها بیشتر خودشان را دوست می دارند و برای خود احترام قائل می شوند. برای اینکه در تعریف کردن موثر و مفید واقع شوید، باید به نکات زیر توجه کنید.

اول، به طور اخص و مشخص حرف بزنید.

دوم، بلافاصله تحسین کنید.

سوم، هم کارهای بزرگ و هم کارهای کوچک را مشمول تحسین خود قرار دهید.

تحسین کردن کار دیگران به خاطر کارهای خوبی که می کنند، کاری است که اغلب ما به اندازه کافی انجام نمی دهید. شما باید استثنایی بر این قاعده باشید. تحسین کردن دیگران به آنها روحیه خوبی می دهد، و یکی از عناصر مهم گیرایی داشتن است.

کلاس و دروه های آموزش فن بیان ,نفوذ در دیگران , سخنوری ,مجری گری ,ارتباط موثر  ,چگونه جذاب باشید و کاهش لهجه 

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن : 05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید. 

فصل ۲۳: از اصل «وانمودسازی» استفاده کنید.

وقتی اشتیاق را به تکرار از خود نشان بدهید، به واقع در شما اشتیاقی ایجاد می کند. اگر رفتارتان به گونه ای باشد که می خواهید شاد یا هیجان زاده باشید، به زودی احساس می کنید که شاد و هیجان زده هستید. در واقع، رفتار بیرون شما احساسی در درون شما ایجاد می کند.

می توانید اقدامات خود را کنترل کنید

روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که جابجا کردن ارادی احساسات کار دشواری است زیرا احساسات تحت کنترل مستقیم اراده نیستند. اما می توانید احساسات خود را کنترل کنید. با کنترل کردن اعمال و اقدامات خود، می توانید طوری رفتار کنید که انگار این احساسات را داشته اید.

اعمال شما، احساسات شما را سبب می گردد.

اصل «وانمودسازی» می گوید اگر طوری وانمود کنید که انگار پیشاپیش به گونه موردنظر احساس می کرده اید، اقدامات شما به زودی احساسات در ارتباط و ملزم به آن را ایجاد می کنند.

در بسیاری از مواقع، با استفاده از روش گوش دادن با تمام وجود در دیگران رفتاری را سبب می شوید که ممکن است شما را به حیرت اندازد. خواهید دید در کوتاه زمانی عمیقاً به رفتار و گفتار آن شخص علاقه مند شده اید. او را ادم جابی می یابید و به نظرتان می رسد که حرفهای جالب و لذت بخشی می زند.

اعمال ما روی احساسات ما تاثیر می گذارند

با استفاده از روش های گوش دادن پویا، نه تنها گوش می دهید، بلکه تبدیل به یک شنونده علاقه مند و با توجه می شوید و این هم به شما و هم به اشخاصی که در زندگی شما حضور دارند سود می رساند.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

این بار که با کسی در زمینه های تجاری یا اجتماعی حرف می زنید، طوری وانمود کنید که انگار آن شخص از اهمیت فراوان برخوردار است. به تک تک کلماتش توجه کنید. با علاقه به سمت او متمایل شوید. برای لحظه ای تصور کنید اگر او از شما خوشش بیاید، یک میلیون دلار به شما می هدد. این گونه با او رفتار کنید.

در کوتاه زمانی، متوجه می شوید که به شدت به او علاقه مند هستید. این شخص هم به گونه ای باور نکردنی با شما طوری صحبت خواهد کرد که شما را به وجد آورد. بسیاری از دوستیهایی برای تمام مدت عمر این گونه به وجود آمده اند.

فصل ۲۴: چه می گویید و چگونه می گویید

اولین قدم به سوی به دست آوردن جذبه و گیرایی این است که به یک شنونده عالی تبدیل شوید و بدانید که دیر یا زود نوبت صحبت به شما هم خواهد رسید. اینکه چه می گویید و چگونه می گویید، ارکان مهم تعیین کننده گیرایی شما در نزد دیگران است.

یکی از مهارتهای مهم صحبت کردن

وقتی نوبت به صحبت کردن شما می رسد، مهارتهای مهمی است که باید آن را بیاموزید. به ندرت در جمع ما کسانی پیدا می شوند که از تماس چشمی به خوبی استفاده کنند. رشد و پرورش این مهارت برای افزودن بر مهارت شما در مجذوب کردن دیگران نقش اساسی دارد.

طرزی که به دیگران نگاه می کنید

مهارتی که در زمینه برقراری تماس چشمی به اجرا می گذارید، متفاوت از مهارتی است که وقتی شنونده هستید باید به نمایش بگذارید. وقتی با کسی تک به تک حرف می زنید، بیش از ۸۵ درصد مواقع در چشمان او نگاه نکنید. برقراری تماس چشمی با دیگران در صد در صد مواقع تولید فشار فراوان می کند. با این میزان تماس چشمی در عمل طرف مقابل را روی دیوار میخکوب می کنید و در این شرایط نه تنها گیرا و جاذب به نظر می رسید، بلکه این کیفیات را از دست می دهید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

عادت کنید با هر کس که حرف می زنید در چشمانش نگاه کنید. اما در این کار افراط نکنید، بیش از ۷۵ تا ۸۵ درصد مواقع در چشمان کسی نگاه نکنید. در غیر این صورت، به زیان خود کار می کنید. به اعماق چشمان اشخاص نگاه کنید. سطحی نگاه نکنید، این گونه به او می گویید: «تو را می بینم!»

فصل ۲۵: نگاه کردن به جوانب سر و صورت

وقتی شما صحبت می کنید، یکی از کارهای مهمی که باید صورت دهید این است که گهگاه تماس چشمی خود را با شنونده متوقف سازید، و به جای آن به ترتیب به دو جانب صورت یا سر شنونده نگاه کنید.

این کاری است که به طور مرتب و منظم باید انجام بدهید. هرگز به بالای سر شنونده نگاه نکنید زیرا شنونده با خود به این نتیجه می رسد که با این کار موضوعی یا کسی حواس شما را پرت کرده است. نگاه کردن به زیر ناحیه چشمها هم درست نیست زیرا شنونده ممکن است فکر کند که اشکالی در او و یا در لباسش وجود دارد. نگاه کردن به جوانب صورت شنونده برای آن است که شنونده فرصتی پیدا کند تا از زیر فشار نگاه پیوسته شما رهایی یابد. در صحبتهای دو نفری این اصل مهمی است که باید رعایت شود.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

این بار که با کسی برای مدتی صحبت می کنید، نگاهتان را از گوش راست به گوش چپ بفرستید و از انجا متوجه دهان و چشمان او بشوید.

دقت کنید نگاهتان به اطراف کوتاه باشد و بیش از دو سا سه ثانیه وقت نگیرد. در غیر این صورت، به نظر می رسد که حوستان پرت شده است. توجه داشته باشید، هدف شما برقراری تماس چشمی مناسب است، بی آنکه او را ناراحت کنید.

فصل ۲۶: هنر آرام حرف زدن

خیلی ها به سبب هیجان یا عصبیت سریع حرف می زنند و کم گوش می دهند. کسانی که بیش از اندازه سریع حرف می زنند، ممکن است دیگران را ناراحت کنند. اگر کمی آرام تر حرف بزنید، می توانید متوجه حرفهای آنها بشوید و تصمیم بگیرید که راه دیگری را انتخاب کنید.

به مردم فرصت فکر کردن بدهید

همه ما کسانی را می شناسیم که سریع حرف می زنند و گوش دادن به حرفهایشان دشوار است. شاید شما هم یکی از آنها باشید. اشکال سریع حرف زدن در این است که روی دیگران تاثیر منفی بر جای می گذارد. کسی که سریع حرف می زند، به شما فرصت فکر کردن نمی دهدو کسی که سریع حرف می زند، کمتر فکر می کند و بیشتر خودمحور به نظر می رسد. این اشخاص ظاهراً تنها به سود خود فکر می کنند. مطمئناً سریع حرف زدن مانعی بر سر راه گیرایی داشتن است.

بهتر صحبت کردن با استفاده از روش شمرده حرف زدن

اما راه حل برای سریع حرف زدن کدام است؟ دو روش وجود دارد که می توانید از آن استفاده کنید. روش اول، خیلی ساده است که آرام بگیرید و شمرده حرف بزنید. روش دوم این است که بیاموزید در گفت و گوهای خود سکوتی را رعایت کنید.

همه ما مخلوق عادت هستیم. خیلی زود به کاری عادت می کیم و بعد هر چه تلاش می کنیم، نمی توانیم ترک عادت بکنیم. همیشه برای ما راحت تر این است که به رسم و روشی که کاری را فرا گرفته ایم، آن را انجام بدهیم. شبیه به کارهایی است که طبق عادت همه روزه صبح وقتی از خواب بیدار می شویم، انجام می دهیم تا روزمان را شروع کنیم.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

از ضبط صوت استفاده کنید و در حالی که متنی را به صدای بلند می خوانید، آن را ضبط کنید. با سرعت کم حرف بزنید، سرعتی که شما را ناراحت می کند. ممکن است به غریزه دلتان بخواهد که سریع تر حرف بزنید، اما به این موضوع توجه کافی داشته باشید. حالا به نوری که با صدای شما پر شده، گوش بدهید. احتمالاً به این نتیجه می رسید در حالی که به هنگام ضبط صدایتان احساس ناراحتی می کردید حالا که به صدای ضبط شده گوش می دهید، مشکلی در آن احساس نمی کنید. برای کسب اطلاع بیشتر در این مورد می توانید از یکی از دوستان یا افراد خانواده بخواهید به صدای ضبط شده شما گوش بدهند و اظهارنظر کنند.

فصل ۲۷: فصاحت سکوت

بسیاری از کسانی که در اصل قرار است خوب حرف بزنند، از این مهم عاجزند، به طوری که گاه گوش دادن به صحبتهای آنها انسان را خسته می کند. مکث کردن، فرصت فکر کردن را به اشخاص می دهد. کسی که حرف می زند اگر به موقع از مکثها استفاده کند، می تواند متن صحبتش را بهتر کنترل نماید. شنوندگان هم فرصتی پیدا می کنند تا با حرفهایی که زده می شود، ارتباط بهتری برقرار سازند.

با سکوت کردن اشتباه نمی کنید. حتی اگر زمان ایده آل مکث کردن را ندانید، شنونده شما متوجه تفاوت نمی شود. او بیش از اندازه درگیر شدن حرفهای شماست. در جریان گفت و گو، کسی فکر نمی کند: یک دقیقه صبر کن، مکث تو در جای مناسبی نبود.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

تمرین نید وقتی نکته کلیدی و مهمی زا به زبان می آورید، مکث کنید. این گونه به شنونده کمک می کند تا بهتر حرفهای شما را متوجه شود. به خصوص به خاطر داشته باشید، بعد از گفتن هر نکته مهم مکث کنید. بگذارید شنونده بهتر حرفهای شما را درک کند. مکث کردن در ضمن به شما فرصتی می دهد تا ذهن خود را منظم کنید.

فصل ۲۸: استفاده بیش از اندازه از اصوات، گیرایی را از میان می برد.

سخنرانان کم تجربه و عصبی و آنهایی که آمادگی لازم را برای سخنرانی ندارند، اغلب در فاصله حرف زدنهایشان بیش از حد لزوم از اصواتی مانند آها، اوم و غیره استفاده می کنند. معمولاً هدفشان این است که فرصتی را برای فکر کردن به دست آورند. این اشخاص در واقع به دیگران می گویند گوش کنید، حرف من تمام نشده است. اما برای شنوندگان شنیدن این اصوات هرگز جالب نیست.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

بهترین راه خلاص شدن از این اصوات این است که از سرعت حرف زدن خود بکاهید و عمداً از سکوتهای بیشتری استفاده کنید. موضوع به همین سادگی است. اگر از سکومت به اندازه کافی استفاده کنید، نیازی به این اصوات نخواهید داشت. اما بیش از اندازه هم نگران این اصوات فاصله پرکن نباشید. اگر بخواهید از قبل پیش بینی کنید که در چه زمانی این اصوات را به کلام در خواهید آورد، دیوانه می شوید.

به جای آن، هر لحظه احساس کردید می خواهید از این اصوات فاصله پرکن استفاده کنید، روی سکونت کردن تمرکز نمایید. سکوت کردن را در همه برنامه های صحبتی خود لحاظ کنید، به خصوص وقتی احساس می کنید که به سرعت بیش از اندازه حرف می زنید.

فصل ۲۹: با صدای خود دیگران را تحت تاثیر قرار دهید

صدای شما تاثیر عمیقی بر روحیه و پذیرندگی کسی که با او حرف می زنید، بر جای می گذارد. تنها لحن صدای شما ۳۸ درصد پیام شما را مخابره می کند.

درباره صداهای یکنواخت و خسته کننده چه می گویید. اینها هم از نوع لحن صحبتی هستند که تولید ملامت و کسالت می کنند. باید لحن صحبتی مانند قصه گوها داشته باشید تا هر حرفی که می زنید، جالب به نظر برسد. قصه گو باشید، نه یک دستگاه فکس.

صدایتان را پایین بیاورید

وقتی می خواهید نزدیک، دوستانه، گرم، اطمینان بخش، صمیمی و یا متوجه و علاقه مند ظاهر شوید، به هنگام صحبت لحن صدایتان را پایین بیاورید تا عمق نفوذ بیشتری داشته باشد. وقتی می خواهید دلیل بیاورید یا مطلبی را ثابت کنید، لحن صدایتان را در حد متوسط نگه دارید.

آهنگ صدایتان را بالا ببرید

از طرف دیگر، اگر صدای یکنواخت و پایین دارید، کمی به خود فشار بیاورید تا از منطقه راحت خود بیرون بیایید، آهنگی را انتخاب کنید که هیجان زده یا پرانرژی به نظر برسید. از یک پرده بالاتر استفاده کنید، آهنگ صدایتان را بلندتر کنید، البته در این کار افراط هم نکنید. با توجه به روحیه ای که می خواهید اجرا کنید، آهنگ صدایتان را تنظیم کنید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

ابتداف یک فصل یا مقاله از یک کتاب یا مجله را انتخاب کنید که خواندن یا به کلان سخن گفتن آن راحت باشد. مقاله را در یک ضبط صوت ضبط کنید. به آرامی، لحن صحبت خود را پایین بیاورید. بگذارید لحن گرم تری داشته باشید. به خودتان فشار نیاورید، بگذارید کلمات به طور طبیعی از دهان شما خارج شوند. بگذارید طبیعی به نظر برسند. لحن صدایتان را بالا و پایین ببرید. آن قدر این برنامه را تکرار کنید که بتوانید از نتیجه کار راضی باشید.

آن گاه،در خانه یا اتومبیل این صدای به ظاهر خوشایند را بارها و بارها پخش کنید. وقتی از صداهای عمیق بیشتر استفاده کردید، شنونده صدای عمیق تر و گرم تر از شما احساس می کند و شما شخصیت گیراتری پیدا می کنید.

فصل ۳۰: یک صحبت کنده گیرا باشید

بهره گیرایی شما با توجه به طرز نگاه کردن، گوش دادن و حرف زدن شما با اشخاص مشخص می گردد. اما کسانی که از گیرایی برخوردارند، از کیفیت دیگری نیز بهره دارند. آنها خوش صحبتهای بزرگی هستند.

متوجه و علاقه مند باقی ماندن و شنونده صبور بودن، برای گیرایی ضرورت دارد. استفاده از لحن کلام خوشایند و سریع صحبت نکردن هم بهره کیرای شما را بالا می برد. راه دیگری برای گیرا باقی ماندن، حساسیت نشان دادن به حرفهایی است که دیگران می زنند یا نمی خواهند بزنند.

اگر بتوانید سر رشته سخن را به دست بگیرید و موضوع را ب کلی عوض کنید، یک تغییر ۱۸۰ درجه ای ایجاد می شود. اما روش بهتر این است که ۲۰ تا ۳۰ درجه صحبت را تغییر بدهید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

این بار که با دوستی حرف می زنید، منتظر فرصت مناسبی باشید تا موضوع صحبت را تغییر بدهید. صحبت را به جانب متفاوتی سوق بدهید. به طوری که تغییر دادن موضوع نامحسوس باشید. می توانید با یک سوال بجا به خواسته خود برسید.

در حالی که ممکن است نتواند موضوع را به یک باره تغییر بدهید، می توانید با معنی دار کردن صحبت برای شنونده بر گیرایی خود بیفزایید. به نیازهای دیگان توجه کنید. این گونه در نزد آنها جذبه و گیرایی خاصی پیدا می کنید. به دیگران احساس خاص دادن یکی از نکات مهم گیرا به نظر رسیدن است.

فصل ۳۱: صحبت را هدایت کنید

هدف هدایت کردن صحبت، مسلط شدن بر آن نیست. به جای آن، می خواهید مطمئن شوید که با حمایت شما جریان صحبت می تواند به جانبی که دیگران علاقه دارند هدایت شود.

درباره موضوعی حرف بزنید که مخاطب شما از آن لذت ببرد

همه ما دوست داریم درباره موضوعاتی که از آن لذت می بریم، حرف بزنیم. به خصوص اگر شنونده هم به آن موضوع علاقه مند باشد. وقتی اشخاص درباره موضوعی که برایشان مهم است حرف می زنند، درباره خودشان برای کسی که علاقه مندانه گوش می دهد صحبت می کنند. وقتی در صحبتی یک شنونده هستید، باید از نزدیک گوش بدهید و ببینید که برای هدایت صحبت چه می توانید بکنید. باید به هدف صحبتتان توجه داشته باشید و در ضمن به مخاطبان خود اجازه بدهید هر اندازه دلشان می خواهد حرف بزنند.

نکته دیگر این است که می توانید هم از کسانی که با آنها وجوه مشترک ندارید یاد بگیرید، و هم از کسانی که با نظراتشان موافق هستید. ذهن باز ذهن پذیرنده است. این گونه به گیرایی می رسید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

مطمئن ترین راه هدایت یک گفت و گو سوالاتی است که با ادوات استفهامی «کی»، «چه»، «چرا»، «چه وقت»، «کجا» و «چطور» شروع می شوند. هر سوالی که با یکی از این کلمات شروع شود، با آری یا نه گفتن جواب داده نمی شوند. برای جواب دادن به این سوال باید به حقایق، اعداد و ارقام احساسات و جزئیات توجه کنید.

یکی از مطمئن ترین اقدامات برای ایجاد واکنش و اظهارنظر طرح این سوال است: «در این باره چه احساسی (نظری) دارید؟» یا «در این باره چه فکر می کنید؟» این قبیل سوالات همیشه جوابهای گسترده تری را سبب می شوند و کسی که با شما حرف می زند به این نتیجه می رسد که شما از جذبه و گیرایی خاص برخوردارید.

فصل ۳۲: تکالیفتان را انجام بدهید

هرگاه می خواهید کاری را به اتفاق کسی انجام بدهید، به خصوص در زمینه های اجتماعی و شغلی، و دلتان می خواهد او را تحت تاثیر کارتان قرار دهید، تکالیفتان را انجام بدهید.

یک سرمایه گذاری خوب

هرچه برای رابطه ای ارزش بیشتری قائل شوید، باید قبل از ملاقات با کسی که مدنظر شماست زمان بیشتری مطالعه کنید. ببینید از چه چیزهایی خوشش می آید، چه چیزهایی را دوست ندارد، از علائق و سرگرمیهایش اطلاع پیدا کنید. با داشتن این اطلاعات، می توانید در زمینه های مختلف که او از آن لذت می برد، با او صحبت کنید. مهم این است که بگذارید درباره آنها بیش از حدی که آنها درباره شما اطلاع دارند، مطلب بدانید.

اول بفهمید

گاه کسب اطلاعات، به خصوص اگر با کسی برای اولین بار ملاقات می کنید، آسان نیست. در این مواقع، باید روی مخاطب خود دقیق شوید.

به این موضوع فکر کنید. نمی توانید در آن واحد هم حرف بزنید و هم به حرف دیگران گوش بدهید. تنها وقتی آنها حرف می زنند و شما گوش می دهید ات که می توانید درباره آنها کسب اطلاع کنید. اگر آنها به شروع صحبت بی میل اند، شما دست به کار شوید، زمینه ای فراهم سازید تا درباره خودشان حرف بزنند.

موضوع مورد علاقه مخاطب خود را پیدا کنید

همیشه به خاطر داشته باشید، با صحبت کردن با دیگران، مطالب بیشتری می توانید بیاموزیدو  هرچه مطالب بیشتری درباره آنها بدانید، بیشتر می توانید روی آنها تاثیر بگذارید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

به خاطر داشته باشید، کسی که سوال می کند، کنترل را در دست دارد. از کسی که به تازگی با او آشنا شده اید، می توانید سوال بکنید تا گفت و گوی با او را در کنترل خود بگیرید، و در ضمن او را مجذوب گیرایی خود بکنید.

در صورت تمایل می توانید نظرات خودتان را هم مطرح کنید. اما وقتی درباره خود حرف می زنید، مراقب باشید که صحبت بیش از اندازه نکنید. توپ را دوباره به مخاطب خود پاس بدهید. کاری کنید که او بیشتر حرف بزند.

فصل ۳۳: توپ را در زمین آنها نگه دارید

کسانی که از جذبه و گیرایی برخوردارند، توپ را میان خود و مخاطب خود رد و بدل می کنند.

خواندن یکدیگر

اغلب کسانی که در گفت و گویی شرکت می کنند، مودبانه خرف می زنند. این گونه طرفین می توانند از روحیه یکدیگر اطلاعاتی به دست آورند. بعد از آن، می توانید موضوع صحبت را به موارد جدی تر بکشید.

یکی از بهترین راههای حفظ توپ گفت و گو این است به موضوعی که مطرح کرده اید، بچسبید.

البته گفت و گو می تواند مسیرهای مختلفی را بپیماید، اما همان طور که متوجه هستید، همیشه سوال به مخاطب شما باز می گردد. کار دشواری نیست.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

به خاطر داشته باشید، در گفت و گو موضوع درباره شما نیست. درباره کسانی است که در پیرامون شما هستند. اغلب اشخاص به قدری نگران خود هستند که خود به خودی شان را از دست می دهند.

وقتی درباره شخص دیگری حرف می زنید، خودتان را فراموش کنید. نگران اینکه محبوب واقع شوید نباشید. به جای آن، سعی کنید دیگران احساس کنند که محبوب واقع شده اند.

فصل ۳۴: توپ را نکشید

«کشتن توپ» اصطلاحی است که در بازی تنیس مطرح است. کاری است که وقتی حریفتان موضع خود را از دست می دهد، انجام می دهید. ضربه را به قدری محکم به سمت او می کوبید که توپ بخوابد و امتیاز بگیرید.

وقتی شما و مخاطبتان با هم درگیر مشاجره می شوید، این کاری است که سعی می کنید انجام بدهید. سعی می کنید نکته یا مطالبی را پیدا کنید که به کمک آن برنده شوید.

اما وقتی می خواهید گیرا واقع شوید، تلاش برای برنده شدن دیگر مفهوم خود را از دست می دهد. وقتی کار به مشاجره می کشد، ممکن است بخواهید توپ را در زمین حریف بخوابانید، که این صد البته به جذابیت شما لطمه می زند.

می خواهید شاد باشید با ثابت کنید که حق با شماست؟

بدون توجه به اینکه تا چه اندازه به باوهای خود اطمینان دارید، و بدون توجه به اینکه نقطه نظرهای دیگران را تا چه اندازه مضحک و ساده لوحانه می پندارید، از کمترین تعارض و اختلاف اجتناب کنید. تعارض در گفت و گو یک عامل ضدگیرایی است. این بدان معنا نیست که نمی توانید در گفته های خود محکم و راسخ باشید، اما اجازه ندهید که میل به پیروز شدن در صحبت و گفت و گو به شما غلبه کند.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

قبل از هر چیز، از قصد و نیت خود در هر گفت و گویی آگاه باشید. هدف شما این است که می خواهید گیرایی داشته باشید. هدف این نیست که حرفتان را به کرسی بنشانید و زیرکی و هوشمندی خود را ثابت نمایید.

دوم، به هر قیمت که شده از تعارض اجتناب نمایید. تعارض ضدگیرایی است. وقتی حتی اندکی خصومت بر فضای صحبت حاکم باشد، گیرایی دیگر نمی توان مطرح باشد.

سوم، ممکن است در نقطه نظرهای خود راسخ باشید، اما سعی نکنید توپ را در زمین حریف بخوابانید. نقطه نظرهایتان را با متانت بیان کنید و بعد رها کنید و از موضوع دست بکشید. سعی نکنید به هر قیمت شده ثابت کنید که درست حرف می زنید و حق با شماست.

و سرانجام، وقتی حرف بزنید که برایتان ثابت شود دیگران به شنیدن صحبت شما علاه مندند. وقتی از سوالات متعدد می کنند، این نشانه آن است که تا حدود زیاد به صحبتهای شما علاقه مندند. ریسک نکنید و بیش از اندازه حرف نزنید.

وقتی پای گیرایی و تاثیرگذاری بر دیگران مطرح باشد، بدانید که برنده شدن در صحبت به معنای باختن است!

فصل ۳۵: با مخاطب خود همراه شوید

برای تاثیرگذاری بر مردم، توجه به زمان از اهمیت فراوان برخوردار است.ممکن است شما خونسرد و آرام باشید و آنها گرفته یا به هیجان آمده باشند. ممکن است شما در شرایط وجد و وخوشحالی باشید و آنها افسردگی را تجربه کنند.

در این شرایط میان شما فاصله زیاد است و هر تلاشی برای برقراری ارتباط با شکست روبرو می شود. ممکن است بخواهید حمایتگر باشید و اطمینان خاطر بدهید، اما می بینید هر چه تلاش می کنید، به جایی نمی رسید.

ممکن است علتش این باشد که در آن لحظه بخصوص شما آهنگهای متفاوت داشته باشید و هر کدام در جهتی مخالف از یکدیگر حرکت کنید. ممکن است سرعتهای شما با هم تفاوت داشته باشد.

در زمان برقراری ارتباط با اشخاص، باید سعی کنید روی طول موج واحدی قرار داشته باشید. باید با آنها همخوان باشید تا به رغم همه تفاوتهایی که ممکن است با هم داشته باشید، ارتباط موثری برقرار کنید.

همخوانی را تمرین کنید

مدتها قبل از مطرح شدن مکتب برنامه ریزی عصبی کلامی (ان ال پی)، متخصصان روانشناسی از مفهومی به نام همخوانی و تصویر آیینه ای استفاده می کنند. هدف این بود که یک بازیگر بتواند از تصویر خود در آیینه متابعت کند، و بعد از آن برای همسو شدن با سایر بازیگران استفاده نماید.

اغلب ما از یک توانمندی پنهان برخورداریم تا خود را با رفتار دیگران تطبیق بدهیم، اما به دلایل مختلف این کار را نمی کنیم. آیا می توانید تصورش را بکنید چه اتفاقی می افتد اگر بتوانید با اشخاصی که دقیقا مانند شما هستند، تماس و ارتباط برقرار نماید؟ دنیایتان به راستی که چه باریک و کم پهنا می شود. این یکی از دلایل رفتارهای منتقدانه و بی انعطاف اشخاص است. اگر شما رفتارتان با رفتار من تفاوت داشته باشد، اگر دنیا را دقیقاً مانند من نبینید حتماً در اشتباه هستید، بی ارزش هستید و حرف نامربوطی می زنید.

کسانی که از جذبه برخوردارند، بی انعطا و اننقادگر نیستند. دوست دارند دنیا را از دریچه چشم دیگران، و نیز چشم خود نگاه کنند. این یکی از اساسی ترین اسرار تاثیرگذاری بر دیگران است- توانایی اینکه دنیا را از دریچه چشم دیگران نگاه کنید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

این بار که با کسی صحبت می کنید، این تمرین را انجام بدهید. اول، آگاهانه بخواهید رفتارهای او را نسخه برداری کنید. باید به صحبتهای آنها گوش بدهید و زبان تن آنها را نگاه کنید.

دوم، بدون توجه به اینکه درباره چه موضوعی حرف می زنند، سعی کنید دنیا را از دریچه چشم آنها نگاه کنید. سری به علامت تایید پایین بیاورید، تبسم کنید، در مقام موافق حرف بزنید. همه ما با کسانی که به ما شباهت داشته باشند، راحت هستیم. به نظرمان می رسد که آنها جذاب و گیرا هستند.

فصل ۳۶: به تمرین بها بدهید

هرگاه فرصتی به دست آوردید، مهارتهای تاثیرگذاری بر دیگران را تمرین کنید. وقتی روشهای جدید را می آموزید، ممکن است کمی بی قواره و خام به نظر برسند. این کاملاً طبیعی است. تنها وقتی این مهارتهای مجذوب کردن دیگران را در صحبتهای با آنها رعایت کردید، به قدری در آنها به مهارت می رسید که طبیعت دوم شما می شوند.

این مهارتها را به شکل خودکار درآورید

وقتی تمرین می کنید و این مهارتها را تکرار می نمایید. خود به خود رفتارهای گیرا ظاهر شدن را به ذهن نیمه هشیار خود می سپارید. بعد از آن، اینها بر ذهنتان غلبه می کنند و برایتان طبیعی به نظر می رسند. این هدفی بوده که از همان آغاز دنبال کرده اید.

تکرار سبب می شود که بتوانید بسیاری از کارها را خود به ود و بدون اینکه درباره شان فکر کنید، انجام بدهید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

از همه مهارتهایی که تاکنون یاد گرفته اید، در هر فرصتی که به دست می آورید، استفاده کنید. در هر لحظه از زمان روی یک مهارت دقیق شوید. مهارتهای تاثیرگذاری بر دیگران را با دوستان، آشنایان جدید و اشخاصی که طی روز با آنها سر و کار دارید، تمرین کنید. تمرین به شما تجربه و اعتماد به نفس می دهد. اینها را در تمام تبادلهایی که با اشخاص دارید، نیازمند هستید.

فصل ۳۷: مهارت را به هنر تبدیل کنید

وقتی از همه روشهای مورد نیاز برای تاثیرگذاری بر اشخاص برخوردار شدید، کارهایی است که تنها شما می توانید انام بدهید. تنها وقتی این نگرشها را به گوش دادن، نگاه کردن و توانمندیهای صحبتی خود اضافه کنید، مهارتهایی که آموخته اید تبدیل به گیرایی و جذبه می شوند.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

توانمندیهای خود در زمینه تاثیرگذاری بر دیگران را به عاداتی در زمینه گوش دادن و صحبت کردن تبدیل نید. اینها اقداماتی هستند که به شما و دیگران شادی و نشاط می بخشند:

  • تصمیم بگیرید با هر کسی که ملاقات می کنید، رفتای خوشایند را به نمایش بگذارید.
  • سعی کنید فهیم باشید و موقعیتها را درک کنید.
  • تصمیم بگیرید که متوجه و علاقه مند باشید، ملاحظه داشته باشید، داوری نکنید.
  • تصمیم بگیرید که سریعاً تبسم کنید و در مقام تحسین و تمجید حرف بزنید

جال اینجاست که وقتی مخاطب را پیش روی خود قرار می دهید، در نهایت خودتان جلو می زنید.

فصل ۳۸: اکنون نوبت شماست

فکر کردن به انجام دادن کاری، همان انجام دادن آن نیست. آماده شدن، همان انجام دادن نیست. تمرین کردن، انجام دادن نیست. تصویرسازی ذهنی، انجام دادن نیست. تنها انجام دادن، انجام دادن است. راه دیگری وجود ندارد. برای اینکه در بهترین شرایط خود ظاهر شوید، باید ذهن خود را چنان شرطی سازی کنید که رفتارها و پاسخهایتان راحت و خود به خود باشند. باید برای تاثیرگذاری بر اشخاص زیاد فعالیت کنید.

ابزار شما برای تاثیرگذاری بر دیگران

خود را در یک صحنه اجتماعی یا تجاری در نظر بگیرید. احساس کنید که آرام، گرم، دوستانه و گیرا هستید. تصور کنید که گیرایی تان را روی شخص دیگری اعمال می کنید. آنها به شما لبخند می زنند و تبسم می کنند.

و سرانجام، برای اینکه ذهن نیمه هشیار خود را با عناصر گیرایی برنامه ریزی کنید، پیوسته از روش وانمودسازی استفاده نمایدد. طوری حرف بزنید، راه بروید و رفتار کنید و تبسم نمایید که انگار روی همه کسانی که در جوار شما قرار می گیرند تاثیر مطلوب بر جای می گذارید. بگذارید واکنشهای فرا گرفته شما، راه را به رویتان باز کنند.

همیشه در لحظه باقی بمانید. برای یک انسان گیرا تنها زمانی که وجود دارد، همین لحظه است. «بار بعدی» وجود ندارد. «فردایی» وجود ندارد. «دوباره سعی خواهم کرد» مطرح نیست. تنها زمانی می توانید از گیرایی برخوردار باشید که به طرف مقابل بیندیشید. همان طور که رام داس می گوید: «حالا همین جا باش!».

فصل ۳۹: گیرایی را بخ حرکت درآورید

توانایی شما در تاثیرگذاری بر دیگران، مثل پولی است که در بانک می گذارید. به این فکر کنید علم و اطلاع جدیدی که درباره گیرایی پیدا کردید تا چه اندازه شرایط اجتماعی شما را متحول می سازد. می توانید به راحتی دوستان جدید بگیرید، کسی باشید که همه می خواهند با شما صحبت کنند. دوستان و بستنگانتان را شاد سازید.

کلید پیشرفت و موفقیت

ارزش شخصی و بازاری شما بیش از حدی که می توانید انتظار داشته باشید، افزایش می یابد. کسانی که بتوانند به شما کمک کنند، درهایشان را به روی شما می گشایند. فرصت مناسب برای رشد و ترقی فراهم می شود.

حالا همه چیز به خودتان مربوط است. چیزی برای باختن ندارید، اما به دست آوردنی فراوان دارید. کیست از کسانی که به آنها علاقه نشان می دهند، از آنها تعریف و تمجید می کنند و بر حرفهایشان گوش می دهند، خوشش نیاید؟ کیست که نخواهد با کسی که راه نفوذ بر دلها را می داند؟ معاشرت کند؟

بخش پاداش ویژه: قدرت گیرایی به هنگام برقراری تماس تلفنی

بسیاری از ما فرصت قابل ملاحظه ای را صرف صحبتهای تلفنی می کنیم. با شکل گیری تلفنهای همراه، در هر جایی که نگاه می کنید اشخاص را در حال صحبت تلفنی می یابید. ایجاد گیرایی به هنگام صحبت تلفنی می تواند بر گیرایی شما در برخورد با دیگران بیفزاید. از روشهای ساده زیر استفاده کنید.

اقدام شماره ۱ : تأثیر اول

حتما شما هم این را شنیده اید که می گویند فرصت دومی برای تأثیر گذاری اولیه به دست نمی آورید. این تأثیر گذاری اولیه گاهی رودر رو نیست، بلکه به شکل تلفنی انجام می شود.

بسیاری از فروشندگان حرفه ای و بازرگانان تقریبا هرگز طرف مقابل خود را حضوری نمی بینند، بلکه معامله بیشتر تلفنی صورت می گیرد. آنها از این طریق به موفقیت می رسند زیرا شخصیت های تلفنی ایجاد می کنند که می توانند در دیگران تأثیر بگذارند.

اقدام شماره ۲: به طرز صحبت و گوش دادن اشخاص توجه کنید

شروع صحبت تلفنی به شما اطلاعات قابل ملاحظه ای درباره طرز صحبت کسی که با او حرف می زنید، مخابره می کند. به زودی متوجه می شوید او بر اساس اندیشه خود حرف می زند یا احساسش.

کلماتی که اشخاص برای صحبت کردن از آن استفاده می کنند و طرز صحبتشان نشان می دهد که برای آنها چه چیزی در آن زمان اهمیت دارد. وقتی با کسی حرف می زنید یا به صحبتهای او گوش می دهید، سعی کنید با آن شخص همخوانی کافی به دست آورید.

جزئیات در برابر احساسات: برای مثال : وقتی به نظر می رسد کسی به بحث درباره جزئیات اطلاعاتی یک موضوع علاقه مند است، باید از صحبت درباره احساسات و عواطف خودداری ورزید. عکس این مطلب هم صدق می کند. اگر احساس می کنید مخاطب شما به جنبه های احساسی و عاطفی بها می دهد، از صحبت کردن درباره منطق خودداری ورزید تا آن شخص طرز صحبت را تغییر بدهد. باید سعی کنید روی طول موج مخاطب خود باشید. تصورش را بکنید، کسی درباره زیبایی و هوای خوب یک منطقه کوهستانی و گذراندن مرخصی در آنجا حرف بزند، و شما درباره شرایط جغرافیایی، زمین شناسی و محصولاتی که در آن منطقه به عمل می آید حرف بزنید.

او درباره احساسات حرف می زند، و شما واقعیت به او تحویل می دهید. نتیجه آن می شود که گیرایی خاصی ایجاد نمی شود و صحبت نمی تواند روان باشد.

اقدام شماره ۳ : آنچه را که اشخاص می خواهند، به آنها بدهید

اگر می خواهید گیرایی داشته باشید، به این نکته توجه کنید. موضوع درباره شما نیست. خودتان را فراموش کنید. طرف دیگر را مقید و ملزم کنید. وقتی با کسی تلفنی حرف می زنید، تصور کنید که گوشی تلفن در حکم گوشهای مخاطب شماست. با گرمی و به آرامی حرف بزنید. این گونه صحبتهای شما صمیمانه تر به نظر می رسد.

قطع کلام مخاطب می تواند بد برداشت شود. می تواند به نوعی تحقیر کننده به نظر برسد. اگر لازم است سخن مخاطب خود را قطع کنید، به او بگویید :« مرا می بخشید که سخن شما را قطع می کنم، اما نمی خواهم مطلبم را فراموش کنم.»

در این زمینه، ۲۲ نقطه نظر قدرتمند وجود دارد که به کمک آن می توانید در تماس های تلفنی  از جاذبه ی کافی برخوردار گردید:

  1. طرف مقابل را به صحبت کردن تشویق کنید. وقتی نوبت صحبت به شما می رسد، از مخاطب خود سئوال کنید. هر چه بیشتر گوش بدهید، جذاب تر به نظر می رسید.
  2. به روشنی، سادگی و مستقیم حرف بزنید. اگر طرف مقابل از زبان معمولی استفاده می کند، شما هم باید کار او را بکنید.
  3. با تمام وجود گوش بدهید زیرا این تنها راه یاد گرفتن است. اغلب مردم به جای گوش دادن حرف می زنند، که این در صحبتهای تلفنی بیشتر دیده می شود.
  4. شنونده ی صبوری باشید. حتی اگر با چند کلمه حرفی که مخاطب شما می زند به موضوع پی بردید، بگذارید که او حرفهایش را تمام کند.
  5. شنونده ی پویا باشید. از تأییدهای صوتی و کلامی استفاده کنید: «آها»، « که این طور»، «راستی؟»، «نگو»، «البته» و غیره.
  6. بدون توهین سخن او را قطع کنید. قطع کلام مخاطب می تواند بد برداشت شود. می تواند به نوعی تحقیر کننده به نظر برسد. اگر لازم است سخن مخاطب خود را قطع کنید، به او بگویید : «مرا می بخشید که سخن شما را قطع می کنم، اما نمی خواهم مطلبم را فراموش کنم».
  7. از مثالها و حکایات کوتاه استفاده کنید. وقتی نوبت صبح به شما می رسد، با حرفهایتان کمی نمایشی ظاهر شوید. تا می توانید رنگی و تصویری حرف بزنید.
  8. هرگز فرض نکنید. حتی اگر صحبت شما دوستانه است، حرفی را که به پدر یا مادرتان نمی توانید بزنید، به مخاطب خود نزنید
  9. شتاب به خرج ندهید. آرام حرف بزنید. از صدای عمیق تر استفاده کنید. این بهتر از سریع و بلند حرف زدن است.
  10. از مکثها استفاده کنید. وقتی شما یا مخاطب شما به فکر کردن احتیاج دارید، از مکث استفاده کنید. بگویید: «یک لحظه به من فرصت بدهید تا در این باره فکر کنم».
  11. اطلاعات بیش از اندازه ندهید. به اشخاص در حد نیازشان اطلاعات بدهید، نه بیشتر.
  12. با روحیه و نگرانیهای مخاطب خود همدردی نشان دهید. اگر ناخشنود هستید، به خاطرشان ناخشنود باشید. و اگر خوشحال هستید، شما هم ابراز خوشحالی کنید.
  13. با انرژی صحبت کنید. لحن و بلندی صدایتان را تغییر بدهید. سرعت ادای کلمات را تغییر بدهید. روی موضوعات مهم تر، از سرعت خود بکاهید. وقتی به جزئیات می رسید،سرعت بیشتری بگیرید. چیزی از یکنواخت صحبت کردن خسته کننده تر نیست.
  14. احساسات خود را ابزار کنید. صدا و طرز گفتار شما باید اشتیاقی در دیگران ایجاد کند. باید خوشایند و هیجان بخش باشد.
  15. در تلفن لبخند بزنید. تبسم را می توان شنید و احساس کرد. با تغییر کردن شکل لبها و دهان خود، تبسم به راحتی مخابره می شود. صدایتان گرم و دوستانه تر می شود.
  16. آنچه را که از اشخاص می خواهید، به آنها بدهید. اگر می خواهید هیجان زده شوند، باید هیجان زده به نظر برسید. اگر می خواهید آنها را متقاعد کنید، باید متقاعد به نظر برسید.
  17. روی حرفهایی که شنیدنش برای مخاطب شما جالب است تأیید کنید. مطمئن شوید که نقطه نظرها، عقاید و مشغله های ذهنی او را رعایت نمایید.
  18. توصیه نکنید و پند و اندرز ندهید. این نکته ای است که به هنگام صحبتهای تلفنی هم باید آن را رعایت کنید. اگر کسی از شما نظر خواست، بهتر است از او بپرسید: «به نظر خودتان چه باید بکنید».
  19. همیشه اجازه بدهید. وقتی آنها از شما نظر خواهی نکرده اند اما شما می دانید که آنها چه نیازی دارند، بگویید: «می توانم نظر بدهم؟».
  20. به خشم و پرخاشگری با ملایمت جواب بدهید. اگر شما هم مانند آنها حرف بزنید، ممکن است در بحث برنده شوید، اما جنگ جاذبه را باخته اید.
  21. تا آخرین لحظه ای که صحبت می کنید، گیرا ظاهر شدن را فراموش نکنید. سعی کنید در هر حرفی که می زنید، گیرا ظاهر شوید. حتی در خداحافظی هم این موضوع را رعایت کنید. آیا تا کنون با کسی تلفنی حرف زده اید که ناگهان تماس را قطع می کند؟
  22. تصور کنید که شنونده را راهنمایی می کنید. سعی کنید در نقش بهترین مرشدان و مربیان ظاهر شوید. آگاه، صبور، مهربان، پر توجه، علاقه مند، گرم و هماهنگ ظاهر شوید. سعی کنید تا حد امکان گرم و دوستانه باشید.

با کمی اندیشه و تمرین،این مهارت ها، در حکم ابزاری قدرتمند و پر ارزش در زمینه های زندگی اجتماعی و شغلی و حرفه ای شما می شوند، و ان شاءالله کیفیت روابط شما را متحول می سازند

ابزار شما برای تأثیر گذاری بر دیگران

از امروز تصمیم بگیرید، به هنگام صحبت تلفنی، عالی  ظاهر شوید. پیشنهادات ارائه شده را روی کاغذ بنویسید و هرگاه تلفنی حرف می زنید، آنها را در برابر چشمان خود قرار بدهید. گهگاه این توصیه ها را رعایت کنید و مترصد فرصتی شوید که آنها را به کار ببرید.

دوم، هر مکالمه ی تلفنی را چونان یک جلسه مهم ارزیابی کنید. اجازه ندهید، عواملی حواس شما را پرت کنند.

با کمی اندیشه و تمرین، این مهارت ها، در حکم ابزاری قدرتمند و پر ارزش در زمینه های زندگی اجتماعی و شغلی و حرفه ای شما می شوند، و ان شاءالله کیفیت روابط شما را متحول می سازند.

 

کلاس و دروه های آموزش فن بیان ,نفوذ در دیگران , سخنوری ,مجری گری ,ارتباط موثر  ,چگونه جذاب باشید و کاهش لهجه 

برای اطلاعات بیشتر با شماره تلفن : 05138911180 و یا 09303702299 تماس حاصل فرمایید. 

آخرین ورودی ها

  • دعا برای نفوذ کلام

مشاوره رایگان همین حالا تماس بگیرید!!
دوره های حضوری و غیر حضوری از تمام کشور
مشاوره رایگان دوره های مدیریت : 05138911180 و یا 09303702299